فرآیند زندگی از منظر قرآن 3 - جلسه 1



دانلود نسخه PDF

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرآیند زندگی از منظر قرآن (دورسوم) جلسه اول

تاریخ:95/5/28

 

گفتیم" انالله وانا الیه راجعون"ما جلوه خداییم وقرار است بسوی خدا برگردیم وبرای این رجوع به نیازمندهدایت است

اهدنا الصراط المستقیم

وگفتیم هدایت انسان برخلاف حیوان از طریق درون واز طریق قلب صورت میگیرد حیوان از بیرون،وانسان از درون هدایت هدایت میشود

پس لازمه هدایت از درون ،داشتن قلب سالم وزنده است "اتی الله بقلب سلیم"

قلب باید سالم وزنده واهل خشیت باشد .قلب محل حیات ومرگ انسان است

امیرالمومنین صلوات الله در وصیتنامه خود میفرمایند:"قلب خود را باذکر آباد نگه داروبا موعظه زنده کن"این قلب میتواند هدایت شود وبه بارگاه الهی تقرب پیداکند

أُوصِيكَ ...

وَ عِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ

وصیت می‌کنم تو را به اینکه : ... قلبت را با یاد خداوند « آباد » كن ...

أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ ...

و قلبت را با موعظه « إحیاء » کن و « زنده » نگهدار .... (نامه :31

افرادی که رعایت نمیکنندصورتشان انسان،وقلبشان حیوان است یعنی راه هدایت را قلبشان نمیتوانند تشخیص دهند

 

خطبه87نهج البلاغه

... فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ

وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ

لَا يَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَيَتَّبِعَهُ

وَ لَا بَابَ الْعَمَى فَيَصُدَّ عَنْهُ

وَ ذَلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاءِ (خطبه/87)

او « هدايت » را نمي‌شناسد تا از آن پيروى كند

و « گمراهى » را نمي‌فهمد تا از آن دست بردارد. چنين فردى ، مرده‏اى در ميان زنده‏ها است

هیچ واکنش وعاطفه ای نداردچنین ادمی در مشکلات شخصی خود غرق است عواطف او مثل حیوان است

جماد وحیوان و....وحتی فرشتگان وحمله عرش نمیتوانند به مقام مقربین برسند لذا امام سجاد علیه السلام میفرمایند:"اعظم نعمتهااین است که ما اجازه داریم خدارا صدابزنیم"ملائکه هم شأن انرا ندارند چنانکه شب معراج جبرئیل تا عرش چهارم رفت واز ان بالاتر را رسول الله تنهارفتند

ما هنوز اسم اعظم را نشناخته ومقام انسان کامل را درک نکرده ایم ،اگربتوانیم مقام انسان کامل را بفهمیم ،هدایت شده ایم

مخلوق باید تقرب پیداکند اما در قالب انسان کامل، مانند گوسفندی که با خورده شدن توسط انسان مؤمن تقرب می یابد. ما هم با حل شدن در انسان کامل می توانیم به تقرب برسیم.

 

قاتل قلب کیست؟

"شهوات عقل او را دریده اند و دنیا قلب او را کشته است" خطبه 109 نهج البلاغه. بنابراین شیدا و واله شده است. شیفته ی امور مادی شده است.

قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ

وَ أَمَاتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَهُ

وَ وَلِهَتْ عَلَيْهَا نَفْسُهُ فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا (خ109)

خواهشهاى نفسانى ، عقلش را دريده و دنيا ، قلبش را ميرانده

و او را بر امور مادى واله و شيدا نموده پس او برده‌ی دنيا شده است ...

 

احیا کننده ی قلب کیست؟ یا چست؟

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ؛

اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ

لِما يُحْييكُمْ

وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ

وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (انفال 24)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

مایحییکم یعنی تمام تعالیم الهی، تمام احکام شرعی، که در قرآن یا سنت امده است را رعایت کنیم.یعنی این مجموعه را رعایت کنیم نه فقط آنهایی را که خوشمان می آید، بلکه باید همه را رعایت کنیم.

 

نشانه های قلب مرده

قلب مرده غیر خدا را میخواهد، زندگی راحت و بی در دسر برای خودش میخواهد، مانند گوسفندی که فقط به فکر علف خود است.

1ـ وَ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ

لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ (20)

أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ

وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ  (نحل/21)

آنها مردگانی هستند که هرگز استعداد حیات ندارند؛ و نمی‌دانند (عبادت‌کنندگانشان) در چه زمانی محشور می‌شوند!

(آنها) « مُردگانند نه زندگان » و نمى‏فهمند که چگونه برانگيخته می‌شوند.

 

لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميتُ

رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ (8)

بَلْ هُمْ في‏ شَكٍّ يَلْعَبُونَ

 

1- هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست!

ولی آنها در شکند و (با حقایق) بازی می‌کنند

 لا اله الا الله هو یحیی و یمیت یعنی او زنده می کند و می میراند و او رب شماست، اما "یلعبون" یعنی در شک خود بازی می کنند. چون شک دارید که حیات را از او میگیرید. "قلب محل تعقل شماست"

پس فرآیند زندگی بدون نگاه موحدانه حتما روند نشاط آور و روند تکاملی ندارد و همیشه گذشته را بهتر میبیند ولی با نگاه موحدانه سرشار از امید هستید. این فرآیند لازمه اش نگاه موحدانه است، اگر این نگاه نباشد شما از هیچ مانعی نمی توانید بالا بروید. مثل دانش آموز پیش دانشگاهی که چون جهت دارد خود را در تکالیف خود محدود می کند.

1- قلب مرده خدا را قبول دارد ولی آخرت را قبول ندارد. چنین کسانی حتما زندگی تنزلی دارند مثلا وقتی قلب مشکل دارد نمی شود تکبر نداشته باشید حتی نسبت به خودتان هم تکبر می ورزید. مثلا دعا نمی کنید

2ـ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ

فَالَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ

قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ سوذه نحل ایه22

معبود شما خداوند یگانه است؛ امّا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‌کند و مستکبرند

برای خواسته خود باید سعی کنید اما این سعی :

اولا: جهت خدایی داشته باشد

ثانیا :نگاه اخرتی در ان باشد

پس فقط نگاه موحدانه نمی ارزد باید نگاه آخرتی باشد شیطان هم خدا را قبول داشت اما نبوت را قبول نداشت ،انسان کامل را قبول نداشت،اخرت را قبول نداشت

پس دومین علامت قلب مرده این است که نگاه اخرتی ندارد انسانی که خود را مسافر اخرت نمی بیند ،نگاهی به اینده ندارد ،امید ندارد ،به مسئولیتهای اخرتی خود توجه نداردچنین کسی همسطح حیوان بلکه پایین تر ازان است و کارکردن،مسئولیت ،و....برایش سخت است

نگاه اخرتی در ازدواج،همسرداری،بچه داری،و...تأثیر میگذارد درحالیکه اگر انسان نگاهش اخرتی نباشد هرکاری میکندرنج میبرد

مثلا مادر اگرنگاه اخرتی داشته باشد میفهمدکه در اخرت از شیر دادن یا تربیت بچه ازاو سوال نمیشودلذا انچه از اوسوال میشودانجام میدهد

ازمنظر قران زندگی بدون نگاه اخرتی "بازی کردن" است هرحرکتی ،هرکاری،اگر نگاه اخرتی نباشد همه زندگی اگر نگاه اخرتی نباشد بازی است

بازی،یعنی لذتهای "انی" و "موقتی"

ایه 32سوره مبارکه انعام

وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ

وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ

أَ فَلا تَعْقِلُونَ ؟

وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ‌ (32)

زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‌اندیشید؟!

باور داشته باشید که مورد حسابرسی اخرتی قرار میگیرید

ایه42معارج

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاَقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ‌ (42)

آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازی کنند تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات نمایند!

ایه83زخرف

فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاَقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ‌ (83)

آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه‌ور باشند و سرگرم بازی شوند تا روزی را که به آنها وعده داده شده است ملاقات کنند (و نتیجه کار خود را ببینند)!

 

خانواده داری با خانه داری متفاوت است لذا از نقش شما سوال میشود چنانکه "زن" "خورشید"خانه است

دانش اموزان پیش دانشگاهی که نگاه به اینده ندارند مانند بقیه دانش اموزان بازی میکنددامااگرنگاه اخرتی به اینده باشد بازی نمیکنند دائماً تکلیف انجام میدهند

فرق لعب وخیر:لعب "خوش امدن" است وخیر،"خوب بودن" است

این دو نمیتواند باهم یکجا جمع شود یعنی نمیتواند با هم یکجا جمع شود یعنی با کسی ازدواج کنی که خوش امدن نباشد"کفو" باشد"تکلیف"باشد

ایات 57و58سوره مبارکه مائده :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌ (57)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزاء و بازی می‌گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولیّ خود انتخاب نکنید؛ و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید!

وَ إِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُواً وَ لَعِباً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَ يَعْقِلُونَ‌ (58)

آنها هنگامی که (اذان می‌گویید، و مردم را) به نماز فرا می‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ این بخاطر آن است که آنها جمعی نابخردند.

"لعب"یعنی خوش امدنیها،نفسانیت شما

علم،چیزی است که عقل شما میگوید تااز خوشی نگذزید به خوبی هانمیرسید در ماه مبارک اب نخوردن،"خوشایند"نیست ،"انجام تکلیف" است

در دنیا محدود هستیم از هر محدودیتی،رنج میبریم در پیش دانشگاهی از محدودیت لذت میبرید چون اینده را نگاه میکند ،این،لذت معنوی است نه خوش امد نفسانی چنانکه دنبال معلمان سختگیر میگردند این سختگیری،خوشایند شما نیست بلکه لذت معنوی است

در قران میخوانیم بهشتی ها در اخرت مسرورند اما جهنمیان در دنیا مسرورهستند

ایه51 سوره مبارکه اعراف

الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ کَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هٰذَا وَ مَا کَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ‌ (51)

همانها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند؛ و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش می‌کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند

اعراف ایات 97و98

أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَ هُمْ نَائِمُونَ‌ (97)

آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید در حالی که در خواب باشند؟!

أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ‌ (98)

آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما هنگام روز به سراغشان بیاید در حالی که سرگرم بازی هستند؟!

کسانیکه خواب انها ،خواب غفلت است درحالیکه مومن حتی اگر شب بخوابد بیداری از غفلت است مانند بیان حضرت سلمان که گفتند با وضو خوابیدن ،با توجه خوابیدن،خواب بیداری از غفلت است

ایات1تا3 سوره مبارکه انبیاء

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ‌ (1)

حساب مردم به آنان نزدیک شده، در حالی که در غفلتند و روی گردانند!

مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ‌ (2)

هیچ یادآوری تازه‌ای از طرف پروردگارشان برای آنها نمی‌آید، مگر آنکه با بازی (و شوخی) به آن گوش می‌دهند!

لاَهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ‌ (3)

این در حالی است که دلهایشان در لهو و بی‌خبری فرو رفته است! و ستمگران پنهانی نجوا کردند (و گفتند): «آیا جز این است که او بشری همانند شماست؟! آیا به سراغ سحر می‌روید، با اینکه (چشم دارید و) می‌بینید؟!

قلب مرده،سرگرم لذتهای دنیوی است

ایات 11تا16سوره مبارکه طور

فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِينَ‌ (11)

وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان،

الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ‌ (12)

همانها که در سخنان باطل به بازی مشغولند!

يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعّاً (13)

در آن روز که آنها را بزور به سوی آتش دوزخ می‌رانند!

هٰذِهِ النَّارُ الَّتِي کُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ‌ (14)

(به آنها می‌گویند:) این همان آتشی است که آن را انکار می‌کردید.

أَ فَسِحْرٌ هٰذَا أَمْ أَنْتُمْ لاَ تُبْصِرُونَ‌ (15)

آیا این سحر است یا شما نمی‌بینید؟!

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لاَ تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْکُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ (16)

در آن وارد شوید و بسوزید؛ می‌خواهید صبر کنید یا نکنید، برای شما یکسان است؛ چرا که تنها به اعمالتان جزا داده می‌شوید!

                                              با صلوات برای تعجیل در فرج

 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است