نعمت ولایت پذیری



چرا « شیعیان » در این ایام و در تمام روزهای سال باید بگویند : « الحمد » لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه أمیرالمومنین و الأئمه المعصومین صلوات الله علیهم ؟

چرا مکلّف به « شکر » و « مدح و ثناء » نشدند ؟

و چرا برای « تمسک » خود ، از « جعل » استفاده می کنند ؟


مطهره تابش     1395/07/07 - 20:25
با عرض سلام وتشکر شاید بتوان 'گفت حمد جامعتراز مدح وثناوشکراست زیرا مدح،ابرازی زبانی و شکر هم زبانی وعملی است اما حمد،جامعتراست یعنی ستایشی که فقط زبانی نیست ولازمه اش عمکردی متناسب است یعنی انسان را به حرکت وامیدارد ما خدارا حمد میکنیم بخاطر تمسک به ولایت بعبارتی خود حمد مستلزم عمل نیکوی مناسب است اما واژه جعل در قران برای موارد خاصی مثل زوجیت(که تقریبا8باربکاررفته)وبرای امورطیبعی مانند جعل اسمان وزمین وشب وروز واعضای بدن و...بکار رفته که اولا از طرف خداست وثانیا مانند نصب کردن نیست که امکان لغو داشته باشد زیرا فرد متصوب که از طرف افراد است ، را میتوان برکنارکرد ولی اگر نقشی برای کسی جعل شد قابل برداشتن ولغو نیست لذابرای ولایت هم جعل بکاررفته زیرا ولایت پذیری لازمه انسان بودن وخلیفه خداشدن است وبدوم ولایت پذیری امکان کمال وجود نداردمانند بسیار امور فطری که از لوازم کمال انسانی است واین استعدادرا خداوند در وجود همه انسانها قرارداده است حال فرد ممکن است با ایمان وعقلانیت خود بااستفاده درست از این ویژگی راه کمال را طی کند وفردی باعدم پذیرش ان مانع کمال خود شودلذاامری است که باید حمدکرد یعنی علاوه بر ستایش زبانی عملاباتمسک به ولایت سیر اناالیه راجعون را طی کرد با تشکر

با سلام و تشکر فراوان از اظهار نظرات مومنانه ی شما. حمد ، محصولِ « درک زیبایی و فهم عظمتِ چیزی » است. پس باید عاقلانه و عالمانه و عارفانه و هنرمندانه ، « زیبایی و عظمتِ ولایت أمیرالمومنین صلوات الله علیه و أئمه أطهار صلوات الله علیهم » را در « ایجاد یکپارگی و انسجام عناصر جهان » و « ظهور تمام دین » و « غلبه حق بر باطل » ، « درست ببینیم و خوب درک کنیم و با دقت و با تمام أجزاء وجودمان بفهمیم » تا بتوانیم « حامد » باشیم. این حمد ، قطعا با « محبت و إطاعت و تبعیت و عشق و احترام کامل و دائمی » همراه است. اللهم ارزقنا

آذرباد     1395/07/06 - 16:03
سلام.آیا می شود کسی یزیدیان را قبول نداشته باشد ولی جبهه حق رایاری نکند یزیدیان را هم یاری نکند وبگوید من نمی دانم چه کسی راست می گوید مثلا درانتخابات شرکت نمی کنند چون نمی دانند کدام حزب وگروه چه کاره هستند !

با سلام به شما و سلام به پرسش مومنانه ی شما. یکبار معاویه و یکبار یزید از همین ترفند استفاده کردند و به مسلمانان اعلام کردند که اگر نمی فهمید که حق با ماست لااقل « بی طرف » بمانید. و افراد بسیار زیادی مثل سلیمان صردی ها ، به گمانشان زرنگی کردند و اعلام بی طرفی نمودند اما این کار آنها ، « به نفع معاویه و یزید » تمام شد و برای آنها خفت و خواری و ذلت به بار آورد. تصور کنید در مجلسی « صد نفره » برای کاری «رأی گیری» می کنند «49 نفر موافق» ، « 1 نفر مخالف » و « 50 نفر بی طرف و ممتنع » می شوند. آن کار تصویب نمی شود. چرا ؟ چون همیشه « آراء ممتنع » با « آراء مخالف » جمع زده می شوند. پس شرکت نکردن در هر انتخاباتی ، « خودش یک انتخاب » است و حتما به نفع « مخالفین » است ضمنا نشانه ی مُردگی و زنده نبودن هم هست. چون تمام مردم جهان و تاریخ فقط می توانند در یکی از دو جبهه ی حق یا باطل باشند لذا هر انسان عاقل و بالغ و مومنی ، موظف است حتی با شنیدن هر « خبری » ، « واکنش » مثبت یا منفی (عاقلانه و عالمانه و آگاهانه) داشته باشد. دین و عبادت منهای نبوت و امامت و ولایت و سیاست ، مثل آن چند هزار سال عبادت ابلیس ، بی ارزش است. دین منهای سیاست را قرآن ، ضلالت و نفاق و فسق می نامد. لذا فرمودند : آنکه بمیرد و امام زمانش را ( به عنوان اسوه و ملاک و معیار حق و باطل ) نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.

آذرباد     1395/07/05 - 04:18
باسلام.با توجه به آنچه شما فرمودید یعنی خیلی از شیعیان ممکن است متمسک نباشند چون بر سیره ااهل بیت استقامت نکردند ویا ممکن است استقامت نکنند ، پس چطور است که می گویند محبت حضرت علی علیه السلام مانع آتش جهنم است؟ یا یک قطره اشک برامام حسین گناهان را پاک می کند ویا زیارت قبوراهل بیت بهشت واجب می شود؟!آیا ان ها درمتمسک شدن ملاک می باشد؟ ممنون از شما

با سلام و تشکر از توجه عاقلانه ی شما. ظاهرا مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها فرموده اند : امام مانند کعبه است که مردم باید نزد او بروند. اگر شیعیان متمسک به عقل و قرآن و أهل بیت صلوات الله علیهم بودند سه ماه بعد از غدیر و قبل از دفن پیکر مطهر رسول أکرم صلی الله علیه و آله مسلمانان به جز سه یا چهار نفر « مرتد » نمی شدند و خلافت غصب نمی شد و در صفین اقتدار جمل حفظ می شد و آن فضاحت و خفت به بار نمی نشست و امام حسن مجتبی صلوات الله علیه مجبور به صلح با نکبتی به نام معاویه نمی شدند و پیکر مطهر امام موسی بن جعفر صلوات الله علیه سه روز بر روی پل بغداد نمی ماند و أمر امامت و ظهور تا به امروز به تاخیر نمی افتاد. در کتاب تحف العقول ، بخش سخنان امام صادق صلوات الله علیه ، آن امام بزرگوار می فرمایند : (نقل به مضمون) به خدا سوگند که چند بار أمر ما نزدیک شد اما به خاطر « رازدار نبودن » و تخلفات شما به تاخیر افتاد. تمام احادیث باید در کنار عقل و در تبیین آیات قرآن مطرح شوند. مثلا قرآن با تجلیل از فردی به نام بلعم باعورا ، می فرماید : او خودش را « سلاخی » کرد و لباس عقلانیت و ایمان و معرفت را از خود جدا کرد و .... و یا ضمن تجلیل از « مهاجرت و مجاهدت » مهاجرین و انصار ، اکثر آنها را به خاطر بی بصیرتی و متمسک نبودن ، خوش عاقبت معرفی نمی کند. لذا در قرآن توصیه شده ایم که زیاد بگوئیم : ربنا لاتزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و ... زیرا : و العاقبه للمتقین. شاید اولین فردی که به خاطر شهادت جانسوز امام حسین صلوات الله علیه از نعمت گریه برخوردار شد خبیثی به نام یزید بود اما او از برکات آن گریه بهره نبرد و از خواب غفلت و جهالت و تکبر بیدار و متحول نشد. گریه خوب است ، محبت خوب است ، هشتاد کیلومتر پیاده روی در اربعین خوب است اما آیا حدیثی هست که بگوید اینها جای « اطاعت از عقل و تعالیم قرآن » و « واجبات » و مثلا جای « نماز » و « حق الناس » را می گیرند ؟

آذرباد     1395/07/04 - 02:53
سلام.با تشکر از توضیحات شما.هر انسان عاقل وبالغی خود را نیازمند به آفریدگار می یابد ودرتنهایی ها ودر رنجها وسختیها او ا صداا می زند، کسی که خود بی نیاز است و هم اورا می بیند و او رانجات می دهد . "نصب "به معنی بر پاکردن وگماشتن می باشدو"مستقرکردن"به معنی قرار دادن به همراه تثبیت کردن است.""جعل"به معنی ساختن یعنی بدل کردن ودگرگون کردن (البته شاید)

با سلام . 1ـ « ستایش » انسان ، فقط به خاطر « زیبای ها و کمالات و صفات جمال و جلال » است. حالا باید ببینید در « تمسک به ولایت أمیرالمومنین و أئمه أطهار صلوات الله علیه » چه زیبایی هایی عظیمی نهفته و قابل فهم و درک است که آنها را « حمد » می کنیم. 2ـ « نصب و استقرار » ، « موقتی » هستند اما « جعل الهی » ، « همیشگی » و همه جانبه است. هر مقامی را که خداوند برای فردی جعل می کند یعنی خصوصیات و لیاقت و قابلیت و ظرفیت آن فرد ، هرگز تحت هیچ شرائطی تغییر نمی کند و از بین نمی رود. باید دید آیا تمام اصحاب أئمه أطهار صلوات الله علیهم ، بر « تمسک » خود پا بر جا ماندند ؟ چرا متمسک نماندند ؟ « جعل » ایراد داشته یا اصلا « جعل الهی » مشروط به « متمسک » بودن و « بعد » از تمسک است و به صرف « محبت » صورت نمی گیرد ... ؟ پس چه جالب است که حضرت آقا می فرمایند بگوئید : اللهم « اجعلنا » من المتمسکین ... (آمین)

آذرباد     1395/07/02 - 02:40
باسلام وتشکراز شما وهمه اعضای شرکت کننده در گفتگو .به نظرم حامد یعنی ستایش کننده واینکه چرا برای تمسک جعل به کار برده شده اگر جعل به معنای قرار دادن باشد یعنی ولایت امیرالمومنین برای ما چون ریسمانی قرار داده شده است تاما با آن ریسمان در مسیر حق قرار گیریم.مدح به معنی ستایش وثنا دعا می باشد.پس تنهاراه تمسک سیره وروش امیرالمونین صلوات الله علیه می باشد.

با سلام به شما و سلام به اندیشیدن شما. پرسش 1 : شما و هر انسان عاقل و بالغ و با بصیرتی ، « چه چیزی » را « ستایش » می کنید ؟ پرسش 2 : به نظر شما « جعل » با « نصب » و « قرار دادن و مستقر کردن » چه فرقی دارد ؟

اکبری     1395/06/31 - 11:57
با سلام خدمت استاد عزیز به نظرم "شاکر"، همان "حامد" ای است که واقعا آن چیزی را که "ستایش و ثنا " میکند ، درک کرده باشد.یعنی این ستایش فقط از زبان بر نیامده باشد و از درون و جان ، بابت چنین نعمت و لطفی خدا را شاکر باشد. این لطف را منت پروردگار به خود بداند و بداند چه گوهری در سینه ی آن قرارداده شده و در جهت حفظ و پرورش آن گوهر تلاش کند نه فقط صرفا مداح و ثناگو باشد (زبانی) به نظرم نعمت ولایت پذیری علی ع ، منت خداست ، نوریست که به سینه هر کس تابیده نمی شود و باید قدردان این نور باشیم که متاسفانه کمتر متوجه این قضیه هستیم.

با سلام به شما و سلام به اظهار نظر مومنانه ی شما. همانطور که فرمودید : مدح و ثناء ، « زبانی » است و قرآن « شکر » را « عملی » می داند. لطفا بفرمائید : « حمد » چگونه است ؟ و چه ارتباط با « مدح و ثناء و شکر » دارد ؟ ضمنا نوشته اید که : نعمت ولایت پذیری ، « نوری » است که به سینه ی هر فردی تابیده نمی شود ، پرسش : آیا آن نور به هر قلب و سینه ای تابیده نمی شود ( که در آنصورت « ظلم الهی » و اشکالات دیگر مطرح می شود ) ، یا نور بر همه می تابد اما هر قلب و سینه ای « قابلیت و ظرفیت و لیاقت » دریافت و « انعکاس » آن نور را ندارد ؟ به نظر شما میان این « انعکاس » و آن « تابش و بارش نور » چه رابطه ای است ؟

علی     1395/06/31 - 09:00
جَعَلَ : عَطا كرد مانند « اجْعَلْ لي لسانَ صِدْقٍ »: به من زبان راستگويى عطا كن متمسك : ملتزم ، پايبند ، مقيد ، وابسته به ، متكي به خدایا به ما التزام و تقید به ولایت امیر مومنان را عطا بفرما

با سلام به شما و تشکر از اظهار نظر شما. از آنجا که در نظام حکیمانه ای الهی ، هیچ دو کلمه و دو مخلوقی ( با تمام مشابهت هایشان ) قطعا « برابر » نیستند ، پس ممکن است در « جعل » ، « عطا » هم باشد اما حتما جعل با عطا برابر نیست. لطفا مواردی را که در قرآن برایشان « جعل » صورت گرفته مرور کنید ( مانند : جعل خلافت ، جعل امامت ، جعل زوجیت و ... ) تا بتوانید خصوصیات روشن تری را برای فهمیدن و تصور کردن این واژه ی زیبا ارائه فرمائید. و برای اینکه از « درستی روند پژوهش خود » مطمئن شوید ، کارتان را با پرسش های مناسب مورد بازبینی قرار دهید. مثلا : جایی می بینید که نوشته : جعل یعنی عطا ، از خودتان بپرسید آیا « امامت و ولایت » ، « ممکن » است به « معاویه » هم « عطا » شود ؟ موفق و موید باشید . با تشکر

آذرباد     1395/06/31 - 01:05
سلام. عید ولایت بر شما مبارک.شاید در غدیر پیامبر مردم وتمام مسلمانان را دعوت به بیعت با امیرالمومنین کردند وهر کس این تکلیف وکلام پیامبر را بپذیرد باید در راه وروش حضرت علی علیه السلام ثابت قدم باشدواین تکلیف ر برخود در هر شرایطی لازم بداندودر واقع جا بر آنجا که ایشان قدم گذاشته اند بگذاردوسخن اهل بیت در هر روز شاخص رفتارهای فردی ، اجتماعی وسیاسی اودرهر شرایطی باشد.

با سلام و تشکر از شرکت شما در این بحث. لطفا فرق « حامد » بودن را با « شاکر و مداح و ثناگو » بودن و معنی « جعل » را روشن کنید.

محمّدی     1395/06/30 - 21:46
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: شيعيان ما از باقيمانده گل ما آفريده شده‌اند، ولايت ما در سرشت آنان عجين گشته است، آنان با خوشي ما خوشحال و با ناراحتی ما ناراحتند. و با توجه به معنی "تمسّک"، احتمالاً المتمسکین بولایه.. یعنی شیعیانی که طلب محبوس شدن در ولایت ائمه علیهم‌السلام و حفظ و باقیماندن در آن حالت را دارند. شاید حدیث بالا بتواند دلیل "جعل" باشد.

با سلام و تشکر از پاسخ شما. به نظر می رسد : اولا : نقل این حدیث به این شکل ، « توهم جبر » را إلقا می کند و اینکه شیعه ، ذاتا شیعه است ( و شیعه بودن هیچ ربطی به عقل و منطق و باورها و گفتار و رفتار و اخلاق فرد ندارد ) و غیر شیعه ، اصلا سرشتش برای شیعه بودن مناسب نیست ( و غفلت و انحراف و تخلفات او هیچ ربطی به جهل و جهالت و لجاجت و عناد و عداوت و ظلم و جور و فسق و فساد او ندارد ). در این صورت بهشتی یا جهنمی شدن افراد آیا حجت منطقی خواهد داشت ؟ ثانیا : نوشته اید : « شیعیانی که « طالب » در حصار ولایت ماندن هستند » یعنی : « خودشان اراده کرده اند و خواسته اند و هیچ جبری در کار نبوده » ، به نظرم این کلام شما درست و منطقی است و با آن عبارت ابتدای شما تضاد دارد. ضمن اینکه « متمسِک » هم ، « اسم فاعل » است و « ارادی » بودن کار را بیان می کند. به نظر می رسد : در کلمه « جعل » ، اصلا « اجبار » نیست بلکه « لیاقت و قابلیت و ظرفیت و سنخیت و توفیق و ... » مطرح است. لطفا « مواردی » را که در قرآن « جعل » شده اند را مرور کنید و لطافت های این واژه ی زیبا را بیابید. لطفا ببینید چرا در برخی از دعاها می گوئیم : اللهم اجعنا ... خدایا ما را ( در چنین مقام و موقعیتی ) قرار بده ... ؟