فرآیند زندگی از منظر قرآن - جلسه 9



بسم الله الرحمن الرحیم

فرآیند زندگی ازمنظر قرآن : جلسه نهم             تاریخ:23/9/94

 

گفتیم اگر انسان عاقل وبالغ بفهمدمرغ باغ ملکوت بوده،می پذیردکه تکلیفش بازگشت به خداست

آیات27تا30سوره فجر

 يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ  اى نفس مطمئنه

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً    خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد

فَادْخُلِي فِي عِبَادِي     و در ميان بندگان من درآى

وَادْخُلِي جَنَّتِي     و در بهشت من داخل شو

بعبارت دیگر تنها تکلیف انسان تقرب دائمی بسوی خداست واو باید عاقلانه ومومنانه تمام افکار وگفتارواخلاقش را قربةالی الله تنظیم کنددر واقع مقصد تمام احکام شرعی ،همین تلاش برای قربة الی الله است ،تقرب به خداست

عمرما ،برای تقرب به خداست هرچه آبادتر شویم باید تقرب ما به خدا بیشتر شودبعبارت دیگر،هرقدر استعدادهای خدادادی ماناشکوفاتر بمانند(کتمان-کفر) به همان اندازه ازکمال خود دورشده ایم کفور ،یعنی کسیکه استعدادش را شکوفا نمیکند

فطرت دنبال فاطر است اگرمن عشق خود را به اسماء خدا اعلام نکنم ،ازکمال خودم دور میشوم ویا میتوان گفت هرقدر نقص کارهای مابیشتر باشد به همان اندازه از کمال خود دور شده ایم

هر قدر زنگار ما بیشتر باشد تجلی اراده واسماء حسنای الهی در ما کمتر خواهد بود

انها که مقرب هستند ،طاهر هستند ،زنگار ندارند لذا هر نوری که به ان بتابانی،انعکاس میدهند

نمونه هایی از دوری ونزدیکی

اول:آیات27و28سوره مائده(قربانی کردن هابیل وقابیل)

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ 27 سوره مائده

و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان هنگامى كه [هر يك از آن دو] قربانيى پيش داشتند پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد [قابيل] گفت‏حتما تو را خواهم كشت [هابيل] گفت‏خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد

لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ 28 سوره مائده

اگر دست‏خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى من دستم را به سوى تو دراز نمى‏كنم تا تو را بكشم چرا كه من از خداوند پروردگار جهانيان مى‏ترسم

ما در حال قربانی کردن لحظات خود هستیم حال یا در جهت تقرب است یا خلاف تقرب است.

انی اخاف الله رب العالمین ،چون رغبت وشوق من به خداست

دوم:آیات175 و176 سوره اعراف(ماجرای بلعم باعورا)

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ

و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

و اگر مى‏خواستيم قدر او را به وسيله آن [آيات] بالا مى‏برديم اما او به زمين [=دنيا] گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد از اين رو داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى [باز هم] زبان از كام برآورد اين مثل آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند پس اين داستان را [براى آنان] حكايت كن شايد كه آنان بينديشند

بلعم باعورا از بستگان حضرت نوح علیه السلام بود که مستجاب الدعوه بود اما بخاطر اینکه به عقلش بی اعتنائی کرد ،ازعقلش خارج شده بود،اورا به سگ تشبیه کرده چون پوست سگ محفظی ندارد همیشه عطش دارد ونیاز او پایان ندارد (چون او،هوسهایش تمامی نداشت)

نمونه سوم:آیه71سوره یونس علیه السلام

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ

و خبر نوح را بر آنان بخوان آنگاه كه به قوم خود گفت اى قوم من اگر ماندن من [در ميان شما] و اندرز دادن من به آيات خدا بر شما گران آمده است [بدانيد كه من] بر خدا توكل كرده‏ام پس [در] كارتان با شريكان خود همداستان شويد تا كارتان بر شما ملتبس ننمايد سپس در باره من تصميم بگيريد و مهلتم ندهيد.

(اهمیت توکل برخدا)

عوامل دوری از حق وکمال وخالق :

غفلت،جهالت،بخل،فسق،فجور،عداوت،تعدی،ربا،ریا،زنا،فحشا،اسراف،تبذیر وتمام گناهان وزذائل وتنبلی وسستی

اگر انسان به خدا نزدیک شود به تمام حوادث زندگی چگونه نگاه میکند؟

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ

همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم ایه156سوره بقره

بنظر میرسد ظاهراًمرد وزن عاقل ومومن به هیچ حادثه ای نگاه شخصی نمیکند

یعمی مرد وزن عاقل ومومن در هیچ حادثه ای نه از غیر خدا میترسد ونه به غیر خدا امید دارد.

آیه62سوره مبارکه یونس:

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند.

ویا مطمئنند که خدا انها را می بیند لذا ماتوکلمان باید فقط به خدا باشد ،متکی به اسباب نباشیم.

تقرب چگونه؟

گام اول:

با نزدیک شدن به فکر وعقل ومنطق وحق وعلم ومعرفت وتجربه و.....ودور شدن عاقلانه وتطهیر همه جانبه از تمام زذائل وگناهان وتوجه به اینکه بدترین مانع تقرب عصبیت است .

آدمها یا عاقلند یا متعصب وعصبی

اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله

خدایا توبر جماعتی که عصبیت داشتند وعلیه حسین(علیه السلام)جنگ کردند وبر پیروان وهرکه با انها بیعت کرد واز انها در قتل ایشان پیروی کرد،لعنت بفرست

در آیات 7تا9 سوره حضرت یوسف علیه السلام امده:گفتندبرادران یوسف،ما عصبه هستیم

لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ

به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست

إِذْ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ

هنگامى كه [برادران او] گفتند يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما كه جمعى نيرومند هستيم دوست‏داشتنى‏ترند قطعا پدر ما در گمراهى آشكارى است

اقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِينَ

[يكى گفت] يوسف را بكشيد يا او را به سرزمينى بيندازيد تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى شايسته باشيد

مورد دیگر آیه11سوره مبارکه نور:

إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ

در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت

اگر کسی با شما عصبی برخورد کرد مپندارید که برای شما شرّ است ،خیر است برایتان،انها که افک اوردند وعصبی برخورد کردند مجازات میشوند.

فرد گرفتار عصبیت ،قالب اسلامی دارد اما قلب الهی ندارد.

بزرگترین مانع تقرب

بزرگترین مانع تقرب ضلالت است

آیه8و9سوره ملک:

ایتَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ

نزديك است كه از خشم شكافته شود هر بار كه گروهى در آن افكنده شوند نگاهبانان آن از ايشان پرسند مگر شما را هشدار دهنده‏اى نيامد    آیه8 سوره ملک

قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ

گويند چرا هشدار دهنده‏اى به سوى ما آمد و[لى] تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى فرو نفرستاده است‏شما جز در گمراهى بزرگ نيستيد     آیه 9سوره ملک

اگر انسان عقل خود را زیر پانگذارد رسول ظاهری را تکذیب نمیکند .

آیه40سوره زخرف:

أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ

پس آيا تو مى‏توانى كران را شنوا كنى يا نابينايان و كسى را كه همواره در گمراهى آشكارى است راه نمايى

ای پیامبر آیا کسیکه خود را به کری زده میتوانی هدایت کنی؟

در زندگی به رزق نیاز داریم اگر در ضلالت باشیم رزق به ما نمیرسد

گام دوم برای تقرب به خدا

آیه35سوره مائده:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.

با وسیله تقرب پیداکنید (دعای توسل یعنی من وسیله میخواهم )وبا وسیله مجاهده کنید.

توسل، وسیله خواستن است ،وسیله اول،عقل است وبعد انها هستند که پیش خدا وجیه هستند.

اللهم انی اتقرب الیک فی هذا الیوم وفی موقفی هذا وایام حیاتی بالبرائة منهم واللعنة علیهم وبالموالات بنبیک وال نبیک علیه وعلیهم السلام

خدایا من تقرب میجویم بسویت در این روز ودر این جایگاه ودر این زمان بابیزاری ولعنت بر انها(دشمنان اهل بیت) وبا دوستی به پیامبرت وخاندانش که درود خدا بر ایشان وخاندانش.

بنابراین تقرب به هر مقصد واحدی بدون تبریّ وتولی ّ ممکن نیست.

                                                                            صلوات


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است