هر روز ما عاشوراست



حضرت امام حسین صلوات الله علیه صبح روز عاشوراء و شاید در اولین خطابه‌ چند تن از سران کوفه را به نام صدا زدند و از آنها پرسیدند : « این شما نبودید که نامه نوشتید که میوه‌های درختان رسیده و اطراف زمین سرسبز شده اگر به سوی ما بیائی لشکری آماده و تحت فرمانِ خویش خواهی یافت ؟ »

 

قیس بن اشعث که یکی از آنها بود گفت : « ما نمی‌فهمیم چه می‌گوئی ! اما بیا و با یزید بیعت کن.»

امام فرمودند : « به خدا سوگند دست ذلت به شما نمی‌دهم و مثل بردگان بار ستمتان را به دوش نمی‌کشم. » :

« لَا وَ اللَهِ ، لَا أُعطِیکم بِیدِی إِعطَآءَ الذلِیلِ وَ لَا أَقِر لَکم قَرَارَ العَبِیدِ ... »

این « نه » ، فریادی بود که سیّد الاحرار از زبان تمام آزادگان برآورد و برای همیشه بر سینه‌ی ذلّت ، دست رد زد.

 

زیرا بیعت با اشرار بر آزادگان حرام است و لو به قیمت جان و اهل و عیال تمام شود ، در چنین شرائطی تنها تکلیف و تنها راه ، مبارزه است ، حتی اگر تنها بمانی و یقین کنی که حریفِ افواج دشمن نیستی.

قطعا مرگ با عزّت‌ ، بر حیات در گرو ذلّت ، برای آزادگان ترجیح دارد.

و تاریخ هنوز در عاشورا متوقف مانده ، هنوز هم جهان در إشغال أشرار حرامخوار و در بیعت با ظالمین است و هنوز راه‌ها بر أحرار بسته است ، آب « قحط » است و « حرمله‌ها » آن را مشروط کرده‌اند !

 

چگونه کوفی صفتان بر جنایت می خندند و با سلاخان دست می دهند و با آنها پیمان می بندند و با درآمدهای نامشروع و خیانتیهایشان ، جامعه را به قهقرا می کشانند ... و دم از مسلمانی هم می زنند ؟

 

آیا نشنیدند که امام رحمه الله علیه دعوت به تمکین و بیعت با ظلم را چگونه پاسخ داد ؟

آیا نمی ‌دانند عباس بن علی علیه السلام امان‌نامه‌ی اشرار را چگونه رد کرد ؟

کاش ببینیم که در یمن و سوریه و عراق و بحرین و فلسطین و میانمار و کشمیر و نیجریه و افغانستان و پاکستان ، هنوز سیل خون جاری است و هنوز حرمله دارد کودک می‌کشد و عمرسعدها امان‌نامه آورده اند و هنوز شمرِ ( حاضر در صفین و در رکاب مولا ) از روی سینه‌ی مبارک امام پایین نیامده .... و کاش از خواب غفلت بیدار شویم.

زیرا هنوز عاشوراء است ...


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است