فرآیند زندگی از منظر قرآن 3 - جلسه 6



دانلود نسخه PDF

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ششم فرایند زندگی از منظر قرآن  دور سوم

تاریخ : 1 / 6 / 95

 

منصوبین الهی

1- عقل ،زیرا هر انسانی عقل دارد ئتنها وجه مشترک مردم اصول ومبانی عقلی است وحکم عقل ومنطق همیشه ثابت است زیرا کار عقل در بودن"بدون نقص"است

وباالیل افلا تعقلون    آیه 138 صافات

((شب بهترین زمان تعقل است))

 

-  نظر مقام معظم رهبری در باره عقل(88/4/29)

در سالروز بعثت پیامبر صلوات الله با حضور نظامیان ودرجه داران

"(بعثت انبیاء)در درجه اول (برای)تربیت عقلانی است یعنی نیروی خود انسانی را،استخراج کردن ،ان را بر تفکرات واعمال انسان حاکم قرار داده ،و مشعل خِرَد انسانی را به دست انسان سپردن ،تا راه (حق)را با این مشعل تشخیص بدهد وقادر بر طی کردن ان راه باشد این اولین مسئله ومهمترین مسئله همین است

 

در درجه اول در بعثت پیامبر صلوات الله مسئله ی عقل ومسئله ی دانایی مطرح شده است در سرتاسر قران وتعالیم غیر قرانی پیامبر هم ،هرچه شما نگاه میکنید میبینید تکیه ی برعقل وخِرَد وتأمل وتدبر وتفکر واینگونه تعبیرات است حتی در قیامت از زبان مجرمان قران میفرماید:

وقالوا لوکنا نسمع ونعقل ماکنا فی اصحاب السعیر آیه10 سوره ملک

علت اینکه مادچار آتش دوزخ شدیم این است که به عقلمان مراجعه نکردیم ،گوش نکردیم،دل ندادیم ،لذا امروز به این سرنوشت تلخ مبتلا شدیم .

در کارنامه وزندگی تمام پیامبران ،دعوت به عقل در درجه اول است البته در اسلام این قویتر وروشن تر و واضح تر است لذا امیر المومنین صلوات الله درعلت بعثت انبیاء می فرماید :لیستأدوهم میثاق فطرته وتثیروا لهم دفائن العقول (خطبه اول)

...تا گنچینه های عقل را استخراج کنند

این گنجینه،خود،در دل من وشما هست اشکال کار ما این است که مثل ان فردی هستیم که بر روی گنجی خوابیده واز ان خبر ندارد واز ان بهره نمیبرد واز گرسنگی میمیرد"

 مقام معظم رهبری حفظه الله

 

- دعای امیر المومنین صلوات الله :

اللهم ارزقنی عقلا کاملا وعزما ثاقبا ولباًراجحا وقلبا زکیا وعلما کثیرا وادبا بارعاواجعل ذالک کله لی ولاتجعله علی برحمتک یا ارحم الراحمین

خدایا مرا عقلی کامل ،اراده ای نافذ،خِرَدی برتر ،قلب پاک،علمی زیاد وادبی والا ،روزی کن وتمام اینهارا بسود من قرار ده نه به زیانم ،ای مهربانترین وای فرصت دهنده ی مهربان"غررالحکم ح 3813

معصوم به دلیل عقلانیت خود، عصمت دارد لذا یوم الحسره برایش نخواهد بود

عقل کامل یعنی مرا به حرکت طولی وادار کند عقل مرا به اوج بندگی واطاعت برساند

 

منصوب دوم

پیامبران یا رسولان

عقل برای تشخیص درون است

راست گفتن بهتر از درست گفتن است حرف دل را زدن،راست گفتن است فتنه ها برای این است که صادقان وکاذبان تشخیص داده شوند

مهمتر از راست گفتن راست بودن است

قران میان "نبی" و"رسول"فرق قائل است:

آیه52سوره حج:

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاَ نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْکِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ‌ (52)

هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود می‌ریخت)، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان می‌برد، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.

پس رسول ونبی دو شأن ودو مقام است

لذا برخی مأمورین الهی فقط "نبی"بودند:

 

آیه39 آل عمران

فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِکَةُ وَ هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُکَ بِيَحْيَى مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيّاً مِنَ الصَّالِحِينَ‌ (39)

و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به» یحیی «بشارت می‌دهد؛ (کسی) که کلمه خدا [ مسیح‌] را تصدیق می‌کند؛ و رهبر خواهد بود؛ و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبری از صالحان است.»

حضرت یحیی علیه السلام قرار بود مردم را اماده ظهور حضرت عیس علیه السلام کند

 

فرق "نبی"با "رسول"

نبی فردی برگزیده الهی وفقط برای ابلاغ پیام خداوند به مردم است وجز تکرار آن پیام تا ایمان آوردن مردم مأموریت دیگری ندارند(حکومت،حاکمیت،حکمیت)ندارندواگر مردم ایمان نیاورند تکلیفی ندارد

نبی،درواقع پُلی است میان عالم غیب با مردم (یا بخشی یا همه مردم)

آیه177سوره بقره:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰکِنَّالْبِرَّمَنْآمَنَبِاللَّهِوَالْيَوْمِالْآخِرِوَالْمَلاَئِکَةِوَالْکِتَابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاکِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلاَةَ وَ آتَى الزَّکَاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَالَّذِينَصَدَقُواوَأُولٰئِکَهُمُالْمُتَّقُونَ‌ (177)

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که

  • به خدا،
  • و روز رستاخیز،
  • و فرشتگان،
  • و کتاب (آسمانی)،
  • و پیامبران، ایمان آورده؛
  • و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛
  • نماز را برپا می‌دارد
  • و زکات را می‌پردازد؛
  • و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛
  • و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛

اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!

 

(یأس،مشکلات بیرون وضراء،مشکلات درون است حین بأس،مدیریت بحران است)

اما رسول، پیامبری است که مأموریتی بیش از ابلاغ دارد، مثلا حضرت عیسی علیه السلام در ابتدای تولدش که فقط مأمور اثبات طهارت مادرش است خودرا "نبی"معرفی میکند

 

28تا30سوره مریم

يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِيّاً (28)

ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره‌ای!!»

فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا کَيْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيّاً (29)

(مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!»

قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً (30)

(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است!

امابعداز انکه مأمور میشود تا شریعت الهی را از خرافات وانحرافاتی که بنی اسرائیل پدید اورده بودند تطهیر کند خود را "رسول"مینامد

 

آیه6سوره صف

وَ إِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هٰذَاسِحْرٌ مُبِينٌ‌ (6)

و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او [احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»!

در واقع "رسول"(مخفف مرسول)رهاشده ای است که باید منجی مردم باشد

 

آیه157اعراف

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَهُمُالْمُفْلِحُونَ‌ (157)

همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند

(اصر،تکالیف شاق و اغلال غل وزنجیر ،اصر، تکلیفی که خوشایند نفسانیت شما نیست)

((رسول،کار اجرایی داردواعمال ولایت میکند))

 

آیه25 سوره حدید

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (25)

ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است

تا مردم مطالبه قسط کنند ناس به درجه ای از فهم وشعور برسند که مطالبه قسط کنند تا قسط نباشد ،عدالت اجتماعی معنا ندارد

نصر،یعنی حمایت کردن

((چون رسول،برای رهایی ونجات مردم آمده باید کاراجرایی وحکومتی انجام دهد))

حضرت علی علیه السلام:لارأی لمن لایطاع کسیکه اطاعت نمیشود ،رأی واندیشه او بدرد نمیخورد

 

ایه 64 سوره نساء

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً (64)

ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

باذن الله ،یعنی با عقل تشخیص میدهم که ایا درست میگوید یانه

اذن الله را باعقل تشخیص میدهم مثل تشخیص سحر یا معجزه بودن عصا

 

آیه285سوره بقره

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَيْکَ الْمَصِيرُ (285)

پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»

قول،بیان مافی قلب

 

آیه157سوره اعراف

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَهُمُالْمُفْلِحُونَ‌ (157)

همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند

فلاح یعنی رستن ،رستگار شدن

نور هم قرآن هم احادیث هم احادیث قدسی است

تمام انبیاء باید حامی رسولان باشند

 

آیه81 ال عمران

وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتَابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلَى ذٰلِکُمْإِصْرِيقَالُواأَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ‌ (81)

و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)، پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‌کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»

دشمن رسول کافر است

 

ایه98بقره

مَنْ کَانَ عَدُوّاً لِلَّهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيکَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکَافِرِينَ‌ (98)

کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است

امام صادق علیه السلام انبیاء الهی را بر اساس کیفیت دریافت وحی وگستره ماموریتشان به چهار طبقه تقسیم بندی نموده میفرمایند

پیامبران ورسولان چهار طبقه اند:

1-پیامبری که تنها برای خود پیامبر است نه دیگران (خداتنهابه او وبرای خود او وحی میکند)

2-پیامبری که در خواب میبیند و صدا(ی ملک) را میشنود اما خود اورا در بیداری نمیبیند وبر احدی مبعوث نیست وخود او امام وپیشوایی دارد مانند حضرت ابراهیم علیه السلام که امام حضرت لوط علیه السلام بودند

3-پیامبری که در خواب میبیند وصدارا میشنود وملک را میبیند وبرای مردمی کم یا زیاد مبعوث میشود مانند حضرت یونس علیه السلام

آیه147 صافات

4- پیامبری که در خواب میبیند و صدا(ی فرشته)را میشنود ودر بیداری میبیند واو امام است مانند پیامبران اولوالعزم

حضرت ابراهیم علیه السلام مدتی پیامبر بودند اما امام نبودند تا اینکه خدا به ایشان فرمود کقال انی جاعلک للناس اماما

 

آیه124بقره

(وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‌ (124) (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)».

(کلینی ج 1 ص175)

وجه مشترک تمام پیامبران ورسولان الهی "اتصال ضمیر به غیب وملکوت ،یعنی"وحی" است فرق پیامبران با دیگران فقط در مسئله "وحی"ومقدمات ولوازم آن است.

پیامبران الهی از طریق "وحی"با مبدأهستی اتصال می یابند.

"وحی"پیامبران را از بشریت خارج نمیسازد بلکه انها را انسان کامل وپیشرو وراهبر دیگران قرار میدهد.

(( برای تعجیل در ظهور صلوات ))


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است