فرآیند زندگی از منظر قرآن - جلسه 10



بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دهم فرآیند زندگی از منظر قرآن

تاریخ : 30/9/94

 

تکلیف برای چیست؟

هر مخلوقی که دو جنبه متضاد دارد ،برای اینکه یک جنبه بر دیگری غلبه پیدا کند باید خودش را مکلّف کندبنابراین ملائکه،جماد،گیاه تکلیف ندارد موجوداتی که مجبورهستند،یک جنبه دارند،تکلیف ندارند یعنی تعهد ذاتی خود را عمل میکندد مثلا ملائکه ای که باید رکوع کنند سجده نمیکنند وملائکه ای که سجده میکنند،رکوع نمیکنندمثلامَلَک رقیب کاری به ملک عتید ندارد

تکلیف یعنی چه؟

تکلیف یعنی:بارکردن،به گردن گرفتن،عهده دار کارهای سخت وشاق شدن،وظایفی که باید اجرا شوند

یا،به فعالیتهای هدفمندی که برای شکوفا شدن استعدادهای نهفته ی درونی لازم است

(عمل شاق اِصر است اصر،تکالیف منفی است مقابل تکالیف الهی که مثبت است)

مکلف شدن درواقع رسیدن به هنر خودرهبری،خودمدیری ،خودکاری،مسئولیت پذیری،خودانضباطی است

انواع تکلیف

تمام تکالیف به دو نوع تقسیم میشوند

1-نتیجه محور یا محصول محور

2-فرایند محور یا رفتارمحور

گاهی خود کار برای ما مهم است ولی گاهی نتیجه کار برای ما مهم است

در تکالیف نتیجه محور،فقط کارارزش دارد اما تکالیف فرایند محور،فقط رشد وتحول وبالندگی وصفات خود انسان ارزش دارد

منّت،اذیت،ریا باعث ازبین رفتن وحبط عمل میشود هرکس به جایی رسیده با نیت رسیده نه با عمل.نتیجه،تحولی است که در خود ما رخ میدهد در مزرعه دنیا ما زرع هستیم لذا باید گل باشیم تا برای بهشت انتخاب شویم پس کار برای ادم شدن من است نه من برای کار.

اگر نتیجه ارزش باشد:

اولاً:نیت ومسلمان یا کافر بودن فرد،دخالتی در ارزش کار او ندارد

ثانیاً:کمیت جای کیفیت را میگیرد وافراد به ارائه آمار اکتفا میکنند

ثالثاً:در انصورت افراد بیمار ومعلول وضعیف،هیچ ارزش وجایگاهی در پیشگاه الهی نخواهند داشت

وقتی فرد زارع نیست ،رشد خود او مهم است نه اینکه چقدر کار کرده است

در دعای کمیل میگوییم "فی خدمتک سرمدا"پس اگر خدمت به دیگران باعث رشد خود مابشود خوب است

رابعاً:عمر بیشتر،عامل سعادت بیشتر خواهد بود وشهدا وانها که در جوانی میمیرند،سهمی در بهشت نخواهند داشت

خامساً:ثروتمندان با چند باررفتن به حج وعمره وعتبات وکارهای ثواب دار؟!!!!

همه ی بهشت را می خرند

در حالیکه کاری ثواب دارد که نیت درست باشد کار ثواب دار بدون نیت نداریم

و خود کار ارزش ندارد در خطبه 157 نهج البلاغه امیر المؤمنین صلوات الله در باره کسی که به غیر خود مشغول است،میفرمایند:

فمن شغل نفسه بغیر نفسه تحیر فی الظلمات و ارتبک فی الهلکات ومَدَت به شیاطینه فی طغیانه وزینت له سیء اعماله

پس ان کس که به جز بحساب نفس خویش بپردازدخود را در تاریکیها سرگردان ودر هلاکت افکنده است شیطانها مهارش را گرفته وبه سر کشی وطغیان میکشانند ورفتار زشت اورا در دیده اش زیبا مینمایانند

سادساً:دیگرنیازی به تفکر وتعقل نبودوفقط کار بیشتر ارزش داشت

اما اگر فرایند محور ارزش با شد:

انسان باید هرکاری را فقط با فکر وعقل وفهم وشعور ومعرفت وانسانیت انجام دهدوخودش را شکوفا کند زیرا خداوند فقط منتظر تقرب خودانسان است واوباید خودش به کمال برسد در انصورت نیت وصداقت واخلاص وبه حق ومجاز بودن کار ملاک ارزیابی خواهد بود لذا ملاکهای قران در ارزیابی اعمال انسان عبارتند از :

1-لیبلوکم احسن عملاً          آیه7سوره هود

باید کار حُسن فاعلی وحُسن فعلی داشته باشدکاری که احسن عمل نباشد کاری لغو است

2-ان اکرمکم عندالله اتقیکم   آیه13 سوره حجرات

قران،کریم است یعنی برای همیشه ،همه جا،راه زندگی است ،بشارت است ،انعطاف دارد

3-اینکه در خلوت خود ،خود را درمحضرخدا ببینیم وارزشهای الهی را در خلوتمان درست رعایت کنیم

إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ

كسانى كه در نهان از پروردگارشان مى‏ترسند آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود(آیه12سوره ملک)

......انما یخشی الله من عباده العلماء......

...... از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ترسند..... آیه28سوره فاطر

4-اگر به کسی غذا میدهید به عشق او(خدا)بدهید(اگر کاری انجام میدهید از روی عشق باشد)

اعمال عاشقانه،اعمال مستحبی است

إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا

ما براى خشنودى خداست كه به شما مى‏خورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم (آیه9سوره الانسان)

بهترین اجر،شوق به ادامه کار است که نشانه پذیرفته شدن کار است

چه زحمت دادن وزحمت کشیدنی خوب است ؟

هرکار سخت وهر زحمتی که تفکر وتعقل ورشد انسان را فعال واورا به احسن الحال وکمال برساند وطهارت وفرایند زندگی او را افزایش دهد خوب وارزشمند است

تکلیف انسان چیست؟

هرانسانی ناخوداگاه می کوشدتا ازوضع موجودبه وضع مطلوب برسدبه عبارت دیگرتمام مردم در جستجوی خوشبختی وکمال خودهستند

اماتمام مردم جهان برای رسیدن به خوشبختی وکمال فقط دوراه متضاد در پیش روی خوددارند:

1-راه بیرون   یا   2-راه درون

زیرا این دوراه به انسان نزدیکند

راه بیرون=دنیا        راه درون=قربی

هم دنیا وهم قربی به معنی نزدیکی است

انسان با انتخاب راه اول با حواس باید حتی ناخوداگاه برای دستیابی به : مدرک،ثروت،قدرت،شهرت،شهوت.....ودنیا به هرقیمتی تلاش کند

وهمین اهداف دنیوی اورا به خودخواهی ومنیت ونفسانیت وخصلتهاورفتارهای زشتی مانند:

غفلت،جهالت،بخل،حرص،حسد،دروغ،غرور،تکبر،شرک،ظلم،کفر،نفاق،فسق،

فجور،عداوت،تعدی،ربا،ریا،زنا،فحشا،اسراف،تبذیر،وتمام گناهان ورذائل،تنبلی، سستی،.....وسایر رذائل میکشاندوفرایندزندگی فرد را مختل میکنند واین خصلتها ورفتارهای خودخواهانه انسان راگمراه واز رشد وکمال وسعادت واز نبوت وخدا قطعا دور میکندپس دنیا الکی نزدیک بود

فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

پس اگر تو را اجابت نكردند بدان كه فقط هوسهاى خود را پيروى مى‏كنند و كيست گمراه‏تر از آنكه بى‏راهنمايى خدا از هوسش پيروى كند بى‏ترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمى‏كند(آیه 50 سوره قصص)

الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ

همانان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى‏دهند و مانع راه خدا مى‏شوند و آن را كج مى‏شمارند آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند(آیه 3سوره ابراهیم علیه السلام)

نشانه تقرب

اگر من به خدا نزدیک شده باشم از طریق درون(قربی)علامت ان چیست؟

مهمترین نشانه تقرب ، داشتن ولی  و رسیدن به ولایت است

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ

چرا كه خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند ولى كافران را سرپرست [و يارى] نيست(ایه11سوره محمدصلوات الله)

                                                   صلوات

 

برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است