فرآیند زندگی از منظر قرآن 3 - جلسه 5



دانلود نسخه PDF

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم فرآیند زندگی ازمنظر قرآن دور سوم

تاریخ : 25 / 5 / 95

 

امام رضا علیه السلام: ایمان چهاررکن دارد،توکل برخدا ،رضا به قضای خدا،تسلیم به امر خدا،واگذاشتن کاربه خدا(تحف العقول)

هر انسانی چه بخواهد چه نخواهد،چه بفهمد چه نفهمد،چه بداند چه نداند،چه بیدار باشد چه درخواب و....معمولا سه دروره در طی زندگی خود میگذراند :

کودکی:الله الذی خلقکم من ضعف

جوانی:ثم جعل من بعد ضعف قوة

پیری:ثم جعل من بعد قوة ضعفا وشیبه یخلق ما یشاء وهوالعلیم القدیر       54روم

در واقع زندگی مثل سرسره است :

ازخاک جدا میشویم پله پله بالامیرویم تا اوج ،وباز ارام سر میخوریم ذره ذره تا خاک

این سیر بدن،مرکبِ ماست

همه مخلوقات مادی این چرخه واکوسیستم را دارند

اما اگر باور کنیم که"برای خداییم"وبخواهیم عاشقانه به سوی او برگردیم باید از تمام تعالیم الهی واحکام شرعی ودر تمام ابعاد(ف-خ-ا-ا-س-ع-ف-ه-ت)زندگی اطاعت کنیم تا به او هدایت شویم

قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَ عَلَيْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ‌ (54)

بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»

امام باقرصلوات الله:

اگرمیخواهی بدانی که در تو خیری هست به دلت نگاه کن اگردیدی اهل طاعت خدارا دوست داری واهل معصیت را دشمن ،پس بدان که در تو خیری هست وخدا تورا دوست دارد واگراهل طاعت خدارا دشمن دارد واهل معصیتش را دوست دارد پس بدان که خیری درتو نیست وخدا تورا دشمن دارد وانسان همیشه با محبوبش خواهد بود  کافی جلد 2ص126

پس یکی از راههای شناخت ادمها شناخت محبوب اوست

خیر جنبه اخرتی ونفع جنبه دنیوی است ما باید از خدا خیر بخواهیم رشد مثبت وتحول قلبی ماخیر است اما چیزهای بیرونی که فانی است سود ونفع است

انواع طاعت:

اطاعت تکوینی از خالق- اطاعت تکوینی از انسان- اطاعت تشریعی مخلوق مختار از منصوبین الهی ،در تمام لحظات زندگیش

منصوبین الهی:1-عقل است زیراهر انسانی عقل دارد –اصول عقلی ومبانی منطقی برای همه مشترک است –اصول عقل ومنطق همیشه ثابت است –اینکه عقل نقص ندارد (تمام است اما کامل نیست)-کارعقل نقص ندارد (نقصِ تمامیت را ندارد اما نقصِ کمالیت رادارد)

 

پیام این آیه چیست؟

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَ وَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لاَ يَهْتَدُونَ‌ (170)

و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!

  • تعقل اولین شرط هدایت است
  • -تمایلات غریزی ورفتار نفسانی برای نسلهای قبل ونسلهای بعد مشترک وثابت است
  • -مبانی عقلی وتشخیص هدایت وضلالت هم برای تمام نسلها مشترک وثابت است

 

بنظر شما تنها عامل بلوغ چیست؟

علم یا ثروت یا مدرک یا قدرت یا شهرت یا شهوت یا عقل ؟

انسان با عقل بالغ میشود نه با علم

وَ مَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ زِينَتُهَا وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقَى أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ‌ (60)

آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟!60قصص

یعنی با عقل میتوانید به خیروبقا برسیدومی فهمید که انچه نزد خداست باقی است

قران علت اصلاح طلبی افراد ناصالح را هم رجوع نکردن به عقلشان میداند:

أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ‌ (44)

آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟!44بقره

غیر از اصول عقلی ما وجه مشترک نداریم ،سلیقه،قیافه و....متفاوت است

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿46﴾

آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود46حج

سیر باید مارابه تعقل واداردسیر،قلب را فعال میکندوقتی قلب فعال شد تعقل میکند وگوش را شنوامیکنداما اگر قلبشان کور باشد سیر ،انهارا به تعقل نمیرساند

 

عقل ممیز انسان از حیوان است

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً (44)

آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند!44فرقان

سفر،جابجایی ادمهاست اما سیر،حرکتی همراه با بصیرت ودقت است

سفر به سیاحت وسیاحت به سیر میرساند اما میتوان بدون سفر سیر کرد مثل حافظ تغییری رخ میدهد،تغییر نگاه و.....تا توجه جدید وخلاقیت در فرد ایجادگردد

حضرت ابا عبدالله صلوات الله میفرمایند:

فبالعقل عرف العباد خالقهم وانهم مخلوقون وانه المدبرلهم وانهم مدبرون وانه الباقی وهم الفانون

با عقل بندگان خدا میفهمند که خالقشان کیست وخودشان مخلوق هستند (اگر خالق را تصدیق کنیم به اطاعت میرسیم)وبا عقل میفهمید که او مدبر شماست واو تدبیر میکند شما را ونمیتوانید تحت تدبیر او نباشید واینکه خالقشان باقی وانهافانی هستند

انسان اول عاقل میشود بعد معشوق را پیدا میکند بعد خودرا محدود میکند که این محدودیت اورا از حیرانی نجات میدهد وشوق وشتاب پبدامیکنید اما چون غفلت داریم ذاکر نمیشویم

امام صادق صلوات الله فرمودند:

یا هشام ان لله علی الناس حجتین حجة ظاهرة وحجة باطنه فاماالظاهرة فالرسل والانبیاء والائمه واما الباطنه فالعقول

ای هشام : خدا بر مردم دوحجت دارد :حجت اشکار وحجت پنهان حجت اشکار رسولان وپیغمبران وامامامند وحجت پنهان ،عقل مردم است

امام صادق صلوات الله فرمودند:

حجة الله علی العباد النبی والحجة فیما بین العباد وبین الله العقل

حجت خدا بر بندگان وخدا عقل است وحجت بین بندگان وخدا عقل است

با عقل عاشق میشویم وبا پیامبر راه معشوق را طی میکنیم

ابن سکیت از امام دهم علیه السلام میپرسد:امروز حجت خدا برمردم چیست؟حضرت فرمودندعقل  که با ان امام راستگو را میشناسند وتصدیقش میکند،دروغگورا میشناسد وتکذیبش میکند

امام باقر علیه السلام میفرمایند:

لما خلق الله العقل استنطقه ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر فادبر ثم قال وعزتی وجلالی ماخلقت خلقا هو احب الی منک ولا اکملتک الافیمن اُحِبُ امّا انّی ایاک امر وایاک نهی وایاک اعاقب وایاک اثیب

وقتی خدا عقل را افرید از او بازپرسی کرد وبه او گفت پیش ای ، پیش امد وگفت بازگرد ،بازگشت لذا فرمود به عزت وجلالم سوگند مخلوقی محبوبتراز تو نیافریدم وتورا کامل نکردم مگر در انکه دوستشان دارم همانا امرونهی کیفروپاداشم فقط بخاطر توست

 

بهترین زمان تعقل

وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ‌ (138)

و (همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی‌اندیشید؟!138 صافات

 

تأسف جهنمیان

تَکَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ کُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَ لَمْ يَأْتِکُمْ نَذِيرٌ (8)

نزدیک است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهی در آن افکنده می‌شوند، نگهبانان دوزخ از آنها می‌پرسند: «مگر بیم‌دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!»

قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَکَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ کَبِيرٍ (9)

می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!»

وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (10)

و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»سوره ملک

 

شأن عقل در بیان امیرالمومنین علی علیه السلام

کفاک من عقلک ما اوضح لک سبل غیَّک من رشدک

ازغقلت ان اندازه تورابس که راههای گمراهی ورشد تورا برایت روشن کند قصار421 نهج البلاغه

غی یعنی گیج زدن

االحلم غطاء ساتروالعقل حسام قاطع فاستر خلل خلقک لحلمک وقاتل هواک بعقلک

بردباری پرده ای است پوشاننده وعقل شمشیری است بُرنده پس عیوبت را با بردباری بپوشان وبا عقل خود با هوایت بجنگ

 

کلمات قصار از غررالحکم ودررالکلم :

العقل رسول الحق  296

العقل اقوی اساس  299

العقل شرف کریم لایبلی  303

العقل صاحب جیش الرحمان والهوی قائد جیش الشیطان والنفس متجازبة بینهما 304

ترجمه ها:

عقل رها شده خداست 296

عقل قویترین پایه در زندگی انسان است 299

عقل شرفی است کریم که گرفتار نمیشود 303

عقل سپاه خدارا مدیریت میکند وهوای نفس رهبر سپاه شیطان است ونفس بین این دو است304

ان افضل الناس عند الله من احیا عقله وامات شهوته واتعب نفسه لصلاح اخرته

بهترین مردم کسی است که غقلش را زنده کند وبمیراند خواسته هایش را وخودش را به سختی بیندازد برای اخرتش308

الدین لا یصلحه الا العقل  دین را اصلاح نمیکند مگر عقل 315

کمال الانسان العقل  319

لکل شیء غایة وغایة المرء العقل320

غایة الفضائل العقل 329

افضل النعم العقل335

العقل ینبوع الخیر عقل سرچشمه خیر است 340

ااعقل اغناءالغناوغایة الشرف فی الاخرة والدنیا

بهترین بی نیازی عقل است بالاترین شرف در اخرت ودنیا عاقل بودن است 349

حد العقل الانفصال عن الفانی والاتصال بالباقی

از کجا بفهمیم عاقل هستیم ؟جدا شدن از فانی واتصال به باقی 369

برای رسیدن به باقی از فانی استفاده میکنیم بشرطیکه دلبسته و وابسته نشویم

اعقلکم اطوعکم ،هرکه عاقلترباشد اطاعتش بیشتر است 382

کل علم لایؤیده عقل مضله، دانشی که عقل او را تایید نمیکند گمراهی است 442

العاقل یطلب الکمال الجاهل یطلب المال ،عاقل طلب میکندکمال را جاهل طلب میکند مال را459

ظن العاقل اصح من یقین الجاهل ، گمان عاقل بهتر است از یقین524

حیوان طالب کمال وعلم نیست

گراز بسیط زمین ،عقل منعدم گردد

به خود گمان نبرد که هیچکس که نادانم

حکمت گمشده مومن است

اگر از صحنه زمین عقل نابود شود هیچکس نمیداند که نمیداند

                             برای تعجیل در ظهور صلوات


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است