پرسش های عمومی



با سلام.

جهت مطرح نمودن سوالها و یا نظرات متفرقه خود میتوانید از این قسمت استفاده نمایید.

لازم به ذکر است ، پرسش های ارسالی از این طریق ، برای همه قابل مشاهده است ، بنابراین جهت ارسال پرسش های شخصی ، از قسمت پرسش های خصوصی و خانوادگی استفاده نمایید.


del tang     1397/03/06 - 23:25
با عرض و سلام وادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما با توجه به تعریف شما از واژه صنع ، چطور باید (و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا) رو معنی کنیم؟

باسلام : آنها می پندارند ( و در ذهنشان این گونه محاسبه می کنند ) که آنچه را که (خودخواهانه و خودسرانه و بدون مجوز عقلی و شرعی)(در قبالِ خود، والدین، همسر، فرزند، بستگان، دوستان، همسایگان و سایرین) با « اراده و دقت و مهارت » انجام می دهند، کاری « زیبا » و « مورد قبول الهی » است در حالی که آنها به خاطر اینکه « از نفسانیت خود یا از نفسانیت دیگران پیروی می کنند » و تحت « ولایت الهی » نیستند، پس کار و تلاششان، « حُسن فاعلی » و « حُسن فعلی » ندارد و آنها در مسیر گمراهی گام برمی دارند و تمام تلاشهایشان باطل می شود و به نتیجه مفیدی نمی رسند.

بهار     1397/03/02 - 09:55
استاد عزیز ممنون از پاسختون،اما مثلا چطور به پدرو مادری که انقدر عزیزند تعلق خاطر نداشت ،یکی از ترس های من ترس از دست دادنشون هست،چون میدونم دیر یا زود اتفاق می افتد و دیگر کسی نمی تواند جای انها را پر کند واین یک فقدان است،بسیار ممنون از مهربانیتان

با سلام به شما و تبریک افتخار حضور در این ضیافت با شکوه الهی در ماه مبارک رمضان. ما « انسان » هستیم و به پدر و مادر و همسر و فرزند و بستگان و مؤمنین و تمام مخلوقات به عنوان « آیتِ » خداوند علیم حکیم، « اُنس » می ورزیم و به آنها احترام می گذاریم و به خاطر « تقرب خودمان به خداوند »، به آنها محبت می کنیم. اما برای اینکه بتوانیم از « عالم خلق » و از این « عالم مادی و فانی » به عالم « أمر » عروج پیدا کنیم باید « وارسته » شویم و از هر گونه « تعلق و وابستگی و دلبستگی » به هر یک از آیات الهی اجتناب کنیم. لذا در ماه شعبان تقاضایمان این بود: الهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک. قرآن می فرماید: برای پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله ، (که تبلور « عزت الهی » و بسیار عزیزست) نیز « مرگ » هست: إنک میّت و انهم میتون. قرآن در چند جا می فرماید: مبادا « تعلق » به والدین و بستگان، شما را از « موده به خدا و رسول و .. » و اجرای تعالیم الهی و « إقامه قسط » باز دارد. محبت و قدردانی شما از والدین محترمتان، جای تحسین دارد پس بکوشید از « إحسان » به آنان (= إصلاح نامحسوس و هنرمندانه رفتارهای غلط آنها) و از « دعای خیر برای آنان » دریغ نکنید. ضمنا من و شما باید به شدت مراقبِ « افکار، گفتار، رفتار، اخلاق و مواضع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ... » خودمان باشیم زیرا ممکن است « مهلت » من و شما قبل از آنان تمام باشد. موفق باشید. التماس صلوات

بهار     1397/02/31 - 19:12
با سلام،آقای دکتر شما میدونید که شرایط زندگی در عصر حاضر سخت شده از هر نظر ،چطور در این شرایط شاد زندگی کنیم،راهکارچیه،لطف میکنید اگر ساده توضیح بدید و کامل

با سلام به شما و سلام به پرسش زیبای شما. امیدوارم منظورتان از « شاد بودن »،« رضایتمندی » باشد. زیرا « تعلق » به « هر چیزی در دنیا » شادی آور هست اما چون « همه چیز دنیا فانی است » لذا شادی آن نفسانی و شهوانی و بسیار کوتاه و اما غم از دست دادن آن و افسردگی بعد از آن بسیار طولانی است. اما اگر انسان به « رضایتمندی » برسد، « شادی عاقلانه و پایدار » را تجربه می کند و « منبسط » می شود و در « معنویات » به « پرواز » در می آید. چگونه می شود به این رضایت و شادی عاقلانه و مؤمنانه و پایدار رسید ؟ 1ـ اینکه هر لحظه و در هر شرائطی خودمان را در « آغوش خالقمان » ببینیم. زیرا « هو معکم اینما کنتم.» 2ـ اینکه همه افراد و اشیاء و حوادث و حتی خودمان را «آیت و جلوه خدا » ببینیم. 3ـ اینکه خالقمان را مالک و رازق و رب و ولی خود بدانیم و بفهمیم که حتی لحظه ای لطف و عنایت و رحمت و نعمت او قطع نمی شود. (مگر اینکه ما کاسه ی قابلیت و لیاقتمان را وارونه گرفته باشیم) 4ـ اینکه خداوند علیم و حکیم و سمیع و بصیر است پس اگر خودمان را در ولایت او قرار دهیم و امورمان را ضمن انجام وظائفمان به او توکل و تفویض کنیم ، از هر نوع ظلمت شک و تردید و ناامیدی و غم و غصه و حزن و اندوهی به سوی نور عقلانیت و بصیرت و معرفت و امیدواری و رضایتمندی هدایت و کشانده می شویم. اللهم الرزقنا

بهار     1397/02/30 - 11:06
سلام خدمت استاد گرامی .وممنون از بخشندگی زیاد شما که بی دریغ دانش و دستاورد زحمات خود در اختیار ما قرار می دهید.جسارتا سوالی دارم شما در صحبتهای خود فرمودید که زن وقتی ازدواج کرد باید تحت هر شرایطی زندگی زناشویی را داشته باشد و نباید طلاق بگیرد.سوالی که برای من مطرح می شود این است که وقتی شوهری رفتارهای غیر مشروع و خلاف مثل کسب مال حرام دارد تکلیف این زن که خود و فرزندانش استفاده از این مال حرام می کنند چه می شود؟یا شوهری که روابط نامشروع دارد و حاضر به حل مشکل خود نداردو اگر این زن با شوهرش به زندگی زناشویی خود ادامه دهد احتمال ابتلا به بیمارییهای جنسی منتقله از همسرش وجود دارد ؟یا زنی که هروز از همسرش کتک می خورد ؟باید این زنها به زندگی زناشویی خود با وجود اینهمه آسیب دیدن ادامه دهند ؟مساله دیگر اینکه آیا هر زنی توان و ظرفیت تحمل و صبر در برابر هر مشکلی را دارد که بخواهیم آن زن در زندگی زناشویی بماند در حالی زنان رنجور و آسیب دیده و رنجور بابیماریهای جسمی و روانی کم در جامعه نداریم.ممنونم از شما.

با سلام به شما و سلام به مقام والا و رسالت آسمانی زن. اینکه « زن وقتی ازدواج کرد { باید تحت هر شرایطی } زندگی زناشویی را داشته باشد » احتمالا سخن من نیست. از منظر اسلام اگر شوهر از اسلام خارج و کافر شد زن ، مطلقه است. اما اسلام از هیچ زنی نخواسته مانند افراد پلیس و آگاهی، ذره بین دستش بگیرد و بر جزئیات درآمد همسرش و یا رفتارهای او نظارت کند. همانطور که در نماز جماعت اگر وضوی امام جماعت ایراد داشته باشد ربطی به مأمومین ندارد، ظاهرا اشکالات اخلاقی و رفتاری همسر هم ربطی به زن او ندارد. اما لطفا بیائید مسئله را جور دیگری ببینید و آن اینکه اگر زن با جذابیتهای خدادادی فراوان خود به « هنر زن بودن » برسد می تواند به طور نامحسوس و غیر مستقیم « قلب » همسرش را چنان تصرف کند که حتی در تنهایی هم غفلت نورزد منحرف نشود و گناه نکند. قطام چگونه توانست ابن ملجمی که سرباز حضرت أمیر المومنین صلوات الله علیه بود را به قاتل ایشان تبدیل کند چرا زنان مومن ما تحت تاثیر إلقائات عوامل استکبار و روانشناسان نمی خواهند مانند همسر زهیر ، شوهر سرباز یزیدیان را به اردوگاه امام حسین صلوات الله علیه سنجاق کنند؟ زن مؤمن به جای اینکه در رفتار همسرش تجسس کند اولا : او را چنان مجذوب شیرین زبانی های عاقلانه و مومنانه خود می کند که نسبت به هر انحراف و تخلقی واکسینه و مصونیت داشته باشد. ثانیا : خود را تحت « ولایت و حفاظت الهی » قرار می دهد و از هر خوف و حزنی در امان می ماند. البته چون در اسلام هیچ « بن بستی » نیست لذا در شرائط اضطراری « مجوز طلاق خواستن » هم پیش بینی شده است. اما هر طلاقی قبل از اینکه مشکل مرد را اثبات کند « نجسب بودن » و « جذاب و شیرین زبان و دلنشین نبودن » زن را به ذهن خطور می دهد. به فرمایش حضرت آقا ، مردها مثل شیر و ببرند که قدرتی بیش از زنان دارند اما خداوند زنان را چنان هنرمند آفریده که می توانند با ظرافت و لطافت و هنرمندی خود، هر شیر و ببر قوی هیکلی را هم « تسخیر » کنند. پس بانوان اگر بتوانند با « حقارتی » که در دانشگاهها به آنها تلقین شده مبارزه کنند خواهند دید که چه قدرت و نقش و رسالت مهمی دارند. امیدوارم شما بانوان مؤمن در ایفای نقش و رسالت آسمانی خود موفق و موید باشید و شرائط ظهور 313 انسان عاقل و مؤمن و صالح و مطیع را فراهم آورید تا چشم جهانیان به ظهور آخرین حجت الهی روشن شود. إن شاء الله تعالی

فلاح     1397/02/28 - 23:14
در تفاوت قرائت با تلاوت شما چند مورد را بیان کردید اما رابطه آن با ثلاثة قروء که خودتان به رابطه آن با قرائت اشاره نموده بودید برایمان بیان نکردید لطف بفرمایید آن را برایمان بازگو نمایید

با سلام به شما. اگر « قرائت » به معنی: نوعی « وساطت فعلیتِ قوای بالقوه » و « مجرای تجلّی شدن و مظهریت پیدا کردن » باشد، احتمالا « ثلاثه قروء » هم: « سه بار فرصت واسطة تجلّی إراده الهی شدن » و « سه بار توفیق مظهر آفرینش الهی شدن » می باشد. الله أعلم.

del tang     1397/02/25 - 01:00
سلام علیکم و رحمه الله شما همیشه در متنها و فایل های سخنرانی تون اشاره به قدرت های عجیب و توانایی های بی شمار زنان دارید جوری که وقتی در موردش فکر میکنم فاصله های بسیار در خودم با اون توانایی ها میبینم ممنون میشم راه های کشف و رسیدن به این همه توانایی رو به ما هم کمی نشون بدید و جرا مثل منی باید اینقدر دور باشم از درک و شناخت این اوصاف و حتی زود تر از خیلی از آقایون ناامید بشم؟

با سلام به شما و سلام به مقام والا و رسالت آسمانی زن و تبریک حلول بهترین ماه خدا و تشکر از خداوند به خاطر توفیق حضور در این ضیافت نورانی. خانم محترم ، طی سالهای اخیر توفیق داشتیم تقریبا تمام آیات مرتبط با زن در قرآن (حدود 261 آیه) را به اجمال مرور کنیم و برخی از جلوه های کرامت و عظمت وجودی زن را در آنها بیابیم. اگر لطف کنید بحث هنر زن بودن را در سایت دنبال کنید شما هم می توانید از این آیات و مطالبی که در حاشیه مرور آنها مطرح شده استفاده کنید. ضمنا می توانید در مجموعه ای که تشریف دارید پیشنهاد بدهید در دور جدید همین آیات را با شما هم مرور کنیم. إن شاء الله تعالی در هر حال عظمت رمضان به خاطر نزول کتابهای آسمانی خصوصا قرآن در آنست. لذا خودتان هم می توانید بحث خودشناسی و کشف عظمت مقام زن را در ضمن مرور روزانه قرآن با استمداد از بارگاه الهی بجوئید. موفق و موید باشید.

del tang     1397/02/25 - 00:45
سلام مجدد در آیه 23 سوره مبارکه عنکبوت آمده الذین یکفرون بآیات الله و لقائه ...بعد اشاره به یأس میفرمایدکه انگار اینگونه به ذهن متبادر میشه که آیات + لقاء=رحمت--------کفر به آیات و لقاء= مأیوس از رحمت ممنون میشم اگه توضیح بفرمائید

وَ الَّذِينَ 1ـ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ 2ـ وَ لِقَائِهِ = أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي . و آنهایی که 1ـ آيات خدا 2ـ و لقاى او را منكر شدند همانهایی هستند كه از رحمت من نااميد هستند. پس « ناامیدی » از عفو و غفران و رحمت الهی، بدترین گناه است. پس هر بانوی مؤمنی، حتی بدترین شرائط را هم برای خودش « آزمایش الهی » می داند از تمام حوادث « راضی » است و به عنایت و حمایت و امداد الهی برای حفظ تعادل بر صراط از مو باریکتر زندگی ، امیدوار و مطمئن است اما نه بدون « صبر بر .... » و « زودتر از موقع ». مؤمن شاید مجاز باشد که « دلتنگ » امام و ولی الهی خود باشد اما اجازه ندارد خودش را « ناراضی » و « دلخور از زن بودن و زندگی » نشان دهد.

del tang     1397/02/25 - 00:37
سلام و عرض ادب دارم. و فراوان التماس دعا با توجه به آیه معروف إنّ اوهن البیوت میشه بفرمائید اتخاذ ولی با حب چه فرقی میکنه؟ ویژگی خانه ی عنکبوت برای خود او منظور آیه هست یا برای دیگر موجودات؟ جون در نگاه اول به نظر میرسه خطرات بیشتری برای دیگر موجودات داره(یعنی برای کسی که بخواد روی اون حساب خونه بکنه اما برای خود عنکبوت بیشتر به نظر میاد حکم سفره و دام باشه نه خانه ) این تار برای او چه ضرر هایی داره؟

با سلام و تشکر از توجه قرآنی شما. بله . اینکه خداوند در قرآن به رفتار عنکبوت و الاغ و سگ و خوک و ... اعتراض دارد هشدار به انسان است که اگر مثل آنها عمل کند کارش زشت و ناپسند خواهد بود. زیرا رفتار آن حشرات و حیوانات، مطابق غرائز و طبیعت آنها و پسندیده و سرشار از شگفتی و اعجاز است اما اگر همان رفتار آنها که هر انسان عاقلی آنها را زشت می شمارد از انسان سر بزند ، سقوط او را حکایت می کند. در خانه عنکبوتی که « خانواده » حضور و مرد، نقش مدیر را ندارد و زن ، گرفتار شکمبارگی و هوسرانی و دنیازدگی و شوهرخواری است، از « غیر خدا » اطاعت و پیروی می شود اما افراد آن مطیع و تابع « خالق » خود نیستند. با اینکه غالب مردم جهان ، خدا را « دوست » دارند اما « ولایت و اطاعت و تبعیت » از کتاب و رسول او را هم قبول ندارند. پس محبت بدون مودت و ولایت هیچ ارزشی ندارد.

del tang     1397/02/25 - 00:31
عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد بزرگوار ممنون میشم فرق صنع و عمل رو بفرمائید با توجه به آیه ولذکر الله اکبر والله یعلم ما تصنعون. و معنی غابر رو هم بفرمائید لطفاً

با سلام به شما که إن شاء الله تعالی « دلتنگ » ظهور آخرین حجت الهی هستید. « عمل » به هر کار و رفتار آگاهانه یا ناآگاهانه ای گفته می شود که از مخلوق سر می زند. اما « صنع » ، عملی ارادی است همراه با مهارت و علم و دقت. « غابر » یعنی « باقیمانده در غبار و خاک و خاکستر »، فردی که « قابلیت و ظرفیت » پذیرش خاک و خاکستر و غبار را خواسته و به آن رسیده است.

کرامتی     1396/12/20 - 00:22
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی اینجانب آشنایی با شما و سایت شما ندارم فقط مدت ها شبهه ای در ذهن من شکل گرفته بود که نمیتوانستم از آن بگذرم و شما را به من معرفی کردند. در نهج البلاغه از نگاه من موارد زیادی به چشم خورده که باعث میشود به عنوان یک خانم حس خوبی نسبت به آن نداشته باشم ولی به عنوان یک نمونه هم اگر شبهه اینجانب برطرف شود خشنود خواهم شد. در سطور پایانی نامه 31 نهج البلاغه چنین آمده است: با زنان مشورت نکن. در جایی اینگونه آمده که منظور زنان کم خرد است اما اگه اینگونه بود و صفت بی خردی باید مانع مشورت میشد خوب پس چه ربطی به جنسیت دارد؟ خب بگویند که با آدم کم خرد مشورت نکن! و در جایی دیگر گفته اند در امور سیاسی با زنان مشورت نکن که علاوه بر اینکه جای سوال دارد که چنین برداشتی(واژه سیاسی) از کجا آمده، به نظر من این هم توجیهی ندارد. من یک دختر 22 ساله دانشجو هستم و به نظر من زنان قدرت های فوق العاده ای در برقراری تعادل بین نقش های مختلف خود از جمله نقش سیاسی و حکومتی( اگر داشته باشند) دارند.

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت¬ها » نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را به درستی بشناسد و نقش و مأموریتش را درست بداند می¬‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت، شور، نشاط، امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن و هدایت نامحسوسِ » خود، نگاه‌ همسر و فرزندان و اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده، ادب، امید، شور، نشاط، معنویت، پاکی، انسانیت، صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. ضمن عذرخواهی از تاخیر در پاسخ به خاطر چند مسافرت پی در پی ، از اینکه ابهامات خود را مطرح فرمودید خدا را سپاسگزار و از شما متشکرم. 1ـ در قرآن فقط دو بار « مشورت » مطرح شده که برای « هماهنگی میان مؤمنین در کارهای جمعی » و « هماهنگ شدن افراد با مدیر و رهبر خود » می باشد اما « مشاوره » به این معنی که « دیگری تکلیف فرد را تشخص دهد » ، نشانة منفعل بودن و از إلقائات استکباری و شیطانی و خلاف عقل و قرآ« و توهین به عقلانیت و مختار بودن انسان است. خداوند به پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله ( به عنوان رهبر جامعه و امت اسلامی ) فرمان می دهد که با مؤمنین تحت فرمان خود ، (برای مکان و زمان و نحوه جنگ با دشمن ) مشورت کن. پس مشورت از « بالا » به « پائین » است. لذا والدین در هفت سال سوم فرزندشان باید با او مشورت کنند تا او تعقل کردن را تمرین کند و شخصیت پیدا کند. به همین خاطر اگر فرمودند مرد نباید با زن مشورت کند ، « بالا بودن مقام زن » را اثبات می کند.( هیچ مشاوری به رهبری رجوع نمی کند) 2ـ عبارت نهج البلاغه اینست که « نساء ناقص العقول » هستند. کلمه « کم خرد » و کلمه « امور سیاسی » را من در آن ندیدم. اشکالی که در ترجمه این عبارت رخ داده است از اینجاست که « نقص » متضاد دو کلمه « تمام » و « کامل » است. یعنی اگر نوزادی زبان نداده باشد « ناقص الخلقه » است و اگر « از زبانش استفاده نکند و حرف نزند » هم کارش نقص دارد. به عبارت دیگر اگر شما پزشکی نخوانده باشید و پزشک نباشید، نقص دارید. اما اگر پزشکی خوانده و پزشک شده باشید ولی « طبابت نکنید » کارتان خیلی نقص دارد. به نظر می رسد سخن أمیرالمومنین صلوات الله علیه اینست که : زنانی که شش سال زودتر از مردان به عقلانیت می رسند و آسمانی هستند و مقام بالاتر از بهشت دارند اگر برای به معراج کشاندن مردانی که حداقل شش سال دیرتر عاقل می شوند و برای آسمانی کردن نگاه آنها تلاش نکنند « ناقص العقلول » هستند. به نظر شما آن 313 مردی که برای ظهور آخرین حجت الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف لازم هستند در کجا باید پرورش پیدا کنند ؟ مدرسه ؟ دانشکاه ؟ حوزه ؟ صدا و سیما ؟ یا دامن پاک زنان مؤمن فاطمی نسب و زینبی صفت که « عقیله » بی هاشم است ؟ همانطور که خود شما به درستی فرموده اید که زنان قدرت ( برأنگیزندگی) فوق العاده ای ( در درس ، کار ، عبادت و جهاد ) دارند باید این « روحیه » را به مردانی که « توانایی » دارند اما « أنگیزه و اراده و روحیه » (درس ، کار ، عبادت و سربازی و جهاد ) ندارند منتقل کنند و « زوج » و « شارژر » باشند تا مردان برای ظهور و بازگشت به سوی خدا و دل کندن از زمین و ثروت و قدرت و شهوت و شهرت ، آماده شوند. لذا در پایان همان نامه 31 نهج البلاغه حضرت می فرمایند : دختران و زنان ، « ریحانه » هستند نه سبزی خوردن !!! نه گلی برای ویترین خیابانها !!! بلکه سرچشمه « روحیه » هستند تا مردان هیجانی و هیجان زده و منفعل و دهن بین و جوگیر و اختلاس گر و زمین خوار و خائن و وطن فروش و ... را به « آرامش » و عقلانیت و ایمان و اراده و تعهد و مسئولیت پذیری و بندگی برسانند. = لتسکنوا الیها. و آنها را به بهشت زیر پای خود برسانند. امیدوارم خداوند متعالی عقلانیت و بصیرت و معرفت و ایمان و اراده ی ما و شما را روزافزون فرماید و انس روزانه ما را با قرآن بیش از پیش نماید و موجبات ازدواج عاقلانه و اسلامی شما را فراهم آورد و با « جهادهمسرداری » خود بتوانید در ظهور آخرین حجت الهی سهیم باشید. إن شاء الله تعالی

Del tang     1396/12/12 - 23:54
سلام شب تون بخیر ممنون میشم بفرمائید چطور بفهمم یه عملی که میخوام انجامش بدم بخاطر ضعف ایمانه یا تدبیر عقله و درسته؟ مثلا من اصرار دارم برای آینده ماهی 60 بذاریم کنار و بیمه ی عمر کنیم اما همسری دائم معتقدند موقعیت نداریم و من اذیت میشم و نمیدونم بهتره دنباله رو ایشون باشم و قلبم رو آروم کنم و خودمو به خدا بسپارم یا از کنار پول تو جیبی هام جور کنم و پنهانی برم بیمه کنم و ... تا پس فردا خودمو و همسرم رو بخاطر بی تدبیری مذمت نکنم ممنون میشم راهنمایی کنید واقعا مسئله ای هست که چند ماهه درگیرشم و احساس میکنم همسرم نه تنها در این زمینه بلکه در تدبیر امور مالی کلا ضعیفه و این منو مضطرب میکنه

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت¬ها » نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را به درستی بشناسد و نقش و مأموریتش را درست بداند می¬‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت، شور، نشاط، امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن و هدایت نامحسوسِ » خود، نگاه‌ همسر و فرزندان و اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده، ادب، امید، شور، نشاط، معنویت، پاکی، انسانیت، صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. ضمن عذرخواهی از تاخیر در پاسخ به خاطر سفرهای پی در پی ، 1ـ لطفا از خودتان بپرسید آیا از زمان حضرت آدم علیه السلام تا چند سال اخیر که چیزی به نام « بیمه » نبود مردم چه می کردند ؟ و باز از خودتان و از آنها که بیمه شده اند بپرسید به کدام سعادت و عاقبت به خیری رسیدند ؟ آیا مشکل قارون این بود که خودش را با بیمه ، بیمه نکرده بود یا به رازق خود ایمان و توکل نداشت؟ آیا مشکل افرادی که ورشکسته می شوند اینست که بیمه نیستند یا خود را به سرچشمه ی تمام رحمتها و نعمتها و توانایی ها و رزق ها پیوند نزده اند؟ اگر به بیش از صد آیه در قرآن توجه کنید که انسان را در حال « آزمایش » معرفی می کند و اگر آیات متعدد قرآن را دیده باشید که درباره « محاسبات » (مادی و خیالی) انسان سخن گفته ، می پذیرید که « نگرانی » از « نرسیدن رزق » و « فقیر شدن »، چه برای خودمان و چه برای فرزندانمان ، قطعا از « وساوس شیطان » و « ضعف در خودشناسی و خداباوری و ایمان و توکل » به اوست. 2ـ از سوی دیگر تنها تکلیف قانونی و شرعی و عقلی زن و تنها « جهاد » او ، « همسرداری » و همراهی و هماهنگی با اوست. لذا اینکه بخواهید از پول ایشان و بدون اجازه ایشان مبلغی را کنار بگذارید برای روز مبادا و یا بیمه کردن خود یا ایشان ، عاقلانه ، قانونی و شرعی نیست. البته می توانید از پس اندازهای شخصی خودتان هر کاری که را صلاح می دانید انجام دهید (که باز اگر همانها هم با هماهنگی همسر محترمتان باشد حتما برای الفت و استحکام بنیان خانواده و تداوم آن بهتر است و به زندگی شما « برکت » بیشتری می دهد.) 3ـ اینکه تمام مردها (مانند هر گوشی همراهی) نیاز به « شارژر » دارند (عیب آنها نیست بلکه) یک ویژگی قطعی آنان است و به همین خاطر خداوند وجود مقدس زنان را در کنار آنان ضروری قرار داده تا آنها را « به طور نامحسوس و غیر مستقیم » و با « هنر زنانه خود » مدیریت کنند و « حضور » خود را (مثل یک کارگردان ماهر) در مردان (به عنوان هنرپیشه) به « ظهور » درآورند. امیدوارم با استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و انس روزانه با قرآن و تلاش برای خودشناسی و خداباوری بتوانید در مسیر تکامل و تعالی هر روز بیش از دیروز و بهتر از دیروز خود گام بردارید و در جهادهمسردای و « هنر خانواده داری » (نه خانه داری) موفق و عاقبت به خیر باشید. إن شاء الله تعالی. التماس صلوات

غلامرضا عرب     1396/12/10 - 22:19
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی سه سؤال از جنابعالی دارم (با توجه به سخنرانی جالب و تأمل برانگیز شما در روز 8 اسفند در اردوگاه باغ ابریشم اصفهان) : 1- شما فرمودید مشاوره در فرهنگ قرآن معنا ندارد حال آن که در سایت جنابعالی قسمت مشاوره وجود دارد. این تناقض نیست؟ 2- از مجموع سخنان شما این طور برداشت کردم که هیچ کدام از اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر مسؤول تربیت فرزندان نیستند و اراده خودشان حرف اول و آخر را می زند. پس کلکم راع و کلکم مسؤول، امر به معروف و نهی از منکر، قو انفسکم و اهلیکم نارا ، انتخاب همسر حضرت علی علیه السلام از یک قبیله شجاع(حضرت ام البنین) برای تولد فرزندان شجاع پس از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و ... چگونه توجیه می شود؟ 3- مواردی که شما مثال زدید همگی استثنا هستند و در طول تاریخ شاید تعدادشان به انگشتان دو دست هم نرسد مانند پسر نوح و معاویه بن یزید. هرچند که این ها هم متأثر از محیط بوده اند مثلا پسر نوح تحت تربیت مادر بد (همسر نوح) بوده و معاویه بن یزید هم تحت تربیت مادری بوده که در جوانی زیر نظر حضرت زینب تربیت شده .

با سلام به شما و سلام به تمام جويندگان حقیقت و ضمن عذرخواهی از تاخیر به خاطر چند مسافرت پی در پی. 1ـ در قرآن، مشورت برای هماهنگی افراد یک مجموعه و همراه شدن با مدیر جمع مطرح شده است اما مشاوره برای اینکه « دیگری تکلیف فرد را تشخیص دهد » خلاف عقل و شرع است. عنوان مطرح در سایت را تقاضا می کنم مسئول سایت اصلاح کند. 2ـ طبق فرمایش قرآن، فرزند « برای » پدر به دنیا می آید و طبق احادیث پدر در سه یا چهار مورد در قبال او مسئول است اما « مادر » با اینکه « بیشترین » نقش را در رشد و هدایت فرزند دارد اما کمترین « مسئولیتی » در قبال او ندارد. حدیثی که فرمودید اگر متن و سندش درست باشد (بزرگان در آن تردید دارند) به این معنی است که همه در قبال یکدیگر موظف (به انذار، تذکر، ارشاد، نصیحت، هدایت، دعوت به خیر، أمر به معروف ، نهی از منکر ) هستند اما در قبال « رفتار دیگران » قطعا مسئول نیستند. 3ـ « أهل » به افرادی گفته می شود که « أهلیت و سنخیت و در چیز مهمی اشتراک دارند » پس اگر همسر و فرزند چنین سنخیتی نداشته باشند (مانند همسر و پسر حضرت نوح علیه السلام) « أهل » نیستند. ضمنا « قوا = دعوت به تقوا » به معنی اجبار و تحکم و تحمیل خود به دیگران نیست. 4ـ اینکه مؤمن موظف است در هر انتخاب خود ، نسبت به کفویت همسر، أهلیت همسایه، رفیق، مسئولین نظام و ... دقت کند درست است اما هیچ کدام از عوامل وراثتی و محیطی حتی شیاطین و خداوند هم قطعا انسان را به کاری « مجبور » نمی کنند. 5ـ اینکه اکثر مردم جهان در طول تاریخ « منفعل » و « همرنگ محیط » و « جوگیر » و « بی عزم و اراده » و « دهن بین » و ... هستند « مجبور » بودن انسان را اثبات نمی کند بلکه ثابت می کند که چقدر شیاطین و مستکبرین و اشاعره و جبریون در تحمیل نظر خود موفق بوده اند. ضمنا کمتر فرزندانی را می توانید پیدا کنید که مطابق نظر والدین خود عمل می کنند. در هر حال از دقت نظر شما بسیار ممنونم. امیدوارم خداوند ما و شما را در عقلانیت و انس روزافزون با قرآن موفق و موید فرماید. إن شاء الله تعالی . التماس صلوات

del tang     1396/11/14 - 22:32
سلام و عرض ادب دارم ببخشید چطور باید مرز بین محبت و مامان بازی که مذمت شده ست در رابطه با همسر رو شناخت؟ و اینکه خیلی تاکید میشه در مورد تایید و تمجید از همسر من حس میکنم پیش میاد مواقعی که زیاده روی میکنم و حس بدی دارم که انگار دارم دروغ میگم چون همزمان که دارم مثلا در رابطه با کاردانی و بلدی شون در رابطه با مدیریت معیشت تعریف میکنم به ذهنم اشتباهات فاحش ایشون میاد و حس دروغگویی بهم دست میده. بعد آیا ممکنه این تشکر کردن ها باعث تلقین به خود پنهانم بشه که واقعا این همسر هست که پشت و پناه و رزاق منه و شرک در درون آدم شکل بگیره؟ خیلی ممنونم ببخشید فکر کنم اینو میباست در قسمت پرسش های خصوصی مینوشتم

با سلام به شما و سلام به مقام و رسالت آسمانی زن. لابد می دانید که اولا : « جهاد » زن فقط « همسرداری » است و از رفتار « مادرانه » باید بپرهیزد زیرا باعث تحقیر همسر می شود. ثانیا : طبق فرمایش قرآن، مَردان در ابتدا « مذکّر » هستند یعنی برای « درس، کار ، عبادت و سربازی و جهاد » نیازمند « تذکر » و « روحیه و أنگیزه » هستند. (البته این تذکر باید غیرشفاهی و غیرمستقیم و نامحسوس باشد و به صورت نق زدن و عیبجویی و نیش و کنایه نباشد تا به لجاجت منجر نشود) ثالثا : طبق بیان قرآن، مردان، در مواجهه با ناملایمات، سختی ها، مسائل، مشکلات، انواع بلاهایی که خداوند برای « آزمایش » انسان قرار می دهد خیلی زود هیجانی می شوند لذا نیازمند « ریحانه و سکینه » هستند. لذا خداوند زن را مظهر صفات جمال خود قرار داده و بیشترین جذابیت و ظرافت و هنرمندی را در زن قرار داده است تا بتواند با « هنر هدایت نامحسوس » خود و با « تشویق و تجلیل از نکات مثبت » همسرش برای او، « روحیه و أنگیزه و آرامش و امید » ایجاد کند و برای عاقل و بالغ و مؤمن شدنش « شارژر » باشد و حتی او را « واسطه رزق خود » بداند و « رازق » خود بنامد. قطعا خود شما هم از اینکه « نکات مثبتتان » جایی گفته شود به وجد می آئید و حتی ناخودآگاه برای کاهش نقاط ضعف خود اقدام می کنید. در هر حال تبدیل مردان محتاج تذکر ، به مردانی متدین و متعهد و وظیفه شناس و مفیدی که هیچ داد و ستد و معامله و تجارت و ثروت هنگفتی نتواند آنها را از 1ـ یاد خدا، 2ـ إقامه نماز، 3ـ پرداخت زکات، 4ـ خوف دائمی از حسابرسی قیامت غافل کند و بازدارد ، در هیچ مدرسه و دانشگاه و حوزه و نهادی امکان پذیر نیست بلکه به فرموده قرآن فقط و فقط در « بیت » و در دامان و آغوش هنرمندانه زنان خودیافته و خودساخته و پاکدامن و مؤمن چنین تحولی امکان پذیر است. امیدوارم با استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها بتوانید با « جهادهمسرداری » خود در پیدایش 313 مرد عاقل و بالغ و مؤمنی که برای ظهور آخرین حجت الهی لازم هستند سهیم باشید. إن شاء الله تعالی.

مینو معین مقدس     1396/10/28 - 17:04
سلام ااز سال 77 تا 79 در دانشکده علوم دانشگاه تهران از کلاسهای بسیار ارزشمند استاد درموضوعات مختلف مثل نماز و باورهای اعتقادی و فردای ازداوج بهره بردم.اکنون ساکن بجنورد هستم .لطفا بفرمایید سخنرانی های استاد را از کجا می توانم تهیه کنم و از ان استفاده کنم

با سلام و احترام به شما و سلام به مقام والا و رسالت آسمانی زن. علاوه بر مطالبی که در سایت قرار می گیرد می توانید از قسمت پائین صفحه وارد کانال تلگرام تسبیح شوید و صوت و تصویر اسلایدهای اکثر کلاسها را دریافت کنید. امیدوارم همواره موفق و شادکام باشید.

محمود آذرخش     1396/08/27 - 20:43
با عرض سلام ، ادب و احترام محضر استاد بزرگوار در جلسه مورخ 96/7/23 کلاس مفاهیم قرآن در توضیح واژه ( شاء ) فرمودید : اراد : خواست به اقتضاء فاعل است و شاء : خواست به اقتضاء مفعول . لطفا آیه ذیل را توضیح فرمائید بنظر شاء را با توجه به آیه بعدش در اینجا خواست به اقتضاء فاعل آورده است . سوره مبارکه یونس ع وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۹۹﴾ و اگر پروردگار تو مى‏ خواست قطعا هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى ‏آوردند پس آيا تو مردم را ناگزير مى ‏كنى كه بگروند (۹۹) وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿۱۰۰﴾ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد و [خدا] بر كسانى كه نمى انديشند پليدى را قرار مى‏ دهد (۱۰۰)

با سلام به شما و سلام به دقت مومنانه شما. به نظر می رسد « شاء » در آیه 99 سوره یونس هم به « إقتضاء مفعول » است زیرا دنیا برای انسان « دار اختیار و آزمایش » است و « من فی الارض » چنین ظرفیت و قابلیت و موقعیتی را « ندارند » که (تا خودشان نفهمند و نخواهند) همگی « مومن » باشند. البته اگر « اراده » خداوند بر مومن شدن تمام « من فی الارض » تعلق می گرفت با یک فرمان « کن » ، تحقق می یافت « فیکون » می شد. درست است که « فاعل » در « شاء » خداوند است اما همین « خواست خداوند » عالمانه و حکیمانه و متناسب با شرائط « من فی الارض » اتخاذ شده است . وقتی پزشک هم می گوید : « من » می خواهم برای شما فلان دارو یا درمان را تجویز کنم یعنی بر مبنای علم و تجربه ام این را برای شما صلاح می بینم. ضمنا در ترجمه کلمه پایانی آیه 100 ( لایعقلون ) به جای « نمی اندیشند » باید گفته شود : آنها که به (بدیهیات) عقل (خودشان) رجوع و « تعقل » نمی کنند. خداوند فهم ما و شما را از قرآن و کلام نورانی أهل البیت روزافزون فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

مخاطب     1396/08/24 - 00:27
با سلام به استاد محترم بنده در حال مطالعه کتاب "عشق و اختلاف" شما هستم. بسیار برایم لذت بخش است مطلبی که در مورد تبری و اولویت آن فرمودید. و احساس میکنم سوالهای ذهنی بنده را پاسخ میدهد. با اینحال سوالی که دارم این است که مایی که ازدواج کرده ایم، چگونه باید با توجه به اینکه تبری قبل ازدواج درنظر گرفته میشد، آن (عدم وجود اختلافات مشترک) را حل کنیم؟ یک نقد کوچکی که دارم این است که ا نقطه ضعف کتاب (با عرض معذرت البته) ویرایش آن است و یکی دو جمله است درست نگاشته نشده اند.

با سلام به شما. از اینکه مطالب کتاب تا حدی برایتان مفید بوده خدا را شکر می کنم . و از اینکه کتاب بعد از پیاده شدن صوت و تطبیق آنها با جزوات کلاسها ، چند بار توسط دوستان « تلخیص » شده و من هم فرصت نکردم آن را مرور کنم و ابهامات و اشکالاتی ممکن است در آن باشد از شما و سایرین عذرخواهی می کنم. یکی فرق مهم انسان با سایر مخلوقات اینست که انسان « می تواند » و « موظف است » زندگی خودش را « روزآمد » (آپ تو دیت) کند لذا گذشته ی انسان خیلی مهم نیست بلکه ملاک سعادت و شقاوت او « حال » فعلی و امروز اوست. به همین خاطر امام صادق صلوات الله علیه به شیعیان توصیه فرموده اند که از خداوند « تحول روزانه ی خودشان » را بخواهند : ... حول حالنا الی أحسن الحال .. پس کارهایی که باید قبل از ازدواج انجام می دادیم و به هر دلیل به زمین مانده و یا حتی تخلفات و گناهانی که ممکن است مرتکب شده باشیم نباید باعث « ناامیدی » شود بلکه با استعانت از بارگاه الهی و استمداد از أولیاء او و تعقل و توبه و توکل و تقویت اراده و معرفت و ایمان و امید، می توانیم گذشته را جبران و آینده خود را تضمین کنیم. « حُر » ثابت کرد که « سرنوشت » را می توان از « سر نوشت » .

خاتون     1396/08/10 - 21:00
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم ممنون میشم اگر در مورد " و سلام لک من اصحاب الیمین" توضیحات جامعی رو در اختیارمون بذارید سفر بی خطر و پر ثمر توشه ی راه تون نگاه مخصوص حضرت ارباب علیه السلام

با سلام به شما و سلام به کنجکاوی مومنانه شما. به نظر می رسد با توجه به آیه قبل از این آیه ، اگر فردی لیاقت حضور در جمع « اصحاب یمین » را پیدا کند ، « تمام اصحاب یمین » به او سلام می کنند. پس احتمالا مرجع ضمیر « ک » در این آیه ، همان موصول « مَن » در آیه قبل است. لطفا به نظر مفسرین مراجعه فرمائید. التماس صلوات

بنده     1396/08/09 - 15:15
با سلام. چرا بعضی از افراد مجرد که نقش فرزندی دارند، به جای قدردانی از پدر و مادر مدام میگویند: شما وظیفه تان است که ما را تامین کنید و میخواستید بچه نیاورید. چگونه میتوان از داشتن چنین فرزندانی پرهیز کرد؟ چند درصد این رفتار تقصیر پدر و مادر این افراد متوقع است و چه مقدار تقصیر خود این افراد؟

با سلام به شما. عواملی که باعث می شود برخی از فرزندان « إحسان » و « قدردانی » و « حُسن مصاحبت » با والدین را رعایت نکنند آنقدر زیاد است که لازم بوده قرآن آنها را به تمام فرزندان هر نسلی از بشر یادآوری کند. شاید یکی از عوامل مهم ، رفتار نادرست والدین با والدین خودشان است. هر قدر رفتار ما با بزرگترها و والدینمان زیباتر باشد توجه فرزندان ما هم به این زیبایی جلب می شود و آنها هم رفتار زیباتری با خود ما خواهند داشت. در هر حال فرزند کالایی نیست که آن را بدلخواه بشود « سفارش » داد بلکه آنها « عناصر آزمون » ما هستند اینکه برای عاقل و بالغ شدنشان چه تلاشی می کنیم و اینکه با خوبی ها و نکات مثبت و یا نکات منفی و انحرافاتشان چگونه عاقلانه و منطقی و مومنانه به وظائفمان عمل خواهیم کرد. زیرا سرنوشت هیچ دو نفری به هم گره نمی خورد و هر فردی فقط باید پاسخگوی گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع سیاسی و اقتصادی ... خودش نسبت به بزرگترها ، کوچکترها و تمام اطرافیان خوب و بدش باشد. خداوند متعال ما و شما را در شناخت و انجام وظائفمان موفق و موید فرماید. إن شاء الله تعالی به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

مومنه     1396/07/20 - 20:58
با سلام اگر میشود راهکارهایی برای افزایش خلوص نیت و اخلاص بفرمایید. شدیدا درگیر این مسئله هستم که چطور میتوانم کارهایم را بدون در نظر گرفتن یا حتی بدون یاد آوردن باقی افراد خالصانه انجام دهم و آیا توجه به کسب رضایت همسر مانع اخلاص است؟

با سلام به شما و سلام به کرامت و رسالت آسمانی زن. اخلاص یعنی « هر گفتار و رفتاری » را ( با والدین، همسر، فرزند، بستگان، همسایگان، دوستان، دشمنان) فقط برای « تقرب خودتان به خدا » انجام دهید و تمام اطرافیان و تمام مشکلاتشان را « بهانه و نردبانی » برای شکوفایی و رشد و تکامل و تعالی خود ببینید پس باید « کمترین توقعی » از هیچ مخلوقی نداشته باشید و از خالقتان هم « طلبکار » نباشید و برای هیچ کار و تلاش خود بر دیگران « منّت » نگذارید و آنها را با زخم زبان و ترشرویی و بداخلاقی اذیت نکنید و هیچ کاری را برای « دیده شدن = ریــا » انجام ندهید. اخلاص یعنی فقط به احترام خودتان در محضر خالقتان همواره شاد ، ذاکر ، خندان ، شاکر ، راضی ، خائف ، امیدوار ، با وضو ، آراسته ، جذاب و پاکیزه و مظهر صفات جمال الهی و صبور و مشوق باشید. اگر در حد توان و امکانتان شروع کنید قطعا خداوند مهربان هدایت و حمایتتان می کند. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پرسشگر     1396/07/20 - 10:01
با سلام فردی این مسئله را مطرح کرد که زنان خانه دار )غیر شاغل( افرادی پرتوقع هستند چون شاغل نیستند و زحمت نمیکشند. آیا این حقیقت دارد؟ از طرفی میبینم که زنان شاغل نیز کم توقع نیستند. علت متوقع شدن انسان چیست و راه جلوگیری از آن کدام است؟

با سلام به شما و تشکر از پرسش مومنانه شما. آری در میان تمام اقشار مردم ، چه زنان شاغل در خانه و در ادارات و چه در مردان شاغل در خانه یا در ادارات و با لباسها و عناوین و مدارک تحصیلی و سنین مختلف ، افراد خوب و بد ، پرتوقع و بی توقع ، مخلص و فاسق ، مومن و کافر و شاکر و ناسپاس و خوب و بد وجود دارند. و هیچ قشری حتی روحانیون را نمی توانید پیدا کنید که تمام افرادش خوب و عاقل و صالح و خالص و صادق باشند. بد و خوب همه جا هست. اما اینکه در هیچ فیلمی « کارگردان » دیده نمی شود و در مسابقات ورزشی مثل فوتبال و ... هم هرگز « مربی » دیده نمی شود ، به معنی « غیرشاغل » بودن کارگردان و مربی نیست. بلکه تمام مخلوقات در عالم می توانند در مسائل آفرینش فقط یا « حضور » و یا « ظهور » داشته باشند. خداوند « حضور » را برای « بانوان » و « ظهور » را برای « مردان » مقرر فرموده است. پس با اینکه تمام کارها را ظاهرا « اندام » ما انجام می دهند اما اگر « حضور روح » در بدن ما نباشد ، جسد ما کمترین تحرکی نخواهد داشت پس نقش حضور بسیار مهمتر از نقش ظهور است. حضور برق مهمتر از وسائل برقی است. حضور مربی و کارگردان مهمتر از ظهور بازیکن و بازیگر است .... اگر بکوشید به عنوان یک بانوی عاقل و مومن ، « جهاد » خود را فقط « همسرداری » بدانید در ساعاتی که همسر محترمتان بیرون از منزل است خود و خانه را برای پذیرایی و « هدایت نامحسوس » ایشان از هر نظر آماده کنید. آنقدر مطالعه کنید آنقدر بر مسائل اعتقادی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و ادبی و هنری مسلط شوید تا بتوانید بدون غر زدن بدون پلیس بازی بدون تجسس و دخالت در امور همسر و فرزندان و مهمانان، عاقلانه و مومنانه و هنرمندانه « عقلانیت » و « اراده » و « ایمان » و « امید » را در آنها ((( با طرح پرسشهای مناسب و تفکر برانگیز ))) و ((( تشویق به موقع نکات مثبت آنان ))) دائما تقویت و آنها را در برابر شبیخون فرهنگی و فسق و فجور و فساد در جامعه « شارژ » و « واکسینه » کنید. و اگر بدانید که مرد « رئیس » خانه است اما زن باید بدون ایجاد حساسیت ، « ریاست و مدیریت » خانواده را به عهده داشته باشد به جای توقع از آنها ، از خودتان بیشتر کار می کشید و دائما خودتان را حسابرسی و ارزیابی می کنید و مکررا به جای طلبکاری از آنها ، از همه « عذرخواهی » هم می کنید ( بدون اینکه چیزی از شما کم شود). علت متوقع بودن ما اینست که خودمان را اشتباها با مخلوق طرف می بینیم نه با خالق. موفق و موید باشید. التماس صلوات

فاطمه جهان پناه     1396/07/14 - 23:53
هوالحکیم باسلام وارادت خدمت استادعزیز 1-برای اتمام حجت بابندگانش که بهانه ای برعلیه خداوند نداشته باشند نسا 165 2-خذاوند میداند اماباید سره ازناسره مشخص شود وبخودمون ثابت شودعنکبوت 4 3-خداوند هم منتظر ظهورذات مردم ودنبال گلچین بهترینهابرای بهشت میباشد 4-وخداوند هم منتظر تحولها ویخرج الحی هاست وازهمه مهم ترمنتظرظهورمهذی فاطمه و313 همراه اوست التماس صلوات

با سلام به شما و تشکر از پاسخ خوب و زیبای شما. کاش متن آیات را هم می نوشتید. در هر حال از تلاش شما متشکرم. إن شاء الله تعالی جمعبندی نظرات را تا پایان مهر تقدیم خواهم کرد.

بانوی نسل چهارم     1396/07/04 - 12:24
سلام سوالی داشتم: گاهی اوقات کودکان زیر هفت سال میخواهند با ترکیب یا مخلوط کردن اشیا دور و برشان کارهای پدر و مادر را تکرار کنند. مثلا با ترکیب آب و خوراکی هایی که در دسترسشان است به تصور خودشان غذا درست کنند و آشپزی مادر را تکرار کنند. یا اینکه قطعات اسباب بازیها را جدا میکنند تا با قطعات دیگر اسباب بازی ترکیب کنند. آیا این قبیل رفتارها به خلاقیت آنها کمک میکند؟ و میل شدیدی به بازی با آب، خاک و... دارند. آیا اجازه به کودک برای این کارها باعث اسراف مثلا اسراف آب در اب بازی یا اسراف مواد غذایی در آشپزی کودکانه شان نمیشود؟ و آیا اجازه ندادن به آنها باعث عدم رشدخلاقیت آنها میشود؟ این تعارض بین اسراف و عدم رشد خلاقیت را برای بنده حل کنید که تکلیفم را با رفتار کودکان بهتر بدانم. خاصه اینکه بعضی از کودکان علاقه شدیدی به خرابکاری وسایل منزل دارند که من جز کنجکاوی و طی مرحله رشد و زمینه ای برای خلاقیت برای این رفتار آنها علت دیگری نمیدانم. لطفا اگر علت دارد بفرمایید.

با سلام به شما و سلام به پرسش مومنانه شما. « کنجکاوی » و این که برای « هر چیزی » بپرسیم « چَرا ؟ » ( و اینکه مثل حیوان دنبال « چِرا و چریدن نباشیم ) از خصوصیات مهم و زیبای انسان و مهمترین عامل « رشد » و تکامل و تعالی و تقرب اوست. همانطور که هر فرزندی ، به لباس مناسب و غذای مناسب نیازمند است ، به « وسائل بازی » (برای شکوفایی استعدادها و کشف توانایی هایش) هم نیازمند است و « آب و خاک » به فرموده احتمالا رسول أکرم صلی الله علیه و آله ، بهترین « چراگاه » روح هر کودک است. ( زیرا هر انسانی از آب و خاک است ) در « اسراف و تبذیر » ، نعمتها « هدر » می روند. اما بازی کودکان ، بسیار هدفمند و در شکوفایی استعدادهای آنها بسیار مفید و ضروری است لذا هیچ مرجعی تا کنون « تهیه لوازم بازی » و در دسترس قرار دادن « آب و خاک » برای کودکان را از مصادیق اسراف اعلام نکرده است. بلکه اگر فرزند را از بازی و « خودشکوفایی » باز داریم و به « خمودی » و گوشه نشینی و سرگرم شدن به گوشی و فیلمها و بازیهای رایانه ای ضد فرهنگی و ضد انسانی که پر از خشونت و کشتار و عصبانیت است بکشانیم ، « مسرف » و مجرم خواهیم بود. فرزند شما قطعا قصد « خرابکاری » ندارد بلکه تمام رفتارهای او برای « آزمایش » خود و « شناخت » أشیاء » است. کم کم و هنرمندانه ، « واقعیت » را وارد بازی او کنید و در ظرف شستن ، و پخت غذاهای ساده و تهیه سلاد و یا پوست کندن سیب زمینی و آماده کردن مواد غذایی ، تجربیات ارزشمندتان را به او منتقل کنید و اجازه بدهید او فرصت « خلاقیت و ابتکار » پیدا کند. ضمنا یادآوری می کنم که « جهاد یک بانوی مسلمان » فقط « همسرداری » است لذا مراقب باشید که بچه داری شما را از آراستگی و « خودسازی » ( با مجموع برنامه های مطالعاتی، عبادی، تفریحی، ورزشی، سخرخیزی، شب زنده داری، مناجات، ...) و از « همسرداری و آرامش بخشی » ( و شار‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ژ) همسر محترمتان غافل نکند. موفق و موید باشید. إن شاء الله تعالی

نصیری     1396/07/03 - 23:17
با عرض سلام ادب و احترام محضر استاد بزرگوار لطف می کنید بفرمایید اینکه صلوات ملایکه تزکیه برای ایشان است یعنی چه؟ و اینکه صلوات ما آیا باعث کمال برای آن بزرگواران میشود چون این رو جایی شنیده بودم گفتم صحتش رواز حضرتعالی بپرسم

با سلام به شما و سلام به پرسش شما. تمام « توجه یعنی صلواتِ » خالق دائما نسبت به مخلوق ابراز می شود تا او در معرض « انواع آتش » قرار نگیرد و در « تنور دنیا » پخته شود و نسوزد. اما « انسان کامل » « واسطة » انتقال آن « توجه و صلوات از خالق به مخلوق » است و بدون او چنین انتقال و چنین نجاتی امکان پذیر نیست. و احتمالا ملائکه « صلوات و توجه انسان کامل و رسول أعظم صلی الله علیه و آله » را به « افراد لایق » می رسانند و مراقبت می کنند تا « آن توجه » از هر گونه اتلاف و آلودگی ، منزه بماند. و مخلوق هم این « توجه حیاتبخش و نشاط أنگیزی که او را از هر گونه آتشی حفظ می کند » را فقط با « نماز = صلاه و صلوات » می تواند دریافت کند. صلوات ما باعث کمال انسان کامل نیست بلکه با صلوات ، « کمالِ ما و آن دردانه های آفرینش » ، « ظهور » پیدا می کند. التماس صلوات

خانم 71     1396/06/28 - 17:01
با سلام در کتاب تان (چهاردیواری در کف اسمان) فرمودید که اگر زن و شوهر قبل از بچه دار شدن به هماهنگی لازم (همدلی، تفاهم ، توافق و اعتماد آگاهانه،) نرسند، حتما بچه بین آنها جدایی خواهد انداخت. لطفا میشود در مورد این هماهنگی توضیح دهید که مقصودتان چیست و چگونه میتوان به این هماهنگی رسید؟

با سلام به شما و سلام به دقت مومنانه شما. لابد می دانید که مرد به خواستگاری زن می رود اما « خطبه ایجاب » را « عروس » می خواند و « عقد نکاح » ، با « خطبه قبول داماد » منعقد می شود و خلاصه اینکه فقط داماد « بله » می گوید و زوجیت زن را می پذیرد. (برای من هنوز روشن نشده که از چه زمانی و با چه سند و توجیهی « وکیل » گرفتن باب شده است در هر حال ، عروس در مراسم عقد ، به « وکالت وکیل بله می گوید » ) با این مقدمه (و مانند کارمندی که در یک اداره استخدام می شود و باید تا زمان بازنشستگی و یا اخراج شدنش، طبق شرح وظائفش کار کند و « بی اجازه » غیبت و تاخیر نداشته باشد) بانوی مسلمان باید بپذیرد تا زمانی که با شوهرش زندگی می کند فقط و فقط « جهادهمسرداری » را مأموریت اصلی خود بداند و هیچ کاری در ارتباط با خانه و فرزند و بستگان و مهمانان و ... ، (البته غیر از واجبات عقلی و شرعی) نباید او را از « جهاد همسرداری » باز دارد. در واقع زن به خاطر کمالات و مقام والا و مأموریت آسمانیش و اینکه لیاقت « فوق بهشت » بودن را دارد باید نقش شارژر را برای همسرش ایفا کند و بکوشد نگاه همسرش را از زمین به آسمان و از مادیات به معنویات و از ظاهر به باطن و از مخلوق به خالق معطوف کند و با تقویت اراده و ایمان و امید همسرش ، او را « با شیرین زبانی و چهره شاداب و خندان و آراستگی و جذابیتهای بیکران و هدایت نامحسوس و غیر مستقیم خود » ، برای پرواز به معراج حقیقت، مشتاق سازد. اگر بانوی مسلمان و مومن به این باور رسیده باشد ، فرزندآوری باعث غفلت و انحراف و تخلف او از مأموریت و رسالتش نمی شود و با « جهادهمسرداری » زمینه ی رشد و هدایت فرزندانش را هم فراهم می آورد. به عبارت دیگر همانطور که « گرما » را باید از طریق « ظرف » به « آب و غذا » داد ، گرمای وجودی زن هم باید از طریق « شوهر » به « فرزندان » منتقل شود. لذا می بینید که مادران شهری با اینکه بیش از مادر روستایی برای فرزندانشان تلاش می کنند اما به خاطر حذف کلامی و عملی پدر ، کمتر نتیجه می گیرند و فرزندانشان دیرتر عاقل و بالغ و خودکار و منضبط و با ادب و با حیاء ... می شوند و یا اصلا عاقل و بالغ و متدین و متعهد نمی شوند. زیرا مادران شهری به غلط و با إلقائات دروغ عوامل استکبار و بر خلاف فرمایش قرآن ، فرزندان را « برای خود » و خود را « ولی » فرزند می پندارند و با بهانه های مختلف، « ولایت پدر » را از زندگی فرزند حذف می کنند در نتیجه خودشان بی حرمت و فرزندانشان پرتوقع ، طلبکار، خجالتی، وقیح، وابسته، و ... و شوهرشان وظیفه نشناس می شوند و به این نتیجه گیری غلط و مورد نظر استکبار می رسند که : فرزند کمتر زندگی بهتر. پس « هم آهنگی » شما با همسر محترمتان به اینست که بپذیرد : اصل اول زندگی خودتانید و اصل دوم زندگی شما ، نیمه شما یعنی همسر شماست و طبق بیان قرآن بپذیرید که « فرزند ، اصل زندگی نــیست » بلکه اسباب « آزمایش » شماست. امیدوارم همواره موفق و موید و شادکام و عاقبت به خیر باشید . إن شاء الله تعالی به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

بیدی     1396/06/23 - 14:56
سلام علیکم علت این صحبت شما چیست؟ مشاوره حضوری، مجاز و مفید نیست! ممنون میشم توضیح بفرمایید

با سلام به شما و سلام به کنجکاوی شما. در « دو آیة » قرآن، « مشورت » مطرح شده است. 1ـ اینکه پیامبر با مردم مشورت کن. 2ـ مومین در امور (مشترکشان)، مشورت می کنند. اما « شورا » (اینکه « حق » با اکثریت باشد) و « مشاوره » (اینکه دیگری تکلیف ما را مشخص کند) در منابع اسلامی نیامده و توصیه نشده بلکه ممنوع هم شده و اسلام از « شورای سقیفه » خسارت سنگینی خورده است. به نظر می رسد « مشاوره » ، توهین به عقلانیت انسان و فرار از « احساس مسئولیت و تفکر و تعقل و تدبر » و بر خلاف دستور قرآن به « عمل صالح » به تشخیص خود فرد است. ضمن اینکه در مشاوره شفاهی، اولا : با بیان أسرار زناشویی و خانوادگی، « حرمت » و « عزت » افراد خدشه دار می شود و ثانیا : مطالب دو طرف مشاوره، خیلی سنجیده و دقیق و همراه با تأمل و تفکر و تعقل هم نیست. ثالثا : افراد را به مشاوره، معتاد می کند و از کمترین تلاشی برای تفکر و تعقل خود بازمی دارد. (واگذاری « حل مسائل خود » به دیگری و استفاده از « حل المسائل » در مدرسه ، « تقلب » نامیده می شود.) البته لازم است « ماهی گرفتن » و « فنون حلِ مسائل » به مردم آموزش داده شود اما باید از « ماهی گرفتن » و « حل مسائل » آنها خودداری کرد. خداوند ما و شما و جمیع مردم جهان را در تفکر و تعقل و تشخیص نقش و مأموریت و وظائف خود موفق فرماید تا برای ظهور آخرین حجت الهی آماده شویم. إن شاء الله تعالی

لیلا تاجیک     1396/06/10 - 21:56
با سلام خدمت استاد محترم و گرانقدر ، آیا پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و ائمه اطهار علیهم السلام با افرادی درد دل می کردند ؟ یعنی از غمها و دلنگرانی هایشان با دیگران سخنی می گفتند ؟ آیا اصولا درددل کردن با دیگران کار درستی است ؟ لطفا راهنمایی فرمایید . از محبتی که مبذول میدارید سپاسگذارم . التماس دعا

با سلام به شما و سلام به مقام والای زن. غم و اندوه درونی و نگرانیهای بیرونی و درد دل، و یا رضایتمندی و سرور و بهجت و شادی، اولا : مخصوص « انسان مختار » و ثانیا : محصولِ « نگاه و باورهای » اوست. افرادِ ظاهربین و سطحی نگر و کوردل و « گذشته نگری » که « دنیا » را « فضایی بسته و حوادثی تصادفی » و « عناصری رها شده و بی نظم و بی نظام و بی ناظم » می پندارند و به هر چیز آن « تعلّق، دلبستگی و وابستگی » پیدا می کنند و علاقه مند می شوند، راه فراری از غم و غصه و اندوه و نگرانی و اضطراب ندارند و دنیا برایشان « تنوری » است که باید در خواب و بیداری آن، از بخل، حرص، طمع، حسادت، خوف، حزن، افسردگی، پرخاشگری، پوچی، بیهودگی، نارضایتی و ناشکری بسوزند و خود را با « مصرف » هر چیزی و دیدن هر مزخرفی و شنیدن هر لهو و لغوی، « سرگرم » کنند و الکی خوش باشند. اما افراد عاقل و مومنی که دنیا را « بن بست » نمی بینند بلکه آن را « پُلی برای بازگشتن به بهشت، معبر آخرت، تجارتخانه ای برای معامله با خدا، معبدی برای مناجات و عشق ورزی، نردبانی برای تکامل و تعالی و تقرب به خالق و فضایی مثل کنکور برای شکوفا کردن قابلیتها و لیاقتها و ظرفیتها و تواناییهای خود » و « افتادن هر برگ درخت » را هم حساب شده و هدفمند و عالمانه و حکیمانه و خود را در حال « آزمایش » می دانند و هر قیام و قعود خود را هم به حول قوّة الهی و خود را در محضر خالق و در آغوش الطاف و عنایات او و برخوردار از امداد ملائکه و حمایت أنبیاء و أولیاء و شهدا می بینند، نه تنها هیچ شک و تردید و خوف و حزن و اضطرابی ندارند، بلکه « امیدوار به آینده ای روشن » و راضی و قانع و شاکر و مسبح و حامدند و با برداشتن « میم » از ابتدای « مشکلات » از زندگی خود لذت می برند و مسائل و مصائب و موانع و سختی ها و ایراد والدین و همسر و دوست و دشمن را « پلکان » ترقی خود می بینند و در تنور « کدح و کبد و مهدِ دنیا » ، « پُخته » و برای حضور جاودانه و متنعّم در بهشت لقاء ، آماده می شوند. البته آنان برای اینکه « غافل و گمراه و منحرف » نشوند و « کم نیاورند » و « أنگیزة قیام » و « روحیه مقاومت و استقامت و انقلابی » خود را از دست ندهند، با انواع « دعا و مناجات و ذکر و زیارت و توبه و إنابه و تهجّد و اعمال صالح و مخلصانه » خودشان را دائما « شارژ » می کنند و به لذتی ماندگار می رسند و مانند حضرت امام خمینی رحمه الله علیه « با قلبی مطمئن و آرام » و مانند شهید حججی ، « سرافراز و سربلند » از دنیا عبور کرده و همیشه زنده اند. خداوند متعال ما و شما را از آنان قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

مریم اسپیدمهر     1396/05/26 - 17:38
سلام با احترام به شما استاد گرانقدر رابطه قوی و تقوا در چیست؟ من شخصا هر بار که از نظر جسمی یا زمانی دچار ضعف میشوم و وظایفم را قادر نیستم انجام دهم ، بداخلاق میشوم. و همین باعث بدتر شدن اوضاع میشود چه کنم که دائم قوی و با تقوا بمانم؟
فاطمه     1396/04/24 - 02:02
آیا ازدواج زن شیعه با مرد سنی جایز است؟ اگر برایتان مقدور است با توجه به آیات قرآن پاسخ دهید،چون نظر مراجع رو مطلع شده ام

با سلام به شما. به نظر می رسد : اولا : طبق آیه (نفی سبیل) : « ... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً (نساء/141) مومن نباید (در مسئله ازدواج، قراردادهای اقتصادی و سیاسی و ...) تحت ولایت و سلطه کافر قرار بگیرد. اکثر أهل تسنن، قطعا مسلمانند و کافر نیستند اما اگر برخی از آنها در « عقلانیت » و « بحث ولایت »،« ضدیت و عناد و عدوات » داشته باشند (مانند وهابیون تکفیری)، مصداق کافر خواهند بود و زن مومن نباید تحت ولایت آنها قرار بگیرد. ثانیا : طبق آیه : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها ... (نساء/58)، تمام جذابیتهای خدادادی زن، « امانتهایی » هستند که باید به « کفو » او برسند. پس باید ببینند « ایمان » آنها چقدر با یکدیگر « کفویت » دارد. متأسفانه هستند دختران ظاهرا شیعه ای که ایمان روشنی به ولایت ندارند و برایشان حضرت علی صلوات الله علیه و معاویه ، فرقی ندارند ! و هستند أهل تسننی که به أئمه أطهار صلوات الله علیهم ، عشق می ورزند. پس آن دختر شیعه ابتدا باید « عمق ایمان » خود را در بحث « امامت و ولایت » کشف کند تا بتواند « کفویت » خود را با آن پسر أهل تسنن إحراز نماید. به نظر می رسد زن مومن، اگر هنر زن بودن و هنر هدایت نامحسوس داشته باشد ، از قدرت میل و أنگیزه آن خواستگار در جهت دعوت او به تعقل و تأمل استفاده و زمینه ی تحول او را فراهم می کند. ضمنا نباید از این نکته غافل ماند که بر خلاف إلقائات أذناب شیطان ، « مواضع سیاسی و اعتقادی » در فردای ازدواج و در روابط زن و شوهر (بیش از احساسات آتشینی که اشتباها عشق نامیده می شود و خیلی زود سرد خواهند شد) تأثیر منفی دارد و عامل دلخوری و درگیری و قهر و طلاق می شود. امیدوارم دختران و پسران عزیز سنّی و شیعه بکوشند : با خودشناسی و خودباوری، عاقلانه و مومنانه ازدواج و هنرمندانه و صبورانه زندگی و عاشقانه خالقشان را بندگی کنند. إن شاء الله تعالی

خاتون     1396/04/22 - 01:32
سلام عرض میکنم انشاالله سلامت باشید میشه در مورد دو آیه ۷۸ و ۷۹ سوره ی نسا توضیح بدین به نظر میاد معانی متضادی دارن و انگار دومی نسخ اولیه. با تشکر و التماس دعا

با سلام به شما و سلام به دقت شما. به نظر می رسد : در آیه 78 سوره نساء ، افراد بی بصیرت « آسیبهای خود » را به « رسول أکرم صلی الله علیه و آله » نسبت می دادند : مِنْ عِندِكَ آیه 79 در پاسخ به آنها می فرماید بدانید : « آسیبهای شما » از « نفسانیت » (و اطاعت نکردن) خود شماست و ربطی به « رسول أکرم صلی الله علیه و آله » ندارد : فَمِن نَّفْسِكَ امیدوارم ما و شما در اطاعت عاقلانه از أولیاء الهی موفق و موید باشیم.

خاتون     1396/04/12 - 02:28
سلام عرض میشه در آیه ی 61 از سوره ی زخرف منظور از ( و إنه لعلمٌ للساعة) چیست؟ با تشکر

با سلام به شما و سلام به دقت قرآنی شما. ظاهرا مرجع ضمیر « إنّه » حضرت عیسی بن مریم صلوات الله علیه است. و همانا ( مرده زنده کردنِ ) عیسی بن مریم ، برای علم و اطمینان شما به « قیامت (صغری و کبری) » است تا (دیگر) در (وقوعِ) آن، شک و تردید نداشته باشید (و در نتیجه خودخواهی و بی پروایی را کنار بگذارید و خود را در حال آزمایش ببینید و به خوف و تقوا برسید) و از من « اطاعت » کنید که صراط مستقیم همین است. خداوند ما و شما را به چنین خوف و تقوا و اطاعتی برساند.

خاتون     1396/04/09 - 01:37
سلام عرض ادب و احترام طاعات و تعقل هاتون قبول ببخشید که باعث زحمت میشیم ممنون میشم در مورد واژه ی (یخوّفون) که در قران آمده و فاعلش هم خدا هست هم کافران و پیامبر صلوات الله علیهم مورد خطاب هستند ، توضیحاتی بفرمائید در این باب که باعث شده متعدی به دو مفعول باشه چه معنایی پیدا کرده ؟ یا خوف کافر چه فرقی با خوف توسط خدا داره؟ اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها

با سلام به شما. یخوفون : صیغه جمع مذکر غایب است و فاعل آن ضمیر متصل « واو » و مرجع ضمیر، منافقان وقیحی هستند (که مثل همین دولت خائنی که گرفتارش هستیم) تو (رهبری و مردم) را « دائما » از « غیر خدا » (کدخدا و جنگ و تحریم او) می ترسانند، در حالی که خدا برای حمایت از تو کافی است. ببخشید منظور شما اینکه فرمودید : فاعلش هم خدا و هم کافران است برایم روشن نشد. لطفا دوباره بپرسید. ممنون.

تسنیم     1396/03/31 - 17:29
با سلام و خسته نباشید ان شاالله که برکات این ماه عزیز نصیب همگی بخصوص شما استاد بزرگوار گردد ببخشید پیرامون «وحی» و معنای آن سوالی داشتم اینکه آیا این واژه در همه جای قرآن به یک معنا آمده؟ من در یکی از سخنرانی های شما شنیدم که فرمودید هر واژه ای که در قرآن آمده بهترین انتخاب است که جز آن نمی تواند باشد و هر واژه معنا و مفهوم مختص به خود را دارد و اینچنین نیست که بگوییم مثلا این واژه یکجا این معنی را می دهد و جای دیگر، یک معنی دیگر براساس این فرموده شما، پیرامون واژه «وحی» برای بنده سوالی پیش آمده اینکه معنای حقیقی آن چیست؟ و اینکه آیا آن معنا به طور یکسان هم بر پیامبر و هم مثلا بر زنبور حمل می گردد؟ یا مثال های دیگری که در قرآن آمده است. پیشاپیش از پاسخگویی شما سپاسگزارم

با سلام به شما و سلام به پرسش شما. وحی ، احتمالا « نوعی إلقاء مفاهیم روشن و کاربردی » (و بالاتر از الهام) است که مخاطب را از هر نوع « پرسش و بحث و جدل و مخالفتی » بی نیاز می کند و به انجام کاری می کشاند. (شاید شبیه کنترل پهبادها از راه دور) البته « هر فیضی » در جهان مانند « وحی » ، « مراتبی » دارد. پس وحی به زنبور با وحی به مادر حضرت موسی علیه السلام و وحی به رسول أکرم صلی الله علیه و آله و « وحی أولیاء شیاطین به یکدیگر » ، مراتب و شفافیت خاص و ویژه خود را دارند. الله أعلم موفق و موید باشید.

حسینی     1396/03/25 - 14:42
#همسرداری ⭕️اولین وظیفه؛#سرپرستی

با سلام به شما . منظورتان برایم روشن نیست. لطفا پرسشتان را واضح بیان فرمائید. ممنون

غفرانی . محمد جعفر     1396/03/18 - 12:42
خانم محترمی پرسیده اند : با سلام و احترام سه سوال از حضور شما دارم که تشکر میکنم اگر به صورت غیر متعصبانه پاسخ گو باشید. 1- در سوره نسا آیه 24 گفته میشود: نکاح زنان شوهر دار برای شما حرام شد مگر زنانی که مالک شده اید! ازجهت اخلاق اگر این آیه را مورد بحث قرار دهیم هیچ کدام از اصول اخلاقی چنین امری را نمیپذیرد! به عنوان مثال آیا ما میپذیرم مثلا در جنگی بین ایران و عراق، چه ایرانیان و چه عراقی ها "زنان شوهردار" ما را مالک شوندو یا مالک آن ها شویم؟؟ 2- در سوره نور آیه 26گفته میشود: مردان پاک برای زنان پاک و زنان پاک برای مردان پاک. در مورد حضرت نوح و لوط، چنانچه این دو پیامبر قبل از ازدواج به پیامبری رسیده باشند، پس چرا این آیه صدق نمیکند!؟ 3- در سوره مائده آیه 109 گفته میشود: مردگان به امر خدا ازقبر بیرون آمدند (معجزه حضرت عیسی) چرا از این مردگان که از قبر بیرون آمده اند و زنده شده اند در مورد عالم برزخ سوال نشد؟؟ و اگر حتی سوال شده، چرا در مورد چنین مسله مهمی در هیچ کتابی سندی آورده نشده است؟؟ با تشکر از شما

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت­ها » ، نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را درست بشناسد و نقش و مأموریتش را درست بداند ، می­‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت، شور، نشاط، امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوسِ » خود ، نگاه‌ همسر و فرزندان و اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. از اینکه به من « تذکر » داده اید که « غیر متعصبانه » پاسخ دهم ، متشکرم. 1ـ « مردان و زنانِ اسیر » در جنگ که نگهداری آنها به « رزمندگان مسلمان » سپرده می شود ، حتما از « مشرکین و کافرین » هستند و حتما « مسلمان نیستند ». احتمال بدهید پس از ظهور آخرین حجت الهی ، ملیونها مردم مشرک و کافر جهان به اسارت مسلمین درآیند ، قطعا نگهداری آنها در زندانها و پادگانها ، پر هزینه و بی فایده خواهد بود ، اما اگر آنها میان مسلمین تقسیم و « عضوی از خانواده مسلمان » شوند هم « هزینه ی آنها » و « توانایی های آنها » میان مسلمین تقسیم می شود و هم « فرهنگ و اخلاق اسلامی » به آنها منتقل می شود و به « هر بهانه ای » هم « آزاد » خواهند شد. 2ـ « تمام توانایی های هر زن و مرد مسلمانی » ، « أمانتهای الهی » است که باید به « أهلش » برسد. پس « تکلیف » هر زن و مرد مسلمان و پاکی، اینست که « باید » با « زن و مرد مسلمان و پاک » ، « نکاح » کند. اما « فردای هیچ زن و مرد مسلمانی » ، « گارانتی » و تضمین « ندارد ». پس ظاهرا زنان حضرت لوط، نوح، پیامبر أکرم، امام حسن و امام جواد صلوات الله علیهم ، در لحظه عقد ، مسلمان بوده اند اما بعدا دچار غفلت، جهالت، انحراف، تخلف و خیانت شده باشند. 3ـ قطعا حضرت عیسی بن مریم سلام الله علیهما ، « مردگانی » را به زندگی برگرداندند. در طول تاریخ ، « افراد زیادی » هم ( مانند مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان) ، بعد از « مرگشان » ، دوباره به دنیا بازگشته اند. اما « عالم برزخ » مانند « عالم خواب » است و « دنیا » ، « محدودیتهای فراوانی » دارد ، لذا همانطور که تمام مردم با « بازگشت به فضای دنیا » ، « بخشی از خوابهایشان » را به خاطر می آورند و « بخشی » را به خاطر نمی آورند ، افرادی هم که به « حیات دنیوی » باز می گردند ، برخی خاطرات آن طرف را به خاطر دارند ( و می توانند آنها را مطرح بکنند یا نکنند ، بنویسند یا ننویسند ) و برخی ممکن است تمام آن خاطرات را از یاد ببرند. کتابهای متعددی هم از خاطرات بزرگانی که به دنیا بازگشته موجود است که من خودم و شما را به خواندن آنها « اصلا توصیه نمی کنم ». موفق و موید باشید . إن شاء الله تعالی مخاطبین محترم هم می توانند نسبت به پرسش و پاسخ فوق ، اظهار نظر بفرمایند. متشکرم.

خاتون     1396/03/11 - 01:57
سلام طاعاتتتون قبول این شب های عزیز ما رو هم در دعا هاتون سهیم کنید لطفا میشه در مورد نوع نگرش هایی که باید این روز ها داشته باشیم و عای جوشن کبیر کمی توضیح بدید؟

با سلام به شما و سلام به مقام والا و نگاه آسمانی زن. این ماه ، ماه اُنس با قرآن و « تدبر » در آیات آن است. به این منظور که در تابش « نور » آن ، خودمان را درست بشناسیم ، نقش و تکالیفمان را بهتر و روشن تر بفهمیم و راه زندگی متعالی را با « شناخت درست پیشوایان منصوب الهی » بیابیم و ابتدا از دشمنان آنان و سبک زندگی آنها « برائت » بجوئیم و بعد از أولیاء الهی و دستوراتشان اطاعت کنیم. باید توجه کنیم که شب قدر « شب أحیاء نیست » بلکه « شب إحیاء است » یعنی شبی که باید خودمان را از خواب غفلت و جهالت و طفولیت و تنبلی و کسالت و بی برنامگی ، بیدار کنیم. برای « إحیاء » ، « شوک » لازم است نه لالایی. باید به خودمان نهیب بزنیم و خود را به چنان بصیرت و معرفتی برسانیم و جوری برای لحظات شب و روز « یکسال » پیش روی خود « برنامه ریزی » کنیم که با آن بشود به اندازه ی هزار ماه رشد و تکامل و تعالی داشته باشیم. خداوند به ما و شما چنین توفیقاتی را عنایت فرماید. إن شاء الله تعالی

خاتون     1396/03/05 - 00:09
سلام عرض میکنم خدمت شما. میشه در مورد شب قدر و اینکه در اون شب چه نوع توجهی باید داشته باشیم توضیح بدین؟ بهتره در اجتماعات حضور داشته باشیم حتی با وجود نارضایتی همسر یا بهتره در خانه خلوت کنیم؟ یا اگر همسر به دلیل اصرار ما اجازه داد تنهایی بریم مراسم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید که با همسری که علاقه ای به رفت و آمد نداره ، چگونه باید رفتار کرد؟

با سلام به شما و سلام به اشتیاق مومنانه شما به معارف اسلامی. شب قدر ، برای بیداری مسلمانان از خواب غفلت و جهالت و نفاق و فسق و دروغ ، باید به آنها « شوک » وارد شود تا شب « إحیاء » باشد. (نه أحیاء) شب قدر، شب « توجه عقلی و قلبی و زبانی و عملی و اخلاقی و خانوادگی و سیاسی و اقتصادی » به « حجت الهی » و « متعهد » شدن نسبت به « زمینه سازی ظهور و فرج » ایشان است. شب قدر ، شبی است که هر عاقل مومن منتظری باید برای « یکسال » خود چنان « برنامه و تعهداتی » را مشخص و هدفگذاری کند که با اجرای آنها بتواند به اندازه « هزار ماه » رشد و زندگی کند. مردم وقتی « آنتن پشت بام » ( و توجه ) خود را عوض می کنند ، « تمام کانالهای تلویزیون » خود را « باید » دوباره « جستجو » و به حافظه بسپارند. شب قدر هم شبی است که مومن « آنتن توجه » خود را « از طریق خلیفه خدا با خالق خود » ، « روزآمد » و تمام ابعاد زندگی خودش را با آن « تنظیم » می کند. نظر به اینکه در شبی که تمام ملائکه و حضرت جبرئیل خدمت حجت خدا می رسند ، در غالب مراسمها سخنرانان « اغفال طلب و افول گرا » توجه افراد را به « خدا » جلب می کنند و نقش « خلیفه و حجت او و نایب حجت او و نقش حجت باطنی » و « تکالیف مردم برای زمینه سازی ظهور » ، به درستی و به روشنی تبیین نمی کنند و به غفلت و جهالت و فسق و فجور و نفاق عوام و خواص هم هیچ « شوکی » وارد نمی کنند ، لذا اگر بتوانید در منزل و با افراد خانواده محترمتان (و حتی بستگان مناسب ) مراسم مختصر اما پر نکته ای را برگزار کنید بسیار سازنده تر و سالم تر خواهد بود. به احتمال زیاد بی رغبتی همسر محترم شما هم به خاطر وابستگی های سیاسی و حواشی نامعقول و تزویری که در سخنرانان این مجالس است. اگر آنتن دار شدید ، اولا : التماس صلوات ، ثانیا : این تهیدست را هم از دعای خیر فراموش نکنید.

تبسم     1396/03/02 - 19:04
سلام دکتر مشاوره حضوری ازدواج ندارید؟

با سلام به شما . ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و آغاز ضیافت الله. چون مشاوره حضوری، مجاز و مفید نیست لذا فقط از همین طریق می توانم در خدمت شما باشم. لطفا مسائلتان را از بخش « پرسشهای خصوصی » و در هر ایمیل، فقط « یک یا دو مسئله » را با کمترین توضیح مطرح کنید و پس از کشف راه حل آنها سراغ بقیه مسائل بروید. ضمنا خوبست « راه حل » خودتان را برای مسائلی که مطرح می کنید ، بیان نمائید. موفق و موید باشید.

آذر محمد نصیری     1396/02/31 - 23:53
با سلام محضر استاد بزرگوار کتاب ازدواج چرا و کتاب پس از ازدواج شما را مقداری که خواندم خیلی عالی و پر محتوی و دلچسب بود خدا خیرتان بده انشالله بتونم بهره برداری کنم

با سلام به شما و تشکر از حُسن ظن و ابراز محبت شما. امیدوارم موفق و موید باشید.

فاطمه     1396/01/29 - 15:15
سلام اقای دکتر ضمن عرض تشکر و سپاسگذاری بابت کمک ها و راهنمایی های جنابعالی، در رابطه با موضووع خداشناسی فرموده بودید که ظاهرا قبلا کلاسی برگزار نموده اید ولی متاسفانه من لینک را پیدا نکردم. خواهشمند است در صورت امکان ادرس آن را بفرمایید. ضمنا خواهش میکنم اگر منبع دیگه ای در اختیار هست معرفی فرمایید . باتشکر

با سلام به شما و سلام به شور و شوق شما برای افزایش معرفت. دو یا سه سال قبل توفیق برگزاری کلاس « خودشناسی » را داشتیم که ظاهرا به خاطر محدودیت سایت از روی آن برداشته شده. پیگیری می کنم که مجددا بر روی سایت قرار بگیرد. إن شاء الله تعالی از همین هفته « صوت » کلاسهای جدید خودشناسی را که در حال اجراست در کانال « تسبیح » قرار خواهیم داد. چند روز دیگر پیگری کنید تا نشانی آن را تقدیمتان کنم. اگر بتوانیم به خودشناسی برسیم خداباوری برایمان قطعی خواهد بود. موفق باشید.

محصل     1396/01/29 - 01:13
سلام بنده میخاستم از شما راهنمایی بگیرم .امکان دارد دخترخانمی که خواستگار متدینی ندارد و تا این زمان 25 سالگی ازدواج نکرده ام مورد معرفی نمایید؟ممنون

با سلام به شما و سلام به جوانی و توجه شما به ضرورت أمر مقدس ازدواج. از اوائل انقلاب توفیق وساطت را در دانشگاههای مختلف کشور داشتم اما به دلایلی چند سالی است که دیگر فرصت و توفیق آن را ندارم. احتمالا « تاخیر » پیش آمده به خاطر « آماده نبودن » شما رخ داده است پس به نظرم اگر برای « آماده تر شدن » خودتان تلاش کنید، حتما این « رزق الهی » به شما می رسد. هر چند که الآن موردی برایم مطرح نیست اما اگر پرسشنامه ای را که در سایت قرار دارد پاسخ دهید و برایم بفرستید و مورد مناسبی برایم مطرح شود خدمت شما معرفی خواهم کرد. لطفا در بخش « پرسشهای خصوصی » به من ایمیل بزنید تا مواردی را که برای « آماده تر شدن » شما لازم است خدمتتان عرض کنم . شادکام و در خودسازی در این ماه عزیز موفق باشید. إن شاء الله تعالی

فاطمه     1396/01/15 - 09:45
باعرض سلام وتبریک سال نو خدمت استاد ارجمند لطفا بفرمایید برای خودشناسی به بیان ساده باید چه کنیم همیشه مطالب دراین مورد کلی بوده متشکرم

با سلام به شما و تبریک این ایام بهاری و نورانی. خودشناسی یعنی اینکه هر فردی (با مرور قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و دعاهای معتبر) بفهمد که : 1ـ کیست ؟ 2ـ چی نیست ؟ 3ـ چی دارد ؟ 4ـ چی ندارد ؟ مثلا : بفهمد اینکه از نظر قرآن : مخلوقم ، انسانم ، بشرم ، مذکرم یا مونثم ، عجولم ، ضعیفم ، متعهدم ، مسئولم ، در معرض خسرانم و .... دقیقا یعنی چی ؟ و اینکه از نظر قرآن : آزاد نیستم ، رها نیستم ، بیهوده نیستم ، عبث نیستم ، و .... دقیقا یعنی چی ؟ و اینکه از نظر قرآن : درک ، فهم ، دقت ، فکر ، عقل ، شعور ، نظر ، بصر ، تأمل ، تدبر ، تفقه ، قدر ، قابلیت ، دشمن ، نفس أماره ، أجل ، نامه اعمال ، برزخ ، آخرت و .... دارم دقیقا یعنی چی ؟ و اینکه از نظر قرآن : من جز « دعا » هیچ ملکی ندارم یعنی چی ؟ خودشناسی یعنی اینکه : 1ـ نیازها (ی جسمی، جنسی، عاطفی، علمی، عقلانی، معرفتی ، عبادی، تفریحی ، فردی، خانوادگی، اقتصادی ، سیاسی، آخرتی و ... ) 2ـ توانایی های (جسمی، جنسی، عاطفی، فکری، عقلی، و ...) 3ـ امکانات (مادی، معنوی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و ...) 4ـ خطرات و دشمنانی که دائما مرا محاصره کرده و تهدید می کنند، 5ـ نقش و مأموریت و مسئولیتهای من، 6ـ وظائف و تکالیف دقیق من در شرائط مختلف کدامنند ؟ به طور خلاصه تر خودشناسی یعنی اینکه من بفهمم که « من دو نفرم » یک انسان عاقل و یا حیوان غافل و جاهل هستم لذا اگر آن روی سگی من ظهور کند مثل داعش و مردم آنطرف عاشوراء هر خباثت و رذالت و جنایتی از من سر می زند و اگر آن روی عقلانی و انسانی من ظهور کند مثل افراد آن طرف عاشوراء ، سرشار از منطق و محبت و کرامت و شجاعت و سخاوت و انصاف و عفو و صبر و هنر و خلاقیت از من بروز می کند. امیدوارم خداوند ما و شما را در خودشناسی موفق و در خودسازی حمایت فرماید . إن شاء الله تعالی

مهدی     1395/12/25 - 08:46
سلام جناب دکتر وقتتون بخیر خدا قوت حدود یک ماه دیگه مراسم عروسی بنده هستش علیرغم مخالفتم با اصل برگزاری در مرحله اول و مخالفتم با هزینه ی نسبتا زیاد در مرحله دوم، اما خانواده مراسم رو برگزار می کنند نهایت نتیجه تلاشم این بود که مراسم از دو سالنه که بساط موسیقی و رقص هم زنانه و هم مردانه فراهم میشه، به یک سالنه تقلیل دادم و به مهمان ها هم اطلاع دادیم که مراسم خانوادگی برگزار میشه، آقایون و خانم ها یکجا و خانم ها با لباس پوشیده، دو سه ساعتی خانواده ها دور هم میشینند و صحبت می کنند تا شام و مراسم تمام بشه، قبلا مشابه این سبک مراسم رو توی فامیل داشتیم، مراسم پسر عموم حالا که پدرم چند روز یکبار میگن بدون رقص و موسیقی که عروسی نمیشه، اما چون می دونند بنده دیگه به هیچ وجه زیر بار این یکی نمیرم فقط میگن که اعتراضشونو بیان کرده باشند حالا خواستم از جنابعالی بپرسم کار دیگه ای برای این مراسم در راستای بهبودش و عدم اتلاف وقت مهمان ها میشه انجام داد؟ مطلب دیگه اینکه میدونم بعد از اتمام مراسم تعدادی از مهمونا راه می افتند و میان دنبال ما، اولا مزاحمت توی خیابون برای مردم هست، ثانیا تقریبا مطمئنم دنبال بنده و همسرم میان توی خونه و اونجا می خوان بساط رقص رو به پا کنند، با این مساله دیگه نمی دونم چه کار کنم تقریبا هیچ کس از خانواده م همراه و هم عقیده من نیست اما همسرم هم مثل من با این کارها مخالفه از اومدن مهمون ها، خاله و دایی و عمو و.... به داخل خونه که نمی تونم جلوگیری کنم، چطوری از اون اتفاقات بعدش، شادی و خوشحالی های غیر شرعی جلوگیری کنم؟ چون احتمال میدادم این مشکل تعدادی از جوان های مذهبی مثل خودم باشه، سوال رو عمومی مطرح کردم

با سلام به شما و سلام به پیوند خداپسندانه ی شما. ضمن تبریک این تلاش ارزشمند و ضمن تبریک میلاد فرخنده و نورانی حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و سالروز تولد رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمه الله علیه ، توصیه می کنم : اول : از خالقتان استعانت و به عنایت او توکل و از مادرتان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و از « ولی أمرتان » حضرت بقیه الله اأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف استمداد کنید حتما و قطعا و یقینا کمکتان می کنند (ضمنا با کارت دعوت مخصوص و از طریق ضریحی مطهر ، آن اولیاء الهی را به مراسمتان دعوت کنید). دوم : ضمن اینکه بر جلوگیری از گناه اصرار میورزید اما خود شما و همسر محترمتان باید بسیار با ادب و شاد باشید و از کمترین بی احترامی خصوصا به والدین خودداری کنید و نگذارید این شیرینترین حادثه در خانواده ی شما، به تلخی کشیده شود. (با هر یک از پدرها و مادرهای بزرگوارتان جداگانه خلوت کنید و بسیار مودبانه ضمن اینکه باورهای دینی آنها را تمجید و خاطرات ازدواج آنها را مرور می کنید ، از خود آنها بخواهید که هر ابتکاری را به شما بیاموزند تا سنگ اول بنای زندگی شما بر گناه و کدورت بنا نشود.) سوم : برای هر کاری ابتکار و خلاقیت داشته باشید. مثلا در پایان مراسم به جای اینکه به منزل بروید شاید بهتر باشد برای یک شب به «هتل» بروید. چهارم : بسیار زیبا خواهد بود اگر در بدو ورود یک هدیه ی مناسب به پسر بچه ها و یک هدیه مناسب به دختر بچه ها داده شود. ( که تعداد و سن آنها را می توانید قبلا پیش بینی کنید ) . پنجم : خاطره مراسم شما بسیار ماندگار خواهد شد اگر یک بسته ی فرهنگی و جذاب و زیبا آماده کنید و در پایان مراسم به هر خانواده هدیه بدهید. (احتمالا در تقاطع خیابان سعدی و جمهوری، روی کیسه های پلاستیکی دسته دار مطالب مورد نظرتان را چاپ می کنند) ششم : با هم قرار بگذارید که اگر هر رفتار ناخوشایندی در قسمت بانوان یا آقایان رخ داد، آن یکی دو ساعت را با صلواتی در دل، سکوت بر لب، خویشتنداری، صبر، لبخند، شوخی مواجه شوید و نگذارید کار به ناراحتی و خشونت و بداخلاقی کشیده شود. به خاطر بسپارید که : اولا : شما فقط مسئول « أعمال خود هستید » و مسئول تخلف دیگران ( حتی به اسم شما و در مراسم شما ) نیستید. ثانیا : در فردای ازدواج ، شما باید با « تمام بستگان دو طرف » ارتباط و رفت و آمد و صله رحم داشته باشید پس ضمن اینکه نظرتان را نسبت به هر چیزی مودبانه اعلام می کنید اما حتما بداخلاقی و بی ادبی نمی کنید. امیدوارم در برگزاری مراسمی خاطرأنگیز و شاد و سالم موفق و موید باشید و در فردای ازدواج ، با همسرتان به تفاهم و همدلی و همآهنگی و همراهی و به أحسن الحال برسید . إن شاء الله تعالی

فاطمه     1395/12/11 - 19:00
سلام میشه بدون اینکه من ترجمه تفسیر ایات رو بفرسم ، تفسیر ایات از دیدگاه شمارو دریافت کنم؟!

با سلام به شما. وقتی سه پیامبر در سه کتاب آسمانی فرموده اند : لیس للانسان إلا ما سعی . و وقتی شاعر هم گفته است : نابرده رنج گنج میسر نمی شود. و وقتی « تولید » زیبا و لذتبخش است و « مصرف » زشت و تأسف آور. اجازه بدهید من چنین جسارتی نکنم.

فاطمه     1395/12/05 - 09:55
سلام، چگونه میتوان خودشناسی و خداشناسی انجام بدهیم؟ اگه صوت ، کتاب و... در این باره هست معرفی کنید.ممنونم

با سلام به شما و سلام به پرسش شما و عذرخواهی از تاخیر در پاسخ. به استناد آیات روشن قرآن، تمام افراد بشر، « وجود خداوند » را می دانند و می فهمند و در حوادث، مخلصانه به او پناه می برند اما غالب مردم به خاطر اینکه « خودشناسی » ندارند « خداباوری » هم ندارند. برای خودشناسی، « ده روش » را در کلاسهای خودشناسی تا حدودی مطرح کرده ام و شما می توانید با مراجعه به سایت آنها را ملاحظه نمائید. بهترین منبع برای خودشناسی، « قرآن » است. در دفتری این چهار پرسش را بنویسید : 1ـ من کی هستم ؟ 2ـ من چی نیستم ؟ 3ـ من چی دارم ؟ 4ـ من چی ندارم ؟ آنگاه از با خواندن قرآن از ابتدای آن ، پاسخ قرآن به این پرسشها را در آن دفتر بنویسید و معنی و مفهوم دقیق آنها را پیدا کنید تا بیشترین ابعاد وجودی خود را بشناسید. تمام کتابهای حضرت آیت الله حائری شیرازی هم می توانند برای خودشناسی شما بسیار مفید باشند. موفق و موید باشید.

خاتون     1395/11/30 - 16:57
سلام استاد ممکنه توضیح بدین زن چطور میتونه به فرموده ی شما چسب مرد به خدا بشه و البته این برام مهمتره که بدونم چطور زن میتونه پشتیبان همسر باشه

با سلام به شما و سلام به پرسش شما. قطعا خداوند هر انسانی را « مشتاق زیبایی » آفریده است. لذا بدکارترین افراد هم « زیبایی » را تشخیص می دهند و به سمتش جذب می شوند. و خداوند « زن » را مظهر « صفات جمال » خود قرار داده تا « مرد » مجذوب او شود. پس اگر بانوان مومن همواره آراسته و شیرین زبان و « مشوق نکات مثبت » پدر، برادر، همسر و فرزندان خود باشند ، حتما آنها با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس اینها » به سرچشمه ی زیبایی ، راه پیدا می کنند و مشتاق بندگی می شوند و مومنانه و موحدانه و مجاهدانه و منتظرانه زندگی می کنند. هر « شارژری » اگر به « نیروگاه » متصل باشد ، هر گوشی « بی أنگیزه و بی انرژی » را می تواند « شارژ » و فعال کند. بانوان عزیز هم اگر دست در دست خالق داشته باشند و نگاه قلبشان آسمانی باشد حتما می توانند نگاه اطرافیانشان را هم از دنیا منصرف و آسمانی کنند. امیدوارم در آماده سازی سربازان آخرین حجت الهی ، سهیم باشید. إن شاء الله تعالی

فاطمه     1395/11/23 - 03:13
سلام چه مدت طول میکشه تا پاسخ ایمیل هارو بفرستید؟!

با سلام به شما . ایمیل ها و کارهایم زیاد است و در سفر گاهی امکان یا فرصت مراجعه به اینترنت برایم فراهم نمی شود و ناچارا باید در فرصتهای به دست آمده به ترتیب انجام وظیفه کنم. در هر حال از تاخیر در پاسخ به خاطر مسافرتم عذرخواهی می کنم. ضمنا ایمیل شما را پاسخ دادم. التماس صلوات

خانم     1395/11/21 - 10:35
با سلام تفاوت انسان با جن چیست؟ و چرا بین انسان و جن با وجود داشتن اختیار، انسان میتواند خلیفه الهی باشد؟

با سلام به شما و سلام به کنجکاوی عاقلانه ی شما. پاسخ اول اینست که : ظاهرا « تنها » مخلوقی که در « أحسن تقویم » خلق شده « فقط انسان » است و « تنها مخلوقی » که پس از عرضه « امانت الهی » ، لیاقت و قابلیت و ظرفیت پذیرفتن آن را داشت و آن را پذیرفت ، فقط « انسان » بوده است. پس هر چند که « جن » هم عقل و تشخیص و اختیار دارد اما ظاهرا آن « مقومهایی » که در انسان می تواند به ظهور درآید و او را به مقام خلافت الهی و ولایت عظمی و « قاب قوسین او ادنی » برساند در آنها نیست. متأسفانه اطلاعات زیاد و موثقی از « جن » ندارم. اما احتمال می دهد که آنها از شأن و مقام « زن » که مظهر صفات جمال الهی باشد و بتواند « کوثر » آفرینش باشد ، برخوردار نیستند و لذا به کمالاتی که انسان می تواند برسد آنها نمی رسند. اما چگونه « تکثیر » می شوند نمی دانم. پاسخ و احتمال دوم اینست که : ظاهرا جن الوهیت و خالقیت و ربوبیت خدا را قبول داشتند اما در آن « آزمونِ سجده به انسان کامل = ولی الله الأعظم » با « رحمانیت » خدا مشکل پیدا کردند و نتوانستند به ترفیع درجه برسند و در مرتبه پائین تر از انسان قرار گرفتند. و الله أعلم. لطفا اگر از منابع دیگر ، اطلاعات دیگری به دست آوردید ، مرا هم مطلع فرمائید. عاقبت به خیر باشید.

امیرپوردانا     1395/11/20 - 13:47
باسلام خدمت استاد عزیز.امروز در هوانیروزاصفهان درخدمت شمابودیم.درقسمتی از برنامه،فرمودید«چون جزخدا چیزی وجود ندارد،پس نمیتواند بخشش کند،واگر بخشش کند،از داراییش کاسته میشودو چون در قیامت از نعمات سوال میشود،پس بخششی انجام نشده...».شایدمنظورتان،تفاوت مالکیت خدا با مخلوقات بوده باشد،ولی با ادبیاتی که شما مطرح فرمودید،با مفاهیم توحیدی انطباق ندارد.مگر ما در ادعیه نمیخوانیم که«ای بخشنده ای که بخشش،چیزی از خزانه اش کم نمیکند...»ومگر در تفسیر همان آیه که استناد کردید«ثم لتسئلن یومئذعن النعیم»،از معصوم،ع،وارد نشده به این مضمون که«خدا کریم تر از آن است که از نعماتی مثل غذا سوال کند،بلکه منظور از نعیم،ولایت است»..وقتی خدا را با «مالک کل مملوک»و«واهب العطایا»خطاب میکنیم،یعنی اینکه خدا بخشش کرده و ملکیت هم داده اما مالک اصلی و ذاتی وواقعی اوست.

با سلام به شما و سلام به دقت نظر مومنانه شما. و عذرخواهی از تاخیر در پاسخ به خاطر سفر و کثرت کارها. در فرمایش معصوم صلوات الله علیه هیچ بحثی نیست و اینکه « ولایت » یکی از بزرگترین نعمت های الهی است درست است و این هم قرآن می فرماید : سمع و بصر و فواد ، مسئول هستند درست است و اینکه آیه اول سوره نساء می فرماید : تسائلون به و الارحام ، هم درست است. اما به نظر می رسد تمام توانایی ها و امکانات مادی و معنوی که به تمام مخلوقات افاضه شده و می شود فقط از باب « تجلی » و « ظهور » است و هیچکدام « وجود مستقلی » ندارند. لذا « فانی » و در معرض « هلاک » هستند. مگر تا زمانی که « توجه به ذات أقدس الهی » را توفیق داشته باشند : زیرا کل شیء هالک الا و جهه. آن عبارت زیبایی که از دعا نقل فرمودید هم ظاهرا همین نظر را تآئید می کند مثل معلومات ما و شما که در خزائن ذهن ما قرار دارند اما با ابراز آنها به دیگران ، چیزی از ذهن ما کم نمی شود اما ظاهرا به معلومات مخاطب ما اضافه می شود. ضمن اینکه مشتاق نظر مجدد شما هستم ، امیدوارم در یک فرصت دیگری بتوانم « مستندتر » پاسخ دهم. التماس صلوات

مطهره تابش     1395/10/30 - 21:39
با عرض سلام وتشکر لطفا تفاوت سه واژه جسد-جسم-نفس-روح را میفرمایید؟ خیلی ممنونم

با سلام به شما و سلام به کنجکاوی های قرآنی شما. به نظر می رسد : جسد : به پیکر « بی جان » هر حیوان یا انسانی گفته می شود. (لذا ملائکه به خاطر جنبه ملکوتی خود، جسد ندارند.) جسم : هر چیزی که « ابعاد سه گانه » دارد. چه جرم و جسد داشته باشد و چه نداشته باشد. (ملائکه می توانند تجسم پیدا کنند اما تجسّد ندارند) نفس (= خود = من = روان) : « تصوّری حقیقی یا اعتباری » است که هر فرد از « صفات و أسماء خود » دارد. (خداوند، نفس حقیقی دارد اما نفس انسان، نفسی اعتباری و مجازی است.) روح = جان : بالاترین تجلی ذات أقدس الهی و حقیقتی وجودی و غیر قابل توصیف است که « ظهور آن » هر مخلوقی و اعضاء آنرا به حرکت در می آورد. و الله أعلم

خانم     1395/10/11 - 07:59
با سلام چرا به همسرداری جهاد گفته میشه ابعاد مختلف این جهادو میشه بفرمایید آیا این جهاد چیزی مثل جهاد با هوای نفس هس؟

با سلام به شما و سلام به کنجکاوی و پرسش زیبای شما. شاید به این خاطر « همسرداری » را « جهاد » نامیده اند که نیازمند « تلاشی همه جانبه و دائمی و با تمام توان و با تمام اعضاء و جوارح » است. تا « نگاه » شوهر ، از « ظاهربینی و سطحی نگری » و « علاقه به : ثروت و قدرت و شهرت و شهوات فانی دنیا » به « نگاهی آسمانی و آخرتی » تبدیل شود و از « بردگی نفس » و « نوکری مخلوق » به « بندگی خالق » متحول گردد. زیبایی و سختی این کار وقتی دوچندان می شود که بدانیم « زن » از « زبان » خود « جز برای تشویق نکات مثبت شوهر » هرگز نباید استفاده کند (زیرا عامل لجاجت خواهد شد) بلکه او باید با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت غیر مستقیم و نامحسوس » و با « نگاه » و « لبخند » و « شیرین زبانی » و « آراستگی » و « مهر و محبت بی دریغ » و « جذابیتهای پایان ناپذیر خدادای » خود این « جهاد » را انجام دهد. شاید به همین خاطر است که هر مسلمانی حتی معصومین صلوات الله علیهم در پایان مناسک عمره و در حج باید در تجلیل از مقام زن ، طواف و نماز نساء به جا آورند و شاید به همین خاطر است که رسول أکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : هر قدر « ایمان » فردی زیاد شود « محبت و احترامش به زن » بیشتر می شود. و باز می فرمایند : زن را گرامی نمی دارد مگر انسان کریم و به زن توهین نمی کند مگر افراد لئیم. خداوند بر خودشناسی و خودباوری و توفیقات شما بانوان عزیز بیفزاید تا بتوانید در زمینه سازی ظهور آخرین حجت الهی بیشترین سهم را داشته باشید. إن شاء الله تعالی

پرسشگر     1395/09/30 - 00:19
با سلام فرق "نکاح" و "زوجیت" در چیست؟ و اینکه آیا کلمه "ازدواج" از ریشه "زوج" است؟

با سلام به شما و سلام به دقت شما. نکاح ، پیمانی همه جانبه است میان یک زن و یک مرد برای برقراری معاشرت و همزیستی و همیاری و روابط زناشویی با هم. اما زوجیت ، تقارن و تعادل و سنخیت ذاتی میان دو چیز هم نظیر است. مانند : صفر و یک ، آسمان و زمین ، شب و روز ، سرما و گرما ، جمال و جلال ، شمس و قمر ، مغز و قلب ، زن و مرد .... از منظر آیه 49 سوره ذاریات ، تمام مخلوقات ، « زوج » هستند. یعنی واحد هر چیزی زوج است. یعنی دو جزیی که در دنیا « مکمل » یکدیگرند و در آخرت ، به تناسب « هم سنخ » بودنشان ، یا یکدیگر محشورند. لذا تمام مردم در پایان دنیا به « سه زوج » (هم سنخ) تقسیم می شوند : و اذا النفوس زوجت : السابقون ، اصحاب یمین ، اصحاب شمال. و الله أعلم

مطهره تابش     1395/09/24 - 00:00
با سلام وعرض پوزش میشود لطف کنیئ تفاوت سه واژه خلق-انشا -جعل را بفرمایید؟ ایامیشه گفت در همه اینها حادث شدن هست اما در خلقحدوثی همراه با تقدیر هست در انشأ حدوثی همراه با تربیت هست در جعل حدوثی همراه با نصب ویژگی ذاتی است؟

با سلام. بدون فرصت بررسی ، احتمال می دهم : خلق ، « تکوین » و « پیدایش » هر چیزی است . إنشاء : « تقدیر » هر چیزی است. جعل : « تثبیت نقش » هر چیزی است. لطفا چند روز دیگر مجددا مطرح کنید تا شواهد قرآنی آن را بیابم و دقیق تر عرض کنم.

یک جوان     1395/09/23 - 19:44
با سلام در کتاب مفاتیح الحیات از امیرالمومنین روایتی امده که انسان عاقل باید خود را از مستی قدرت و مستی ثروت و مستی مدح و مستی علم و مستی جوانی نگه دارد چون باعث زوال عقل میشود. اگر میشود در مورد این روایت که مقصود از مستی چیست و اینکه چگونه میتوان خود را از این مستی ها حفظ کرد توضیح بفرمایید

با سلام به شما و سلام به دقت مومنانه شما و سلام به تمام افسران جوان و برومند و مومن و پاکی که برای ظهور آخرین حجت الهی تلاش میکنند. قدرت و ثروت و شهرت و شهوت ، اولا : « تعلق » خاطر و « وابستگی و دلبستگی » را به فرد تحمیل و او را « اسیر » خود می کنند و از « حرکت » و « سیر » و « صیروریت » و تکامل و تعالی و تقرب باز می دارند و از سعادت و سلامت کامل محروم می کنند. ثانیا : فرد را از « عاقل و عاشق » و « متدین و متشرع » بودن و « رعایت حدود و حقوق » باز می دارند و به : غفلت ، جهالت ، غرور ، تکبر ، ضلالت ، تفاخر ، تکاثر ، « حریم شکنی » و « تجاوز » و « طغیان » و سایر رذائل می کشانند. این از خود (عقلانی) بی خود شدن را « مستی » می گویند. از چنین فردی هر رذالت و شقاوت و دنائت و قساوت و شرارتی به راحتی سر می زند.

خانوم دال     1395/09/23 - 00:21
با سلام لطفا فایل pdf" فعالیتهای فرهنگی یک زن خانه دار رو برای بنده بفرستید.

با سلام . لطفا در بخش « پرسشهای خصوصی » مطرح کنید تا تقدیم شود.

دال     1395/09/20 - 23:47
سلام استاد من قبلا فایل کارهای فرهنگی بانوان خانه دار رو از شما گرفتم منتها چون نوع فایل "ورد" هست، جدول و نوشته ها رو برام بهم ریخته نشون میده. اگه میشه فایل " pdf"اش رو برام ایمیل کنید. با تشکر

با سلام . لطفا در بخش « پرسشهای خصوصی » بفرمائید تا تقدیم کنم. با تشکر.

خودم     1395/09/20 - 23:17
با سلام حساسیتهای کلی و مشترک تمام مردان چه چیزهایی است که زنان باید رعایت کنند؟ و اینکه چگونه باید رعایت کرد؟

با سلام به شما. برخی نکاتی که الآن به نظرم می رسد : 1ـ هر انسانی چه مرد و چه زن ، از اینکه دیگران « خصوص همسر » ، « نکات مثبت » او را ببیند و به زیبایی و به موقع مطرح کند ، لذت می برد. 2ـ شاید بیشترین « عزت » هر مردی ، تابع نگاه و گفتار و رفتار همسر اوست. لذا هر قدر تواضع زن نسبت به شوهرش بیشتر باشد هم شوهر او احساس بزرگی و ارزشمندی پیدا می کند و هم آن زن ، بهتر می تواند با هدایت نامحسوس خود همسرش را اصلاح و هدایت کند. 3ـ هر زنی از ابتدای ازدواج تا آخر عمرش ، باید نقش « مهمان » را بازی کند (حتی اگر سند منزل به نام خود او باشد) پس اگر زن آداب مهمانی را درست رعایت کند و « رئیس » بودن شوهرش را به رسمیت بشناسد بهتر می تواند « ریاست » کند. 4ـ تنها « تعهد » زن (طبق قوانین تمام کشورها) و تنها « جهاد » زن (از منظر اسلام) ، فقط « جهاد همسرداری » است. در اسلام و در تمام قوانین کشورها ، « مادر » (با اینکه بیشترین نقش را در هدایت فرزندان دارد ، اما) هیچ « مسئولیتی » در قبال فرزندانش « ندارد ». بنابراین « خانه داری » و « بچه داری » و « مهمانداری » و « ارتباط با والدین و بستگان » هرگز نباید زن را از « همسرداری » و « خانواده داری » غافل کند. به عبارت دیگر هر قدر بانوان در همسرداری موفق تر باشند حتما در هدایت فرزندان و ارتباط با خویشاوندان هم موفق تر خواهند بود. 5ـ زن خوب فرمانبر پارسا ، کند مرد درویش را پادشاه. زن مظهر صفات جمال الهی و سرچشمه ی زیبایی و جذابیت و عقلانیت و شور و نشاط و آرامش و صبر و امید و زندگی است و فقط او میتواند با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » خود ، آرامش بیافریند و همسر و خانواده ی خود را « شارژ » و از افسردگی برهاند و نگاه آنها را آسمانی و شوق زندگی ایجاد کند و حتی عصر خونبار عاشوراء ، همه چیز را « زیبا » ببیند. مشروط به اینکه ابتدا عظمت و کرامت و قداست زن بودن را فهمیده باشد و « نگاه » خودش « آسمانی » شده باشد و بهشت را در زیر پای خود ببیند. و بفهمد که چرا تمام مسلمانان حج و عمره خود را با « طواف نساء » و « تجلیل از مقام زن » باید به پایان ببرند. خداوند تمام بانوان خودساخته و مومن را از هر غفلت و جهالت و تبرجی حفظ فرماید و در ایفاء نقش حیاتیشان موفق و تلاش آنها را زمینه ساز ظهور آخرین حجت الهی قرار دهد. إن شاء الله تعالی

جوان     1395/09/18 - 09:06
با سلام شما در جایی اشاره کردید که کلمه "زم" به معنای سرما است.(با توجه به این "زمین" را معنی کردید.) پس "زمان" را میشود معنی کنید؟

با سلام به شما و سلام به توجه شما. زِم یا زَم به معنای سرد است. در کردی فیلی (فَهلَوی) هنوز واژۀ «زُقُم» که ریشۀ کهن «زم» است به کار می­رود. جملۀ «اِمرو فِــرَه زُقُـمــَه. یعنی امروز خیلی سرد است.» چون زیر پای آریاییان مهاجر یخ­ بسته بود به زیر پای خود «زمین» گفتند. زمستان نیز یعنی سردستان. زمهریر که در قرآن آمده و بسیاری از قرآن­ پژوهان در شناخت ریشۀ این کلمه دچار حیرت شده­ اند احتمالا ریشۀ فارسی کهن دارد نه عربی. «زم+هریر» یعنی «سرما­آور». سمیرم در اصفهان نیز خنک­تر از بقیّۀ جاهای اصفهان است و می­ بینیم که با پیشوند سم آغاز شده است. رابطه « زمان » با این واژه را نمی دانم.

Ng     1395/09/17 - 23:58
با سلام من دو سوال دارم: سوال اول: خودشناسی ای که شما از آن حرف میزنید، انسان شناسی است؟ یا شناخت خلقیات و روحیات خود که میتواند منجر به اصلاح خود شود؟ و اما سوال بعدی: من در کل احساس میکنم بحث خودشناسی با همان بحثی که میگوید چه چیزهایی ذاتی است و چه چیزهایی عرضاتی(یعنی بعدا ایجاد میشود) مربوط است. در این صورت به نظر میرسد که یک راه شناخت خود این است که انسان خودش را در فضایی مثل قبر مجسم کند تا بفهمد چه چیزهایی دارد که ناپایدارند و غیر مهم و چه چیزهایی با او باقی میمانند و باید دنبال اینها بود. اگر این حدس من درست باشد پس منشا تفاهم های زیادی که در روانشناسی بر مبنای علایق مشترک است( البته علاقه هایی که بعدا در فرد ایجاد شده و ذاتی نیست مثل علاقه به ادبیات و هنر و سرگرمی های خاص و... و نه علاقه هایی از سنخ علاقه به معبود) زیر سوال میرود. پس اگر کسی ملاکهایش برای ازدواج علایق زودگذر و نه ذاتی باشد، یعنی کفویت را در تشابه علایق زودگذر دو فرد دنبال کند، در اشتباه است. بنظر شما درست فکر میکنم؟

با سلام به شما و تشکر از پرسش و نکات زیبایی که مطرح فرمودید. خودشناسی ، بسیار دقیق تر و وسیع تر و کاربردی تر از مبحث « انسان شناسی » است. خودشناسی ، محصول پاسخهایی که « قرآن » به « چهار پرسش اساسی » می دهد : 1ـ اینکه من کیستم ؟ 2ـ اینکه من چی نیستم ؟ 3ـ اینکه من چی دارم ؟ 4 ـ اینکه من چی ندارم ؟ در قرآن و ادعیه و احادیث ، به چهار پرسش فوق ، صدها پاسخ داده اند که فهمیدن هر کدام از آنها ، « رشد » و « خودسازی » و تکامل و تعالی و تقرب ما را تصحیح و تسهیل و تسریع و تشویق می کند. مدعیان « روان » شناسی (و جامعه شناسی) ، ( که همان اشاعره و جبریون قدیم هستند ) به نمایندگی از استکبار و شیاطین ، در ذهن و صدور مردم « نفوذ » می کنند و آنها را « ناخودآگاه » به انکار : عقل ، اختیار ، اراده ، روح ، فطرت ، وحی ، غیب ، آخرت ، هستی و خدا می کشانند، آنها تلاش می کنند « فرضیات » و « نظریات دائما متغیر خود را » ، به نام « علم » به مردم تحمیل کنند و آنها را به صورت افرادی کلیشه ای و مثل قوطی کنسرو ، « یکدست » و « قابل پیش بینی » و « مصرف کننده » و « آماده برای مزدوری » و بردگی و « ابتذال » و .... درآورند. روانشناسی و جامعه شناسی و لیبرالیسم و .... فرزندان نامشروع « اومانیسم یا اصالت انسان » و فرهنگ « بورژوازی » است. خداوند مومنین و مومنات را از این « پرچمداران بی ارادگی و بی دینی و فرهنگ سکولاریسم » محفوظ دارد. إن شاء الله تعالی

اسکندری     1395/08/30 - 13:06
با سلام ،من یکی از سخنرانی هاتون رو گوش کردم داخلش گفته بودید لالایی های حضرت زهرا (س) رو دارید،ممنون میشم برام بفرستسد یا در سایت قرار بدید

با سلام به شما و سلام به دقت شما. متأسفانه الان در دسترس من نیستند و فرصت جستجوی آن را هم ندارم. البته سالها قبل ، مجله « پیام زن » از حوزه علمیه قم ، آنها را درج کرده بود شاید بتوانید از آن طریق بیابید. امیدوارم در فاطمی بودن موفق باشید.

خانم     1395/08/30 - 01:17
با سلام لطفا بگویید با مردان چگونه باید صحبت کرد در میان جمع یا در خلوت که شوهر ناراحت نشود؟ در موقع انتقاد یا خواهش چطور؟ راستش یک بار ک شوهرم دنبالم آمده بود بدون ماشین بود موقع خداحافظی با پدر و مادرم، پدرم پرسید با چی میرید؟ من گفتم ماشين نيس با اتوبوس ميريم. همه که سوار ماشین نمیشن که. مام ی بار سوار اتوبوس شیم. در راه شوهرم با دلخوري گفت تو همچین میگی با اتوبوس میریم که انگار چی شده؟ اگه ناراحتی میگفتی با تاکسی میرفتیم. راستش هرچه فکر میکنم اصلا سردرنمیاورم که چرا شوهرم چنین برداشتی کرده؟ و چرا ناراحت شده؟ من حتی ان لحظه احساس نکردم لحنم بد باشد شاید عکس العمل پدرو مادرم خوب نبود. ان موقع خیلی برایم عکس العمل شوهرم عجیب بود. من مطمئنم این برخوردش به لحن من یا جملاتم برمیگردد. شاید اقتدارش را شکسته باشم. به همین خاطر نمیدانم چهجوری باید حرف بزنم یا رفتار کنم؟

با سلام به شما و سلام به خودسازی مومنانه شما. در « اطو کردن » ، درجه گرمای اطو را متناسب با قابلیت پارچه ی لباسهای مختلف تنظیم می کنید زیرا هر پارچه ای طاقت هر دمایی را ندارد ، هر فردی هم به چیزهایی « حساسیت » دارد و از برخی گفتارها و رفتارها و حتی « لحن » نزدیکان و دوستان ، خواسته یا ناخواسته « ناراحت » و حتی عصبانی می شود. لذا یکی از راههای موفقیت در گسترش روابط خانوادگی و روابط اجتماعی ، « کشف » و « رعایت دقیق » همین « حساسیتها » است. البته هر قدر « سادگی » در زندگی بیشتر باشد حساسیتها کمتر است و هر قدر « رفاه طلبی » بیشتر باشد این حساسیتها هم بیشتر میشود. به عبارت دیگر افراد غافل و جاهل ، گرفتار « خیالبافی » هستند و « شخصیت » را در « بیرون » از خود می جویند و مثلا « داشتن ماشین شخصی » را نشانه شخصیت می پندارند و به آن « عادت » کرده اند و استفاده از وسائل عمومی را « دون شأن خود » (یا دیگران) می پندارند. متأسفانه برای بسیاری از افراد شهری ، « کلاسِ » دوچرخه و موتور و اتوبوس و تاکسی و مترو و آژانس و ماشین شخصی ، با هم فرق دارد. و این خیالبافی و این ظاهربینی ، در « لحن » صحبت انسان ، ظهور پیدا می کند و حساسیت و تعجب دیگران را تحریک می کند و به جنسیت فرد هم ربطی ندارد. خداوند متعال ، ما و شما را از خیالبافی و غفلت و سطحی نگری و جهالت و شرور هوای نفسمان حفظ فرماید.

پرسشگر     1395/08/27 - 11:02
با سلام علت اینکه انسان نباید به خود توهین کند چیست؟ آیا باعث نمیشود که متکبر شود؟ پس اینکه باید در مقابل نفس اماره ایستاد و اجازه نداد تا فرد مغزور شود چه راهی دارد؟

با سلام به شما. انسان ، کاملترین مخلوق و آیت خداوند و بسیار محترم است و هر توان درونی و هر امکان بیرونی او از خداوند است. پس هر انسانی موظف است دائما « مراقب امانتهای خدادادی » خود باشد و « توهین » و « صدمه زدن » بی دلیل به خود و هر مخلوق دیگری ، حرام است و این نشانه ی « تواضع » اوست و ربطی به « تکبر » ندارد. و اینکه انسان باید رفتارهای غریزی و تمایلات نفسانی خود را « عاقلانه مدیریت » کند و از « خطاها و تخلفاتش » استغفار و توبه نماید ، به معنی توهین به خود نیست. به عبارت دیگر ، « خوددوستی عاقلانه و مومنانه » با « خودخواهی نفسانی و جاهلانه » ، خیلی فرق دارد. انسان وقتی به بیماری « غرور » مبتلا می شود که از « مخلوق » بودنش غافل می شود و توانایی ها و استعدادها و امکانات مادی و معنوی خود را « امانت الهی » نمی بیند و احساس مسئولیت نمی کند و دنبال آزادی و بی بندو باری و خودسری و خودخواهی است. أمیرالمومنین صلوات الله علیه می فرمایند : انسانی که کرامت ( و ارزشمندی ) خودش را بشناسد ( و بفهمد ) با « معصیت » به خودش توهین نمی کند و خود را به خواری و ذلت نمی کشاند. امیدوارم خداوند متعال ، ما و شما را در رسیدن به خودشناسی و حفظ حرمت خویش موفق فرماید.

سردرگم     1395/08/17 - 09:21
سلام اگه شوهر آدم نخواد بیاد مهمونی فامیل ما و فامیلم هم توقع داشته باشن که ما بریم خونه شون چه باید بکنم؟ گاهی پیش میاد خاله ها و دایی هام خونه خواهر زاده برادرزاده هاشون وقت نمیکنن یا تنبلی میکنن نمیرن و بازدید رو پس نمیدن. اون دفعه شوهرم تهدیدم کرد که اگه دایی خودشم نیاد باهاش قطع ارتباط میکنه چه برسه به فامیل من. من نمیدونم چی کار کنم؟ میترسم حرمتا شکسته شه یا بزرگترا دلخور شن. ازین ور شوهر منم لجاجت میکنه

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت¬ها » ، نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را به درستی بشناسد می¬‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » خود نگاه‌ اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. خانم محترم ؛ اصل اول در زندگی ، مراقبت از افکار و گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع سیاسی اقتصادی خویش است لذا « نیت » شما در تمام عبادات و معاملات و روابطتان ، « نزدیکی خودتان به خداست » ، و اصل دوم در زندگی ( به استناد آیات قرآن ) ، احترام به « همسر » و « هنر همسرداری » است و ظاهرا فرزندان و بستگان ، از اصول زندگی نیستند. بنابراین اگر تلاش کنید به عنوان « زوج » (عامل پیوند مثل جوشکار ! ) نقشتان عاقلانه و مومنانه و هنرمندانه ایفاء کنید و از شیرین زبانی و آراستگی و جذابیتهای فراوان خدادادی خود و از « هنر هدایت نامحسوس » و « تشویق نکات مثبت » خوب استفاده کنید احتمالا می توانید همسر محترمتان ( و فرزندانتان ) را هم برای « روابط سالم با دیگران » و « شرکت در کارهای خیر و عبادتهای ویژه » با خود همراه کنید. کافیست با انس با قرآن باور کنید که همه ی ما در دنیا در حال « آزمایش » هستیم و خداوند منتظر زیباترین گفتار و رفتار و اخلاق ماست تا ما و شما را برای بهشتش زیبایش ، « گُلچین » کند. امیدوارم با استعانت از خالق متعال و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیه و انس روزانه با قرآن و تأمل در آن بتوانید هر روزتان بهتر و زیباتر و خداپسندانه تر از دیروزتان باشد. إن شاء الله تعالی البته شاید قبول داشته باشید که بسیاری از روابط خانوادگی ، سالم و مصداق « صله رحم » نیستند و مفاسدشان بسیار زیاد است.

یک جوان     1395/08/15 - 20:20
با سلام بنظر شما علت کم صبری و زودرنجی در نسلهای جدید حتی مذهبی ها چیست؟ آیا تکنولوژی و امکانات که باعث تسهیل زندگی شده، اخلاقها را تغییر داده؟ آیا برای درمان این صفات رذیله باید بدون امکانات زیست؟

با سلام به شما و سلام به جوانی و دغدغه مومنانه شما و سلام به تمام افسران جوان و برومند و مومن و پاک و با نشاطی که برای ظهور آخرین حجت الهی تلاش می کنند. در زودرنجی افراد ، علل مختلفی دخالت دارد. 1ـ نظام آموزشی تحمیلی و استکباری و غیر اسلامی ، 2ـ آرام و شاد و سر زنده نبودن نبودن مادران با سواد و شهری و شاغل ، 3ـ إلقائات گاه بسیار غلط کارشناسان رسانه ملی ، 4ـ روشن و مستدل و مستند نبودن اعتقادات عموم مردم ، 5ـ پرداختن به فروع و غفلت از اصول زندگی ، 6ـ زندگی ماشینی و کاهش تحرک و ورزش ، 7ـ کاهش زمان حضور افراد در طبیعت ، 8ـ هیجاناتی که از فیلمها و سریالها به افراد منتقل می شود ، 9ـ فضای غیر جذاب مساجد و مراکز مذهبی و کاهش عبادتهای آگاهانه و عاشقانه ، 10 ـ تأخیر در بلوغ عقلانی و رشد اجتماعی و ازدواج اسلامی. به نظر می رسد مهمترین عوامل درمان این اختلال و بیماری ، عبارتند از : تلاش برای « ذاکر » بودن و خود را در محضر خالق دیدن ، 2ـ سرنوشت خود را از تمام افراد اطراف مستقل دیدن ، 3ـ انس با قرآن و أدعیه ، 4ـ تلاش برای خودشناسی و خودسازی ، 5ـ تقویت تفکر و تعقل و بصیرت ، 6ـ تسریع در ازدواج « اسلامی » ، 7ـ تلاش برای شناسایی اصول زندگی سالم اسلامی ، 8ـ تقویت « اراده » و « ایمان به آخرت » ، 9ـ شرکت در جلسات مباحثه و مناظره ، 10ـ استعانت از خالق متعال و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و أئمه أطهار صلوات الله علیهم ....

شعبانی     1395/08/12 - 10:29
سلام استاد,اگه بخواهیم شما رو برای سخنرانی در دانشگاه دعوت کنیم ازچه طریقی میتونیم باشما ارتباط داشته باشیم؟ممنون

با سلام لطفا در بخش پرسش های خصوصی نام دانشگاه و « موضوع صحبت » و زمان مورد نظرتان را مطرح بفرمائید.

فاطمه لهراسبی     1395/07/28 - 13:37
یا سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی. آیا شهربانو دختر یزد گرد سوم همسر امام حسین بوده؟ چون ما در اکثر منابع اطلاعاتی نقض آن را میبینیم. آیا با بقعه بی بی شهربانو در شهر ری ارتباطی دارد؟ یا خیر

با سلام به شما. طبق اسناد قابل اعتنایی بی بی شهربانو دختر یزدگرد سوم ، عروس أمیرالمومنین صلوات الله علیه و مادر حضرت زین العابدین صلوات الله علیه و مادر امامان بعد از ایشان و بسیار محترم هستند. اما مثل بسیاری از افراد و حوادث و مسائل تاریخی دیگر ، برای این مطلب هم « جعلیات » و « تحریفات » و « غرض ورزی » بوده و هست. بکوشید از افراد دقیق و تاریخ شناسی مانند جناب آقای رجبی فرزند برومند مرحوم حضرت آیه الله دوانی ، این مسئله را پیگیری کنید. همانطور که نسبت به بسیاری از قبور (مانند مرقد مطهر حضرت زینب سلام الله علیها ) ، اختلاف نظر هست نسبت به ایشان هم اختلاف نظر هست. ضمنا اسناد و دلایل پیرامون این بانوی جلیل القدر قطعا از اسناد مربوط به حضرت رقیه بسیار بیشتر و اطمینان آورتر می باشد. الله أعلم.

یک زن     1395/07/27 - 23:13
با سلام من دچار تناقضی در ذهنم شدم از طرفی میگویید زن باید به آراستگی خود برسد از طرفی میترسم به وادی تجمل بیافتم. در مورد غذا و ایجاد تنوع در زندگی و تزیین غذا هم همینطور. از طرفی میگم تنوع طلب بودن و شکم پرور شدن خوب نیست از طرفی میگم خب این تنوعهای گه گاه و تزیین غذا برای همسر و استفاده از غذا برای تشکر و تشویق همسر مثلا در مناسبتهای مذهبی و خانوادگی، مایه دلگرمی و نشاط در خانه میشود. کاملا گیجم. کدوم درسته از دیدگاه قرآن و اهل بیت؟

با سلام به شما و سلام به عظمت وجودی زن. فرق « ریا » و « تظاهر » در این است که در اولی کاری « به خاطر دیده شدن » انجام یا ترک می شود . اما در دومی ، بدون اینکه « قصد دیده شدن » باشد کار دیده می شود. پس اگر نماز را به خاطر دیدن دیگران بخوانیم یا به خاطر دیدن دیگران نخوانیم ، « ریا » و « حرام » است . اما نماز عید فطر و نماز جماعت و نماز جمعه را که باید در جمع و در فضای رو باز بخوانیم و دیگران هم می بینند. این « تظاهر » واجب است. در مسائلی که شما فرمودید اگر « قصد » خود را « قربه الی الله » قرار دهید و « حدود » عقلی و شرعی و « شئونات خود » را رعایت کنید قطعا در تحکیم روابط زناشوئی و رشد و کمال افراد خانواده خصوصا شوهر مفید است و ثواب هم دارد. اما از وسوسه شیطان هم می توانید حُسن استفاده را ببرید و مراقب باشید که « زیاده روی » و « اسراف » و « تبذیر » نکنید. خلاصه اینکه به فرموده ی قرآن ، اگر عمل ما در هر زمینه ای ، « مومنانه » و « صالح » باشد ما را به « حیات طیبه » می رساند. موفق و موید باشید.

فاطمه لهراسبی     1395/07/17 - 11:37
سلام ضمن تشکر و خدا قوت به شما استاد گرامی سوال من از محضر شما در باره چرایی وجود غسل هاست شما در مباحث قبلیتون در مورد وضو فرمودید که در قرآن به فعل فامسحوا اشاره شده نه فاغسلوا یعنی باید از این دنیا دست شست نه اینکه خود را بشوییم حال بفرمایید غسل کردن نشانه چیست آیا کافی نیست فقط موضع مورد غسل شسته شود ؟ آیا در این شستشو پاکیزگی مطرح است یا تقرب؟

با سلام به شما و سلام به دقت شما. به نظر می رسد : مسح : فقط « تطهیر باطن » و « رفع موانع حیات طیبه و حجاب های باطنی » سر یا پا یا تمام بدن است. اما غسل : هم « تطهیر ظاهر » و « رفع موانع رسیدن آب به پوست بدن » و هم « تطهیر و مسح باطن » است. موفق و موید باشید.

فاطمه     1395/07/10 - 19:53
سلام خدمت استاد بزرگوار دو بار از طریق سوال خصوصی ولی اجواب ندادبد لطفا بررسی کنید ممنون

سلام به شما. ضمن عذرخواهی از اینکه به زحمت افتادید. ظاهرا نشانی ایمیل شما ایرادی دارد که پاسخ مرا دریافت نمی کنید . لطفا مطلبتان را مجددا ارسال کنید.

دریاباری     1395/07/08 - 19:34
سلام استاد میشه لطفا معنی کلمه حمد رو هم بگید و ارتباطش با تسبیح؟ آخه فرموده بودید تسبیح به معنی غلبه درون بر بیرونه. و ما هم شنیدیم که حمد مرتبه ای بالاتر از تسبیحه. میخوام بدونم حمد رو چطور معنی میکنید و اینکه ارتباطش باتسبیح چطوره؟

با سلام به شما و سلام به پرسش شما. « حمد » ، مخصوص « انسان عاقل و بالغ » و محصول « زیبانگری » او است. هر فردی از ابتدای تولدش « دنبال بَه بَه است » از هر چیزی (خوردنی ، پوشیدنی ، دیدنی ، شنیدنی ، داشتنی و ... ) « بهتر و زیباترش » را می خواهد. اما از مهمترین نشانه های عاقل و بالغ شدن او اینست که « بَه بَه » را ببیند و « بَه بَه » بگوید و « به به » عمل کند و « به به » بپزد و تولید کند و بسازد و « زیبایی » را در افکار و گفتار و رفتار و اخلاق خود ، به نمایش درآورد و دیگران را « مجذوب » خود کند. هر « عاشقی » وقتی در مسیر منزل « معشوق » حرکت می کند از هزاران منزل و مغازه و فروشگاه و ویترین و سینما و اغذیه فروشی و گل فروشی و ... و مناظر جذاب « توقف نمی کند » بلکه عبور می کند و ( می گذرد = تسبیح ) تا به معشوقش برسد. حالا اگر « معشوقی » در کار نباشد و آن معشوق « جذابیتی » نداشته باشد، این « عاشق » در اولین « منزل بَه بَه » ، توقف میکند (= غرق شدن). پس بدون « حمد » نمی توان « تسبیح » کرد. تا مقصد جذابی نداشته باشید با امواجی که میخواهند بر شما غلبه کنند مبارزه و « شنا » نمی کنید. پس باید در « ولایت » أمیرالمومنین صلوات الله علیه « تمام زیبایی ها و کمالات و نعمتها و رحمتها و رزق ها و برکات و بَه بَه ها » را ببینید تا « تمسک » به آن را « با تمام أجزاء وجودتان » بخواهید و آن را از خداوند التماس کنید. اللهم ارزقنا

سوال     1395/07/08 - 12:42
سلام میشه بگید اگه همه اعمال ما گردن خودمونه و هرکس مسئول اعمال خودشه پس چرا خداوند برای آیه دوم سوره فتح میگه که پیامبر ما همه گناهان آینده و گذشته ت رو بخشیدیم و توی تفسیر میگن این گناهان مربوط به امته نه پیامبر. چون پیامبر معصومه. پس یا پیامبر نعوذ بالله معصوم نیستن یا گناهان ما گردن پیامبر هم میافته که این کمی عجیب به نظر میاد. لطفا در مورد آیه دوم این سوره(فتح) توضیح بدید

با سلام به شما و سلام به دقت قرآنی شما. ظاهرا آن گناهانی که در آن آیه به وجود مقدس رسول أکرم صلی الله علیه و آله « نسبت » داده شده ، « ایرادات و ابهاماتی » بودند که « مردم » به ایشان ( به عنوان رهبر نظام ) نسبت می دادند که با « فتح مکه » آن انتقادات و ایرادات و ابهامات و اشکالات ، همگی « برطرف » شدند. در جنگ صفین هم ابتدا برخی از سپاه اسلام نسبت به مولای خود ، مشکوک و مردد و بدبین شدند اما بعدا معلوم شد که « حق با علی » است. بعد از انقلاب هم شاید بارها در اذهان خود ما و شما و مردم نسبت به « مقام عظمای ولایت » ، انتقادات و تخلفاتی مطرح شده که با « حوادث و جریانات » بعدی « حقانیت مواضع رهبری ، روشن » و ابهام برطرف شده اند. لذا لازم است بگوئیم : اللهم أخرجنا من ظلمات الوهم و الجهل و أکرمنا بنور الفهم و العقل ، اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک.

ابجد     1395/07/05 - 18:30
سلام اگه قرار باشه، در هر رفتار و موقعیتی خدا رو ببینیم و نه بنده هاشو، پس اراده و اختیاری که خدا به بنده هاش داده چی میشه؟ یعنی اشتباهات دیگرانو درنظر نگیریم و آبرو بردناشون و آزاراشونو گردن خدا بندازیم؟ اینکه اعتقاد اوناس ک میگن همه چی جبره. لطفا توضیح بدید نقش اراده انسان این وسط چی میشه؟

با سلام به شما . « اختیار » یعنی : مجموعه توانایی هایی که « خیر و شر شناسی » و « شرگریزی » و « خیرگزینی » را برای انسان ممکن می سازد. پس هیچ انسان « مختاری » کار زشت و غلط انجام نمی دهد و مرتکب عصیان و معصیت و گناه نمی شود. انسان عاقل و عالم و با اراده و مختار ، تمام نگاه و توجهش را فقط به « خالق » خود معطوف می کند و مخلوق را « اسباب آزمایش » و « بهانه و نردبانی » برای رشد و شکوفایی و تکامل و تعالی و تقرب خودش می داند. پس با والدین و همسر و فرزند و بستگان و دوستان و دشمنان و دیگر مخلوقات ، خودش را سرگرم و غافل نمی کند. بنابراین أمر به معروف و نهی از منکر را هم برای « انجام وظیفه ی خود » و « إصلاح خودش » انجام می دهد . در نامه 31 نهج البلاغه می فرمایند : و امر بالمعروف تکن من أهله . امر به معروف کن تا خودت أهل آن شوی. لطفا یک آیه از قرآن پیدا کنید که هر فردی فقط و فقط باید « مراقب خودش » باشد. ممنون.

سردار     1395/07/04 - 16:33
با سلام این حدیثی که در ابتدای پاسخها میفرمایید، "نفستان را با ترک عادات رام کنید" منظور از ترک عادات، چه عادتهایی و در چه بعدی از ابعاد زندگی انسان است؟ و آیا منظور امام از این حدیث، دادن روشی برای خودسازی و رام کردن نفس است؟ اگر میشود کمی در مورد این حدیث و معانی پنهان آن بفرمایید

با سلام به شما و سلام به دقت نظر شما. « عادت » به هر رفتاری گفته می شود که « عقل و اراده و معرفت » انسان در انجام آن دخالت ندارد و برای او « عادی » شده و دیگر « مزه ی » یک کار ارادی را ندارد. لذا « هر عادتی » برای انسان ، « ممنوع و زشت و بد » می باشد.( حتی عادت به ذکر گفتن ، نماز اول وقت ، نماز شب و ...) و از همین منظر حضرت أمیرالمومنین صلوات الله علیه می فرمایند : أفضل العباده ، ترک العاده ( بهترین راه تعبّد ، ترک عادتهاست) البته اگر « شوق عاقلانه و مومنانه » انسان به « هر کار مجاز و خوبی » شدید باشد ( ریاکارانه و تصنعی و کاسبکارانه نباشد ) ، خداوند مهربان ، « مَلَکی » می گمارد تا آن شخص را در انجام « به موقع » و « درست » آن کار « یادآوری » و برایش « شوق » ایجاد کند که به حالت ، « ملکه » شدن می گویند که با « عادت » ( که غیر ارادی و ناخواسته است ) خیلی فرق دارد. به نظر شما در اسلام برای اینکه مسلمان گرفتار « عادت » نشود « چه کاری « حتی مهمتر از واجب » واجب شده است » ؟

فاطمه لهراسبی     1395/07/04 - 14:58
با سلام و خدا قوت به شما استاد گرامی سوال من از محضر شما در باره چرایی وجود غسل هاست شما در مباحث قبلیتون در مورد وضو فرمودید در قرآن از فعل (فامسحوا) استفاده شده و تقرب در این بین مطرح است نه شستشو که اهل سنت به آن میپردازند اما در مورد غسل چی ؟ چون به صراحت از فعل غسل استفاده شده پس چرا فقط آن موضع خاص را نمیشوییم که پاک شود؟در اینجا تقرب چه میشود ؟ با سپاس از اینهمه انرژی و اشتیاق شما در یاد دادن به دیگران

با سلام به شما و عذرخواهی از اینکه پرسش شما را نفهمیدم. قرآن می فرماید : صورت و دست هایتان را « بشوئید » و سر و پایتان را « مسح » کنید. به نظر می رسد : أهل تسنن و بسیاری از شیعیان گمان می کنند که باید در وضو ، صورت و دستهایشان را « برای نظافت بشویند » ( لذا اهل تسنن پاهایشان را هم می شویند.) در حالی که قرار است در وضو ، « از کارهای غیر مجاز دست بشوئیم ». در « مسح » سر و پا هم باید همین توجه باشد. برای اینکه لطافت « مسح » برایتان روشن تر شود لطفا ببینید و بفرمائید : چه فرقی میان « لمس » و « مسح » وجود دارد ؟

مبارز جنگ نرم     1395/07/04 - 07:10
با سلام تفاوت صبر و تحمل در چیست

با سلام به شما و سلام به پرسش دقیق شما . حَمل : یعنی باردار شدن زن. (از درون) حِمل : یعنی باری را بر دوش گرفتن. (از بیرون) به نظر می رسد : در « تحمُّل » ( چه در حَمل و چه در حِمل ) ، انسان توانایی های طبیعی و معمولی خود را ابراز می کند و به کار می گیرد ضمن اینکه آن بار « با تمایلات طبیعی » آن شخص هم تضاد و تعارضی ندارد. اما در « صبر » انسان هم باید علاوه بر توانایی های طبیعی و معمولی از توانایی های « ذخیره » خود و همچنین از « امداد الهی » و « کمک دوستان » هم استفاده کند و هم اینکه نسبت به « تلخی و سختی و ناخوشایندی » آن کار ، « اعتراض » نکند. صبر آنقدر سخت است که اگر « معیت الهی » نباشد طرف می شکند و خُرد می شود. : لذا قرآن می فرماید : إصبروا و صابروا ، تواصوا بالصبر ، إن الله مع الصابرین. اللهم اجعلنا من الصالحین و الصابرین

سیده     1395/07/03 - 21:31
با سلام آیا گفتن انتقادها به دیگران و شوهر کار درستی است یا باید عیبها را نادیده گرفت و چیزی نگفت؟ مثلا اگر انسان از همسرش ناراحت شود، آیا باید بگوید که ناراحت شده و چرا ناراحت شده یا به روی خودش نیآورد ؟ در مورد دیگران چطور؟

با سلام به شما و سلام به عظمت وجودی زن. اگر برای « خودشناسی » تلاش کنید می فهمید که فقط و فقط باید « مراقب افکار و گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع سیاسی اقصادی اجتماعی ... خودتان » باشید و اگر بکوشید ازدواجتان را بر مبانی و اصول « اسلامی » پیش ببرید می فهمید که شما در منزل همسر محترمتان باید « نقش مهمان » را بازی کنید. حالا خودتان در شرائط مختلف تشخیص دهید که روابطتان را با ایشان چگونه تنظیم کنید که هم از « رشد و تکامل و تعالی و تقرب خودتان » باز نمانید و هم با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس خود » در « جهاد همسرداری » موفق باشید. امیدوارم با استعانت از خالق متعال و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و انس روزانه با قرآن بتوانید تکالیف خود را برای مدیریت عاقلانه و مومنانه و هنرمندانه خانواده به زیبایی انجام دهید . إن شاء الله تعالی

خانم نون     1395/07/02 - 18:56
با سلام من قبلا در مورد اعتماد به نفسم به شما پیام دادم و شما گفتید که علت اصلی بیشتر مشکلات از عدم خودشناسی است. راستش من زود عصبانی میشوم و اعصابم بهم میریزد و داد و قال میکنم.دیگر از خودم بیزارم. نمیدانم چه کنم؟ اگر میفرمایید خودشناسی راه حل من است، پس لطفا بفرمایید با خواندن چه کتابهایی خودم را بشناسم؟ و اصلا با خواندن کتاب مشکلم حل میشود؟ چه تمرینهایی نیاز دارم؟ گاهی که سعی میکنم جلوی عصبانیت یا غرغر خودم را بگیرم و صبوری کنم، احساس میکنم ناراحتی در درونم تلنبار میشود و بدتر میشود. پس کظم غیظ و صبر چگونه است؟ شاید من اصلا صبر کردن بلد نیستم

با سلام به شما و سلام به مقام والای زن که اگر خودش را به درستی بشناسد می تواند مظهر صفات جمال الهی و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و « نگاه » اطرافیانش را هم « آسمانی » کند. اولین درس خودشناسی اینست که بدانید « شما » ، همیشه و همه جا و در هر شرائطی ، « دو نفر » هستید : یک انسان + یک حیوان . لذا حتما این جمله ی « هشدار دهنده » را بارها گفته و شنیده اید که : آن « روی ... » مرا بالا نیار. زیرا هر انسانی هم « نفسانیت » دارد و هم « عقلانیت » و میان این دو ، « تضاد و دشمنی دائمی » است و دشمن ترین دشمنان ما همین « نفسانیت و منیّت » ماست که وسوسه های شیاطین را به ما منتقل می کند. ساده ترین راه اینست که : انسان « مخلوقیت » خود و « خالقیت و مالکیت و ربوبیت » خدا را باور کند و بفهمد که « هر چه توانایی و امکانات مادی و معنوی و زیبایی » دارد ، همه ی آنها « مال خدا » است که به عنوان « امانت » در « اختیار » او قرار گرفته و « دنیا » ، محل کنکور و « آزمایش » اوست ، پس او باید اولا : دائما « مراقب فقط افکار و گفتار و رفتار خودش باشد » و « به تکالیف عقلی و شرعی خودش » عمل کند . ثانیا : او باید خودش را « فقط » با « خالقِ » خود « طرف » ببیند و از هر گفتار و رفتار و اخلاقِ زشتِ « خلق » (= پدر ، مادر ، همسر ، فرزند ، بستگان ، همسایه ها ، همکاران ، دوستان ، دشمنان ) ، هرگز نباید « عصبانی » شود و در برابر هر دروغ و تهمت و بداخلاقی و رفتار زشت دیگران ، او هرگز نباید گفتار و رفتار و اخلاق غیر عقلانی و غیر مجاز داشته باشد. پس تمام علم و معرفت و نماز و روزه ها و ذکرها و دعاها و عبادتهای ما و شما برای اینست که دائما « مراقبِ فقط خودمان » باشیم تا در برخورد با گفتار و رفتار غلط و زشت دیگران ، « آن روی ... ما » بالا نیاید و انسانیت و عقلانیت ما را به اسارت خود در نیاورد و در برابر گفتار و رفتار غلط و زشت دیگران ، « خشمگین » نکند و اگر هم « خشمگین » شدیم ، از « کوره آزمایش » بیرون نرویم و از « حدود عقلانی و مرزهای شرعی » تجاوز نکنیم و هر حرف غیر منطقی و غیر مجاز و زشتی را نزنیم و هر کار غیر مجاز و زشتی را انجام ندهیم و با عصبانیت و بی ادبی و بی پروایی ، « خشونت » نکنیم و « آبروی » خودمان را نزد خالقمان نبریم.امیدوارم در این نبرد دائمی و در این « جهاد اکبر » ، موفق و موید باشید. إن شاء الله تعالی لطفا بقیه مطالب را در بخش « نامه های خصوصی » بنویسید تا بیشتر توضیح دهم.

دریاباری     1395/07/02 - 18:39
با سلام من به تازگی ازدواج کرده ام. اما نمیدانم با شوهرم و البته مادرشوهر و خواهرشوهرم مورد چه چیز صحبت کنم؟ نه اینکه صحبتی نباشد. اما اینطور که بنظرم میرسد تمامی حرفهای ما حول محور دیگران میچرخد. نمیخواهم غیبت کنم. ولی اگر حرف نزنم هم سکوت باعث سردی بین من و همسرم میشود. از طرفی اگر اسم شخص را هم نیاورم، شوهرم دائما میپرسد که طرف کی بوده، کجا دیدیش؟ کی گفته این حرفو... در مورد خانواده همسرم هم همین است. انگار حرفی باهم نداشته باشیم... چه باید بکنم؟

با سلام به شما و سلام به مقام والای زن که اگر خودش را به درستی بشناسد می تواند مظهر صفات جمال الهی و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و نگاه اطرافیانش را هم « آسمانی » کند. از اینکه به مهمترین تکلیف طبیعی و عقلی و شرعی خود یعنی أمر مقدس ازدواج عمل کرده اید از خداوند تشکر می کنم و به شما تبریک می گویم. خانم محترم ؛ دنیا تجارتخانه است و هر انسانی باید « تاجر » باشد لذا در پایان زندگی ، بعضی سود می کنند و خیلی ها « خاسر » و زیانکار می شوند. سودآورترین و در نتیجه نشاط آورترین حالت برای انسان اینست که بتواند « توانایی ها و امکانات و تجربیات و هنر » خودش را « ابراز و اظهار » نماید، لذا وقتی دیگران به « علم و معرفت و تجربیات و مهارتها و هنرمندیها » ( = نکات مثبت ) شما « توجه » می کنند احساس مسرت به شما دست می دهد. حالا اگر شما هم به « نکات مثبت » اطرافیانتان « توجه » کنید و « وانمود » کنید که به « علم و معرفت و تجربیات و مهارتها و هنرمندیهای » آنها نیاز دارید ، برای آنها بسیار شیرین و نشاط آور خواهد بود و مجذوب شما می شوند. قطعا هر کدام از اطرافیان شما در زمینه های خاصی ، تجربیات خوب و بیشتر از شما دارند. بنابراین بکوشید در هر « فرصت مناسبی » ، با « طرح پرسش های مناسب » ، از کمالات آنها استفاده کنید و شرائطی را فراهم آورید تا آنها بتوانند برای شما « اظهار فضل » کنند. این ابراز تجربیات و علم و معرفت و مهارتها و هنرمندیها هم برای آنها انبساط خاطر می آورد و خوب است و هم برای شما که به رایگان به نتیجه زحمات طولانی آنها دست پیدا می کنید و از آزمودن مجدد آنها معاف می شوید. بیشتر پسرها و مردها گمان می کنند که اگر « پول » دیگران به جیب آنها سرازیر شود آنها به خوشبختی می رسند. اما دختران و بانوان فهمیده و زرنگ ، با متانت و نجابت و تواضعی که در ذاتشان است ، می فهمند که « تجربیات » دیگران ، ارزشمندترین سرمایه است و از مهارت و تجربه و هنر دیگران ، سود می برند. لذا مادربزرگهای قدیمی با اینکه « سواد » نداشتند اما هزاران « هنر » را از دیگران می آموختند و سرشار از « صبر و حوصله » بودند و « شوهران و فرزندان و عروسان و دامادها و نوه های » خود را « به زیبایی مدیریت » می کردند و به آنها « شوق زندگی » می دادند. پیشنهاد می کنم اصلا « نقش معلم » و « بازرس » و « ناظر » و « منتقد » را بازی نکنید و همواره خود را « تشنه ی » آموختن نشان دهید. امیدوارم با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » و با « شیرین زبانی » و « آراستگی ظاهر و باطن » و « دعاهای خیرتان » بتوانید باعث تحول اطرافیانتان شوید و در زمینه سازی ظهور آخرین حجت الهی سهیم باشید. إن شاء الله تعالی

طهورا     1395/06/25 - 13:19
سلام اقای غفرانی دلیل شما برای اینکه دختران با دوست هاشون بیرون نرن چیه؟

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت­ها » ، نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را به درستی بشناسد می­‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » خود نگاه‌ اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. ضمن تبریک این ایام فرخنده و نورانی دهه امامت و ولایت. دخترم ؛ اگر به عنوان یک فرد عاقل و بالغ ، « مخلوقیت » و « جذابیّت‌ها و زیبایی‌های فراوان » و « در حال آزمایش » بودن و « مأموریت طبیعی » و « رسالت خدایی » خود را برای «مجذوب کردن یک پسر زمینی و آسمانی کردن او» ، «باور» داشته باشید و اگر خود را هر لحظه در محضر خدا و در معرض حسابرسی قیامت ببینید ... ، از « تأخیر در أمر مقدس ازدواج که واجب ترین تکلیف شماست » و « از تلف کردن یک لحظه عمر بسیار کوتاه خود با دوستانِ غافل » و « از تحریک نامحرمان با خنده و شوخی و اندام و لباس و شال و عینک و کفش و ... خود در کوچه و خیابان و مترو و غیره » حتما و قطعا پرهیز می کنید. امیدوارم با استعانت از بارگاه الهی و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و انس روزانه با قرآن و تأمل و دقت در مفاهیم واژه‌ها و آیات آن بتوانید خود را به اوج چنان خودشناسی و بلوغ و اراده و امید و ایمان و ادب و حیاء و شور و نشاطی برسانید که دو روزتان با هم برابر نباشد و نگاهتان را از ظاهربینی پاک کنید تا سرشار از « عقلانیت » شوید و با کشف و ابراز عاقلانه ی زیباییهای ذاتی و گفتاری و رفتاری و جذابیتها و هنرمندیهای خدادادی خود ، بتوانید « مأموریت الهی » و « نقش انسانی » و « تکالیف عقلی و شرعی » خودتان را روشن بفهمید و خود را برای ازدواج عاقلانه و اسلامی از هر نظر آماده کنید تا بعدا بتوانید با « احترام و تشویق‌ زیبای نکات مثبتِ » همسرتان (که پسری ضعیف الاراده و ضعیف الایمان است) را « مجذوب » خود کنید و تدریجا همسرتان را هم به اوج اراده، ایمان، امید ، نشاط ، احساس مسئولیت و گفتار و رفتار و اخلاق منطقی برسانید و از غفلت ، جهالت ، کسالت ، تنبلی ، خشونت ، وابستگی ، افسردگی ، دهن بینی و انحرافات احتمالی دیگر نیز حفظ کنید و بتوانید مومنانه و هنرمندانه و صبورانه ، « خانوادة » فردای خود را مدیریت و عاشقانه خالقتان را «بندگی» کنید و زمینه­‌ساز ظهورآخرین حجت الهی هم باشید و به أحسن الحال و سعادت اخروی و جوارالهی نائل شوید. ان شاء الله تعالی انسان ، هرقدر بالغ­‌تر و عاقل­‌تر و مومن­‌تر می­‌شود ، رفتارش متعادل‌تر و زیباتر و توقعاتش «کمتر» و مسئولیت‌پذیری و انجام وظیفه­ و خلاقیت و نفوذش « بیشتر» می­‌شود. ازدواج و همسرداري ، مسابقة عقل‌آزمايي است نه بخت‌آزمايي. لبخند ، ارزانترین و زیباترین آرایش هر صورتی است. دنيا ، محل آزمايش است نه منزل آسايش. لایق ستایش محتاج ستایش نیست.

سلطانی     1395/06/18 - 18:31
با سلام و عرض ادب،لطفا بفرمایید مفهوم این آیه از قرآن چیست ؟ ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون ،منظور از اینکه زنده هستند و روزی می خورند چیست ؟ باتشکر بسیار ممنونم .

با سلام و تحیت به شما و سلام به تمام شهیدان راه حق. وقتی عکاسان دوربینشان را به طرف مردم حاضر در راهپیمایی می گیرند ، ابتدا تصویر مردم را روی صفحة پشت دوربینشان می بینند در حالی که تصاویر آنها از مقابل عدسی دوربینشان « رد » و « نابود » می شوند ، اما عکاسان ، از بهترین « حالت » افراد ( مثلا لبخند زدن ) ، عکس آنها را می گیریند و در واقع ، آن « نمود » زیبای آنها را در دوربین خودشان « ثبت » می کنند و آن عکسهای زیبا را در « نمایشگاههای بزرگ » به نمایش می گذارند. مردم هم در دنیا ، با اینکه همه ، « نمود و آیت و جلوة » خدا هستند اما در معرض « هلاکت » و « نابـودی » می باشند. خداوند آن بندگانش را که « نگاه عاقلانه و رفتار عاشقانه و نمود زیبایی » ( مثل شهادت ) دارند آنان را در خاطره آفرینش و برای « آلبوم مهمانان بهشتش » ، « ثبت » می کند و از هلاکت و نابــودی نجاتشان داده و به آنها « حیات » جاودانه می بخشد. بنابراین « شهیدان » ، ( فرض بفرمائید مانند بورسیه ها ) همزمان هم همیشه زنده اند و « حیات » می نوشند ( و نابود نمی شوند ) و هم « شاهد » مسائل و کارگزار حوادث جهان هستند. اللهم ارزقنا

میرزایی     1395/06/16 - 11:53
باسلام. آقای دکتر من جلسات شمارونبودم ولی ازطریق صوت گوش کردم درموردهنرزن بودن آنچه که شما از قرآن برداشت میکنید به نطرمن زن را دایه و کلفت و نوکر مرد می دانید و فرمایش شما اینطور مشخص است که خداوند زن را عقط و فقط برای آسایش مرد و خدمتگذاری مرد آفریده است. و از فرموده های شما این است که اگر مردی بداخلاق و بدکردار شد مشکلش از زن هست. یعنی قوم لوط و قارون و فرعون و غیره همه برمیگردد به اینکه زن نتوانسته وظیفه خودراانجام دهد پس این میان اصلا مرد برای چی آفریده شده؟ و اگرزن خودرامهمان خانه مرد بداند پس تو همون خونه پدریش میماند. همسر یعنی چه؟ خدا هم زن و هم مرد رو همسر خطاب کرده. من که احساس میکنم باآیات قرآن دارید سفسطه میکنید. البته شرمنده قصدتوهین ندارم.

با سلام به شما و سلام به حساسیت شما و سلام به مقام والای زن که می تواند مظهر صفات جمال الهی و سرچشمه ی شور و نشاط و امید و ایمان و زندگی باشد. هر چند که مطالبی را که نوشته اید ، نظر غربی ها و مستکبرین مردسالار است و من همواره خلافش را إثبات کرده ام اما از ابراز نظرتان و از اینکه به من تذکر دادید از شما تشکر و از هر بیان غلط و اهانت احتمالی نسبت به ساحت مقدس زن ، عذرخواهی و استغفار می کنم. لطفا هر موردی را که احتمال می دهید اشتباه و غیر عقلانی و خلاف قرآن بیان کرده ام بزرگوارانه به من هدیه دهید تا آنها را برای آخرتم اصلاح کنم. زیرا بر خلاف آنچه در رسانه ها و فیلم ها شایع کرده اند : « انسان مجاز به خطا نیست » هر چند که « ممکن الخطا » هست. و لطفا بدون عصبانیت یک نکته را هم برایم توضیح دهید : اگر دختر و پسری ازدواج نکنند و در خانة پدرشان بمانند ، آیا « مهمان » نیستند ؟ ( هر چند که با تلاش عوامل آموزش و پرورش غربگرا و غربزده ، اکنون فرزندسالاری در خانواده ها حاکم شده و والدین ، باید نقش « مهمان » را بازی کنند. ) از توجه شما ممنونم.

محمدي     1395/06/13 - 14:56
سلام خدمت استاد محترم شما در يكي از جلسات كلاس خود دوستي را مطرح كردين اگر ممكن هست كمي بيشتر توضيح دهيد جزئيات خود دوستي بيشتر بدونم و فرق بين خود دوستي و خودخواهي را متوجه بشم .ممنون

با سلام به شما. « خوددوستی » یعنی « مخلوقیت خود و خالقیت خدا » را باور کنم و از « توانایی ها و امکانات و تمام امانتهای الهی » که به « من » سپرده شده « عاقلانه مراقبت » کنم و « تمام تواناییها و امکاناتم » را فقط در هر زمان و در هر جا و به هر شکلی که « خداوند تکلیف » نموده « ابراز » نمایم. اما « خودخواهی » یعنی « خودپرستی » یعنی « بی اعتنایی به مخلوقیت خودم و خالقیت خدا » در نتیجه « توانایی ها و امکاناتم » را در هر زمان و مکان و شکل و صورتی که « نفسانیتم » می پسندد و خوشم می آید به کار بگیرم بدون اینکه « نظر خالق » خودم را رعایت کنم. افراد « خودپرست » از افراد « بُت پرست » ، بدتر هستند زیرا هنوز از « لاک » خود بیرون نیامده اند. خداوند متعال ما و شما را از هر گونه غفلت و خودخواهی و تخلفی حفظ فرماید.

اکبری     1395/06/09 - 13:31
استاد ، در کلاس دیروز ، موردی را فرمودید که بنده را به فکر برد. فرمودید وقتی حضرت خضر (ع) یا به قول شما ، آن آقای سبز ، شروع به سوراخ کردن کشتی نمود ، اگر موسی (ع) واقعا به آن مرد سبز ، اعتقاد داشت ، نباید اعتراض و ابراز وجود و اختیاری میکرد. اما سوالی پیش می آید ، اینکه موسی ع ، واقعا کاری عقلانی کرد و شاید هر کسی دیگر جای او بود ، عقلانیت او ، چنین واکنشی را ایجاد میکرد. آن بزرگوار ، با اینکه موسی کلیم الله بود ، نتوانست پشت و حقیقت کار حضرت خضر(ع) را بخواند و طبیعتا از عقل خود و آنچه میدید ، پیروی کرد. من چطور میتوانم ، امامی را که ندیده ام ، نمی شناسم ، با او در ارتباط نبوده ام ، درک کنم و حقیقت و پشت هر چه گفت و عمل نمود را بفهمم. اینکه از آن 313 نفر ، تنها 12 نفر باقی می مانند و همه به شک دچار میشوند ، خب طبیعیست. اگر داستان امام زمان عج ، مانند داستان حضرت خضر (ع) باشد که در ظاهر کاری خلاف عقل انجام دادند ، طبیعیست که من و دیگران ، نمیتوانیم پشت ماجرا را بخوانیم و باز با چشم سر تصمیم میگیریم و تردید خواهیم داشت. چطور باید به آن چشم دل رسید؟ چشم دلی که موسی (ع) در رسیدن به آن شکست خورد و در آخر ، وقتی کار از کار گذشته بود ، به خضر (ع) ایمان آورد. ممنون از شما

با سلام به شما و سلام به دقت مومنانه ی شما. با عنایت الهی در جلسات بعدی کلاس ، قرار است إن شاء الله تعالی جزئیات بیشتری از این آیات مطرح شود و ابهامات آن رفع خواهد شد. اجمالا بدایند که : رفتار حضرت خضر « صلوات الله علیه » ، قطعا « غیر عقلانی » نبود و « واکنش های » حضرت موسی علیه السلام فقط « طبیعی » بود. و طبق بیان قرآن ، ایشان ، « استطاعت صبر با ولی خدا » را نداشتند. « استطاعت صبر در همراهی با ولی خدا » همان چیزی است که ما برای ظهور آخرین حجت الهی نیازمندیم. بارها شنیده و گفته ایم که « ما أهل کوفه نیستیم » اما دیدیم که « علی صلوات الله علیه » ، با آن فصاحت و بلاغت و کمالات و عظمتش « تنها ماند » و مثل روز روشن است که ما « استطاعت همراهی » حتی « با نایب ولی خدا » را هم نداریم. به نظر شما « استطاعت » یعنی چه ؟

همکارشعبانی     1395/06/03 - 16:38
سلام دکتر،لطفا جواب مارا در همانجا بدهید.ایمیل مشکل دارد.

با سلام به شما و سلام به تمام پدران ولایی و دلسوزی که برای تعجیل در ظهور آخرین حجت الهی تلاش می کنند. سرور عزیز ؛ به نامه ی شما سه بار پاسخ داده شد اما نمی دانم به چه علت به شما منتقل نشده است. پنهان نگه داشتن حادثه تلخ جدایی دختر بزرگتان ، هم برای همیشه ممکن و هم برای طرف مقابل اصلا خوشایند نیست. اگر طلاق احتمالی خواهر یا برادر خواستگار جدیدتان هم از شما مخفی نگه داشته شود برای شما هم قطعا قابل توجیه نیست. باید نیت و گفتار و رفتار و اخلاق دختر دومتان چنان عاقلانه و مومنانه و مخلصانه باشد که برای خواستگارش ، اعتماد ایجاد کند به اینکه ایشان « دختر » و اهل زندگی است. زیرا یکی از اهداف و تلاشهای پنهان استکبار از تحمیل این مدارس و دانشگاهها به ما این بوده که دختران « یکپارچه آقا » شوند و نتوانند نقش « زوج » را در خانواده ایفا کنند و مانند « دو قطب همنام » شوهرشان را دفع کنند و با فروپاشی خانواده ، استکبار شیطان صفت را خوشحال کنند. پس اولا : در این زمینه « توکل » کنید. ثانیا : از دختر اولتان بخواهید که از همین طریق مسائلش را مطرح کند تا شاید به لطف الهی نگاهش اصلاح شود و با أنگیزه ای جدید ، بنای نیمه کاره ی خودش را تمام و آینده ی خودش را عاقلانه و مومنانه معماری نماید. ثالثا : از دخترانتان بخواهید در موارد زیر تلاش کنند زیرا موفقیت در ازدواج و زندگی هر دختر و پسری به این موارد بستگی دارد و آنها عبارتند از : 1ـ خودشناسی زیرا بدون آن ، فرد حتما گرفتار خیالبافی و ذهن¬گرایی و « مرور گذشته¬‌ها » می¬‌شود و تصور درستی از « مخلوقیت » خود و « خالقیت » خالقش و و « در حال آزمایش » بودنِ خود و « مالکیت و ربوبیت » خالقش نخواهد داشت لذا خود را اشتباها با همسر و والدین و خلق « طرف » می¬‌بیند و آنها را در « خوشوقتی یا بدوقتی » خود « موثر» می‌پندارد و در مواجه شدن با هر سختی و مشکل و مسئله و مانعی، نا امید و درمانده و دچار «احساس حقارت» می‌شود و حتما نمی¬‌تواند نیازها و توانایی‌ها و امکانات و نقش و مسئولیتها و خطرات و وظائفش را در شرائط مختلف، درست تشخیص دهد و درست عمل کند و نمی¬‌تواند منظورش را با « خدا و خلق » ، روشن بیان و با اطرافیانش « تعامل منطقی » برقرار و به کمالش برسد. آنکه عظمت و شأن والایش را درست نمی شناسد به ناچار خود را با « مدارک پوچ » و « مال و ثروت فانی » و عوامل بی‌ارزش « ارزیابی » می‌کند. آنکه خودش را درست نمی‌شناسد ، « والدین ، بستگان ، فرزندان و خصوصا همسرش » را « بهانه‌ » و « نردبان » و «مکملی» برای «رشد و شکوفایی خود» نمی‌بیند لذا به جای آنکه وجود آنها را (با هر خصوصیتی) غنیمت شمارد و با ابراز محبت به آنها خودش لذت ببرد و از «نردبان» آنها خودش را بالا بکشد ، دائما خود را با « عیب و ایراد » آنها رنج می‌دهد و به غفلت می‌کشاند و یا دنبال اینست که دیگران « با ترحم » به او « محبت » کنند . 2ـ شناخت اصول و مبانی زندگی زیرا بدون آن ، « نگاهِ » فرد به زندگی منطقی نخواهد بود و « جهتگیری » عاقلانه‌ای نخواهد داشت و به جای « اصول » ، دنبال « فروع » می‌رود و فرصتهای گرانبهای عمرش را تلف می‌کند و همواره « متزلزل » خواهد بود و خیلی زود از زندگی « خسته ، افسرده ، زیانکار » می‌شود « مراقبت از خود و ابراز تمام توقعات از خود » با توقع از دیگران (خصوصا همسر) روابطش را (با هر بهانه¬‌ای) با والدین ، همسر ، فرزندان و اطرافیان خود تیره می¬‌کند و نمی¬‌تواند از زندگیش در هر شرائطی « لذّت » ببرد و به تکامل و تعالی و تقرب الهی برسد و در اصلاح و هدایت دیگران مفید و موفق باشد. 3ـ شناخت فرق ازدواجهای رایج (که آلوده به خرافات و رسوم غیر منطقی و إلقائات دروغ روانشناسانند) با ازدواج « اسلامی ». زیرا این دو با هم از هر جهت خیلی فرق دارند. مثلا در ازدواج اسلامی ، مرد باید « نان آور » باشد و « لباس و غذا و مسکن و رفاه » همسرش را تامین کند و « زن » باید « نقش شارژر » را بازی کند و به همسرش « آرامش » ببخشد و او را برای طلب علم ، و کار و تلاش ، و عبادت ، و اطاعت از ولی خدا و جهاد و سربازی ، سرشار از روحیه و أنگیزه کند. اما در ازدواجهای رایج و آلوده به إلقائات غربی ، زنان با « نان آور » شدنشان ، شوهرانشان را تحقیر و به « نان خور » خود تبدیل می کنند و برای هر چیزی نق می زنند و از هر چیزی ایراد می گیرند و « جهاد همسرداری » را قبول ندارند و خود را مسئول آرامش بخشی به همسر نمی دانند بلکه از مردها توقع دارند که دائما در خدمت هوسرانی آنها باشند و « خستگی کار بیرون » و بی حوصلگی آنها را با هدایا و محبتشان جبران کنند و به آنها آرامش ببخشند !!! مثال دیگر اینکه در ازدواج اسلامی ، « زن » با تمام « نقشی » که در رشد و هدایت فرزند دارد اما هیچ « مسئولیتی » در قبال فرزند ندارد و جهاد او « فقط همسرداری » است. 4ـ شناخت ویژگی¬های زن و مرد ، زیرا بدون آن « ضرورت » و « زیبایی » و « اهمیت هنر همسرداری » اصلا فهمیده نمی‌شود و تنظیم روابط با همسر ، شکل طبیعی، منطقی، دلنشین، جذاب، صادقانه و مخلصانه پیدا نمی¬‌کند و روابط زناشویی که از نیازهای اساسی آنهاست و باید شیرین‌ترین لحظات با هم بودن زوج باشد ، (با توهم سوء استفاده) به سردی کشیده شده و خیلی زود میان زوج به بهانه های مختلف کدورت و فاصله پدید می‌آید و آنها را به بداخلاقی یا فساد اخلاقی یا افسردگی و « انزواگزینی » و قهر و طلاق می‌کشاند. 5ـ شناخت و تمرین « هنر مرد بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » که « توجه » فرد را از والدین به « همسر » معطوف و دخالت ناخواسته‌ی آنها و دیگران را کاهش و روابط زناشویی¬ را گرم و شیرین‌ می‌کند و « اصطکاک » با همسر و اطرافیان را کاهش و عامل شادکامی در ارتباط با دیگران است. اگر « زن » بکوشد همواره با چهرة شاد و خندان و شیرین زبانی و رفتارهای دلربا و ابراز جذابیتهای خدادادی فراوان و آراستگی و با زیبایی هایش توجه همسرش را به خود جلب کند همسرش با انگیزه و دقت و اخلاص بیشتری به وظائفش می پردازد و آنها از با هم بودنشان هر لحظه لذت میبرند. امیدوارم با استعانت از بارگاه الهی و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها بتوانید افراد خانواده ی محترمتان را به اوج خودشناسی و بلوغ و عقلانیت و اراده و امید و ایمان و ادب و شور و نشاطی برسانید تا دو روزشان با هم برابر نباشد و با کشف توانمندی های فراوانشان بتوانند « مأموریت الهی » و « نقش انسانی » و تمام « تکالیف عقلی و شرعی » خود را به روشنی بفهمند و فرزندتان عاقلانه و اسلامی ازدواج کند و با « احترام و تشویق‌ زیبای نکات مثبتِ » همسرش ، بتواند او را « مجذوب » خود کند و تدریجا به اوج اراده و ایمان و امید و نشاط و احساس مسئولیت و گفتار و رفتار و اخلاق منطقی برساند و از غفلت ، جهالت ، کسالت ، تنبلی ، خشونت ، وابستگی ، افسردگی و انحرافات احتمالی دیگر حفظ کند و مومنانه و هنرمندانه و صبورانه زندگی را مدیریت و عاشقانه خالقش را بندگی نماید و زمینه¬‌ساز ظهورآخرین حجت الهی هم باشد و به أحسن الحال و سعادت اخروی هم برسد. موفق و موید و عاقبت به خیر باشید . إن شاء الله تعالی انسان ، هرقدر بالغ تر و عاقل تر و مومن تر میشود رفتارش متعادل‌تر و زیباتر و توقعاتش «کمتر» و مسئولیت‌پذیری و انجام وظیفه و خلاقیتش «بیشتر» میشود. ازدواج و همسرداري ، مسابقة عقل‌آزمايي است نه بخت‌آزمايي. لبخند ، ارزانترین و زیباترین آرایش هر صورتی است. دنيا ، محل آزمايش است نه منزل آسايش. لایق ستایش محتاج ستایش نیست.

همکارشعبانی     1395/05/28 - 13:14
سلام دکتر سوال برایتان امد؟

با سلام به شما . دوبار پاسخ داده شد. اما ظاهرا نشانی ایمیل شما ایرادی دارد که پاسخ را دریافت نمی کند. با عذرخواهی لطفا نشانی را بررسی بفرمائید. با تشکر.

همکارشعبانی     1395/05/27 - 22:31
سلام پیامم را براتون فرستادم ولی چون رمز ایمیل دخترم یادمان رفته بود گفتم دوباره ازتون بپرسم وشما لطف کنید جواب بدین دراینجا. برای دختر کوچکم خواستگار خوبی آمده است که چند جلسه ای باهم روبه جلو حرکت کردیم.دختربزرگم ازشوهرش جدا شده است جدیدابه دلایل خاص.میخواستم لطف کنید وراهنماییمان کنید این قضیه را چگونه مطرح کنیم با آن خانواده که خدایی نکرده در روند ازدواج دختر کوچیکم با مشکل بر نخوریم؟

با سلام به شما . دوبار پاسخ داده شد. اما ظاهرا نشانی ایمیل شما ایرادی دارد که پاسخ را دریافت نمی کند. با عذرخواهی لطفا نشانی را بررسی بفرمائید. با تشکر.

خدیجه     1395/05/19 - 19:42
باسلام خدمت استاد گرامی مشکلی دارم که نمیدونم از چه راهی حل میشه ما در دوران عقد به سر می بریم و همسرم از کلاسهای معرفتی که در جهت بالابردن اطلاعات دینی خودم شرکت میکنم اعلام نارضایتی میکنند و دائم میگن چه خبره این همه کلاس میری درصورتی که هیچوقت از وقت ایشون نمیزنم حس خودم میگفت ایشون میترسن که وقتی زیر یک سقف رفتیم درست به زندگی نرسم و توجه لازم رو به ایشون نداشته باشم اما مطمئنشون کردم که وقتی شما خونه باشید جایی نمیرم اما با این حال بازم ابراز نگرانی میکنند درصورتی که وقتی میگم برم سرکار(بااینکه خودم اصلا کا درمحیط بیرون رو دوست ندارم) میگن اشکالی نداره برو ... بنظر شما همسر من زیادی به مسائل مادی بها میدن یا مشکل از عملکرد من هست ...البته گاهی حس میکنم این حس همسرم به خاطر اینه که مادرشون خیلی تو جلسات مذهبی شرکت میکردن و خیلی به ایشون اهمیت نمیدادن ممنون میشم راهنمایی م کنید ...

با سلام به شما. لطفا پرسشتان را در بخش « پرسشهای خصوصی » مطرح بفرمائید تا « پاسخ » فقط برای خودتان قابل خواندن باشد. متشکرم.

قلی زاده     1395/05/17 - 00:04
لطفا.برنامه ریزی روزانه را ارسال کنید. با تشکر

با سلام لطفا این تقاضا را در بخش پرسش های خصوصی وارد کنید.

صدیقه وحدت     1395/05/15 - 15:06
یا لطیف با سلام خدمت استاد دلسوز لطفا فایل برنامه ریزی برای بانوان خانه دار را برای من ارسال میفرمایید؟ با تشکر

با سلام لطفا این تقاضا را در بخش پرسش های خصوصی وارد کنید.

دشتی     1395/05/05 - 07:52
با سلام...میخواستم بدونم در حال حاضر نفقه یک خانم چقدر است؟و آیا زن میتونه اونو ماهانه دریافت کنه و در صورت عدم پرداخت مرد وظایفشو انجام نده؟ممنونم.

با سلام به شما و تأسف از طرح این پرسش که حکایت دارد بر اینکه احتمالا بدون خودشناسی و بدون شناخت اصول و مبانی زندگی و بدون شناخت ویژگی های ازدواج « اسلامی » و بدون تمرین لازم برای « هنر زن بودن » ، ازدواج کرده اید. لطفا اگر مسلمان هستید به رساله ی مرجع خود مراجعه کنید و بحث نفقه را آنجا دنبال کنید. ظاهرا نفقه « حدی » ندارد و شامل « همین هزینه هایی می شود که شوهر بابت مسکن و غذا و پوشاک و درمان و اثاثیه منزل و رفاه نسبی و رفت و آمدها و ... » می پردازد. البته « وجوب » این نفقه و این هزینه ها ، مشروط است به « تامین نیازهای جنسی و روانی شوهر ». یعنی هر گاه زن به وظیفه اش عمل کند ، نفقه دادن بر شوهر واجب می شود ( در حالی تقریبا تمام مردان ، در هر صورت حداقل امکانات زندگی را برای زنانشان فراهم می آورند حتی اگر نیازهایشان برآورده نشود.). امیدوارم با تلاش برای شناخت عزت و کرامت و توانمندیهای شگفت أنگیز و ظرافت و لطافت و جذابیتهای فراوان « زن » بتوانید عاقلانه و آگاهانه و مومنانه به « زن بودنتان » افتخار کنید و با ابراز « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » خود ، چنان هنرمندانه نگاه همسر محترمتان را آسمانی کنید و به چنان آرامش مومنانه ای برسانید که دیگر نیازی به تقاضای نفقه نداشته باشید بلکه همسرتان خودش و تمام دارایی هایش را با افتخار در خدمت شما قرار دهد. إن شاء الله تعالی

gahanpanah     1395/05/04 - 22:18
salam ostad che rahe baraye sare kar raftan mard ha pishnahad mikoned ??

با سلام به شما. اگر زن ، عظمت و کرامت و قداست خودش را به درستی بشناسد و بتواند به این مقام آسمانی خود افتخار کند حتما می تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » و « لبخند زیبا » و « شیرین زبانی های » خود نگاه‌ همسر و فرزندان و اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند و مثل « شارژر » ( اما غیر مسقتیم ) به آنها برای طلب علم و معرفت ، و کار و تلاش ، و اطاعت و بندگی ، و سربازی و جهاد ، أنگیزه و روحیه بدهد و مشتاقشان کند .

زهره     1395/05/04 - 01:02
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی بنده 32 سال سن دارم و با همه تلاشی که کردم الان با مدرک فوق لیسانس بیکار هستم و یک خانم خانه دار هستم. همیشه خیلی عذاب وجدان دارم از پدر و مادرم خجالت میکشم حتی از همسرم چون بسیاری از خانمها را میبینم که کار میکنند و کمک خرج خانواده هستند خواهر بزرگترم شاغل هستند و 2 بچه دارن با اینکه میبینم خیلی بخاطر شاغل بودن زندگی مطلوبی از نظر تربیت و ...ندارن ولی خیلی مواقع حسرت میخورم وقتی میبینم که بخاطر درامدی که خودش دارد میتواند به پدر و مادرم یه جاهایی کمک مادی کند و این منو خیلی شرمنده میکنه...من همیشه خیلی درس خون و عالی بود و حالا که میبینم این همه تلاش به هیچ دردم نخورده خیلی احساس بدی دارم و نمیدونم باید چکار کنم خواهش میکنم راهنماییم بفرمایید چطور باید با این مساله کنار بیام خیلی ناامیدم این حرفها را به هیچ کس هم نمیتونم بیان کنم چون کسی حال من را نمیفهمه مادرم بارها و بارها به من میگه یه خانم هرچقدر شوهر خوبی داشته باشه باید یه منبع درامد از خودش داشته باشه این حرفها خیلی ازارم میده خیلی زجر میکشم خواهش میکنم کمکم کنید

با سلام به شما. و سلام به عظمت و کرامت و قداست و مقام آسمانی زن که اگر خودش را به درستی بشناسد می تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » و « لبخند زیبا » و « شیرین زبانی های » خودش ، نگاه‌ همسر و فرزندان و اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند و از این همه غفلت و جهالت و دنیازدگی و دروغ و انحراف و تخلف و گناه و خیانتی که حتی بسیاری از مسئولین را از « صراط مستقیم » بازداشته حفظ نماید. و این ، همان تنها « نقش » خداپسندانه ی « زن » است که صیانت خانواده و أمنیت و عدالت جامعه را تامین و شرائط را برای ظهور آخرین حجت خدا فراهم می آورد. اما زنانی که بدون ضرورت ، در بیرون شاغلند ، عوارض « جبران ناپذیر » فراوانی را به خودشان و خانواده و جامعه وارد می کنند به عنوان مثال : 1ـ بر خلاف طبیعت خود و بر خلاف نظر خالقشان عمل می کنند و به خودشان « ظلم » می کنند. 2ـ « ظرافت و لطافت » زنانه ی خود را خیلی زود از دست می دهند و شکسته می شوند و در « خانواده داری » و هدایت درازمدت خانواده موفق نخواهند بود. 3ـ « برکت » درآمد همسرشان را از بین می برند و « نگاه » خانواده ، « پولی و دنیوی » خواهد شد و فرصتی برای تقویت معنویت و نگاه « آخرتی » نخواهد ماند. 4ـ شور و نشاط و حوصله ی لازم برای « آرامش بخشی » و روحیه دادن به همسر و فرزندان را نخواهند داشت و در « جهاد همسرداری » متضرر خواهند شد و در نتیجه غالب کارمندان و خصوصا مدیران ارشد ، « میزان کار مفیدشان » بسیار اندک و « میزان تخلفاتشان » بسیار زیاد است. 5ـ با این سوء مدیریت مسئولین نالایق و کمبود « شغل » و موج بیکاری ، با اشتغال بانوان ، فرصت کار برای مردان ، کاهش پیدا کرده و اینهمه اعتیاد و هرزگی و سرقت و مفاسد دیگر را پدید آورده است. 6ـ به خاطر همین خسارتهای جبران ناپذیر اشتغال بانوان در بیرون ، « تشویق بانوان به کار بیرون » ، یک هدف راهبردی برای « استکبار جهانی » در « فروپاشی خانواده » و « استثمار » ملت ها خصوصا کشورهای اسلامی و « شیعی » است. لذا اگر کمی درباره ی « مدافعین اشتغال بانوان » بعد از انقلاب و بعد از ارتحال حضرت امام رحمه الله تحقیق کنید ، مزدوران استکبار را خواهید شناخت امیدوارم با استعانت از خالقتان و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها و انس روزانه با قرآن بتوانید همان « نقشی » را خالقتان از شما انتظار دارد بشناسید و ایفا کنید و همان « تکالیفی » را که او برای سعادت شما لازم دیده انجام دهید. امیدوارم شادکام و عاقبت به خیر باشید.

دشتی     1395/05/03 - 00:20
سلام استاد عزیز...ممنون که باز هم زحمت کشیدید و فایل را فرستادید اما انگار این برنامه ریزی قسمت بنده نیست...کاش اونو تو سایت میزدید که بتونیم استفاده کنیم.

با سلام . فایل پی دی اف تقدیم شد. لطفا اعلام وصول فرمائید.

دشتی     1395/05/02 - 00:55
سلام...از اینکه مجددا مزاحمتون میشم عذر میخوام...متاسفانه برنامه ریزی برای خانمهای خانه دار به دستم نرسید...در صورت امکان دوباره بفرستید...بی نهایت سپاسگزارم.

با سلام . فایل پی دی اف آن تقدیم شد. لطفا اعلام وصول فرمائید.

دشتی     1395/05/01 - 07:42
سلام استاد...خدا قوت...لطفا در صورت امکان برنامه ریزی برای خانمهای خانه دار را برایم بفرستید...از لطفتون ممنونم.

به نشانی شما ارسال شد.

زهرا     1395/04/28 - 22:43
ادامه سوالم دررابطه با بحثه تربیته که مطرح کردین که هیچ جا این وظیفه وجود نداره،در حالی که ما از امام علی علیه السلام ثاریم که فرزندان خودتون رو بر اساس زمان خودتون تربیت نکنید،یعنی بر اساس زمان حال و آینده خود فرزندان تربیت کنید،یا گفته معصومین دیگه. یا حتی در حال معاصر سخنان امام و رهبر که یک نمونش رو عرض میکنم: امام خمینی رحمه الله علیه می فرماید:- در روایات هست که بچه هایتان را به غیر آن طوری که خودتان هستید و برای زمان آینده تربیت کنید؛ چرا که اینها در زمان آینده، باید دست به کار مملکت و کشور شوند. شما بچه ها را از سیاست، از این طور چیزها دور نگه ندارید. دور نگه داشتن بچه ها از سیاست، موجب این می شود که وقتی- در آینده -، فرزند وارد اجتماع می شود، مثل یک آدم کوری وارد اجتماع شود. آنهایی که می خواهند بعداً دراین کشور زندگی کنند وامور کشور در دست آنها باشد، باید از قبل آگاه باشند و باید از قبل به دست شما و به تعلیم شما به آنها گفته بشود وبرای آینده آنها را تربیت کنید -.

با سلام به شما و سلام به دقت مومنانه ی شما. لطفا عین عبارت أمیرالمومنین حضرت علی صلوات الله علیها را مرقوم نمائید. احتمالا « کلمه تربیت » را مترجم آورده و در عبارت اصلی چیز دیگری است. بیانات نورانی حضرت امام رحمه الله علیه و مقام معظم رهبری دامت برکاته هم بر مبنای فرهنگ رایج بوده و هست و احتمال قوی اینست که منظور آن دو بزرگوار ، « هدایت و ارشاد » بوده و قطعا با « تربیتی » که روانشناسان مروج فرهنگ غرب آنرا ( به معنای ایجاد عادتهای مطلوب )( کاری که در سیرک انجام می شود ) دنبال می کنند ، بسیار فرق دارد.

زهرا     1395/04/28 - 22:26
سلام استاد خسته نباشید من واقعا نظام فکریم بهم ریخته.طبق صحبت های شما انسان فقط مسئول خودشه و باید مراقبه کنه. پس جایگاه امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟واجبه،جزو ارکانه دینه،قومی به خاطر عدم رعایت همین نکته عذاب شدن. ممنون میشم راهنمایی کنید

با سلام به شما و سلام به دغدغه های مومنانه شما. قطعا هر یک از ما ـ هر لحظه ـ در حال « آزمایش » و امتحان الهی هستیم پس به حکم عقل و به حکم صدها آیه ی قرآن مثل آیه 105 سوره مائده ، ما فقط باید مراقب نیت ، افکار و گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع سیاسی اقصادی .... خودمان باشیم. درباره أمر به معروف (که با دعوت به خیر ، هدایت ، ارشاد ، انذار ، نصیحت ، موعظه و ... خیلی فرق دارد و متأسفانه بزرگان ، مفهوم آنرا خیلی روشن نکرده اند) پاسخ اجمالی اینست که أمیرالمومنین صلوات الله علیه در اوائل وصیتنامه نورانی خود (نامه ی 31 نهج البلاغه) می فرمایند : وامر بالمعروف تکون من أهله . أمر به معروف کن تا خودت أهل آن شوی. (مثل وقتی که دانش آموزان کتاب و دفترشان را به مادرانشان می دهند و درس را برای آنان تعریف می کنند تا برای امتحان فردایشان آماده شوند ضمن اینکه مادران هم می توانند از آن مطالب بهره ببرند.) پس به معنی « تحمیل » خود به دیگران و یا « تحکم کردن » نیست. ضمنا توجه دارید که حضرت امام حسین صلوات الله علیه « أمر به معروف » را برای « مبارزه با دولت غاصب و نالایق یزید » و « خواص بی بصیرت » و « خواص ساکت » و « خواص مزدور » مطرح فرمودند و امروز این « مهمترین واجب اسلامی ، باید برای دولتی به کار گرفته شود که وقیحانه دروغ می گوید و برای کدخدای جنایتکار خوش رقصی می کند و « دیوث » خوانده می شود و « محدود کردن » این « مهمترین واجب اسلامی » به مسئله حجاب آنهم فقط برای بانوان ، منطقی و اسلامی نیست و بی حرمتی به این « تکلیف اساسی » است.

دشتی     1395/04/27 - 23:28
سلام استاد...خدا قوت...چطور میتونم کتابهای شما رو تهیه کنم؟

با سلام به شما. نشانی مدرسه دانشجویی در قسمت بالای همین سایت درج شده است. لطفا ملاحظه بفرمائید.

محمدرضا     1395/04/25 - 09:06
سلام من پدر ایلیا هستم..... (به دلیل طرح پرسش خصوصی در این بخش ، این پرسش از طرف مدیر سایت حذف شد )

با سلام به شما و سلام به تمام پدران دلسوز و مهربان. چون این بخش ( پرسشهای متفرقه ) در معرض دید عموم قرار می گیرد ، لذا لطفا مطلب خود را در بخش « پرسش های خصوصی و خانوادگی » مطرح کنید تا پاسخ مرا فقط با ایمیل خودتان دریافت کنید.

محمد صدیقی     1395/01/13 - 12:06
باسلام .ضمن تبریک سال نو وفرا رسیدن حیات جدید طبیعت امید است زندگی پیش روبا فرهم شدن زمینه های ازادی ، عدالت و....برای ملت فهیم ایران فرصت توسعه انسانی فراهم گردد. پروردگارا ترا به عزت وجلالت وبحق عظمت رسول اکرم(ص)وبه بزگواری معصومین شیعیان ایران را عزت ، مهربانی ، سلامتی و......عطا فرما . سایت زیباییست . خدا قوت . موفق باشید.

با سلام و تشکر از ابراز محبت شما من هم از بارگاه الهی برای شما برادر فرهیخته و أهل قرآن ، موفقیت روزافزون و عاقبت به خیری مسئلت دارم.

ليلا ايروانى     1394/12/25 - 16:07
سلام استاد من در كلاس نجوم ثبت نام كردم خيلي برام جالب بود كه خدا شناسي از نجوم وعظمت خالق انها ببينم وتحقيق كنم اما تا در كلاس مبحث اعجاز خلقت وبيان ان هم كلاسيها كه از نظر اعتقادى مذهبى نيستن شروع ميكنن به گلايه كه چرا اعجاز علمى قران ربط ميدين به علم فلك ونجوم من در نهايت تآسف بلد نيستم جواب اونارو بدم كه تمام علوم نظرى وعلمى وعقلى وفلسفى در قران موجود است وچه خوب است كه مطالب علوم جديد فلك با قران مطابقت كنيم كه به ايمانمون وعقيدمون كمك كنيم كه بشتر بشه هم كلاسيها معتقدن كه نبايد بين دين وعلم ربط دهيم نظر شما چيه استاد لطفا رهنمايي كنيد ممنون ميشم

با سلام به شما و سلام به شوق و دلسوزی مومنانه ی شما . قبول دارید که هر کشف علمی ، فقط با تفکر و تعقل رخ می دهد و اساس دین اسلام هم بر مبنای تفکر و تعقل است. پس شاید اگر به جای تاکید بر اطلاعات نجومی ( که ممکن است تغییر کنند) ، بر ضرورت و تمرین تفکر و تعقل صحیح قرآنی تاکید کنید بیشتر بتوانید عظمت آفرینش را تفهیم و افراد را به دین فطریشان نزدیک کنید. امیدوارم همواره شادکام و در تفکر و تعقل سازنده موفق باشید.

عفت قاسمی     1394/11/27 - 07:39
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی، بنده سوالی داشتم حدود 15 سال قبل در محضر شما دوره هایی را گذراندم و ضمن آن فراگیری دوره ها که بسیار برایم سودمند بود آموختم که میتوانیم پشت سر همسرمان در حانه نماز جماعت بخوانیم و من از اولین روزهاز ازدواجم به اینکار مبادرت داشتم، که ذر طی آن بسیاری از ایرادات نماز همسرم رابا اطلاهاتی که از احکام و صحت نماز داشتم برطرف شد. اما هنوز ایشان در قرائت حمدو سوره شان ایراداتی دارند و اصلا بصورت تخصصی و با مخرج صحیح کلمات نماز را ادانمیکنند میخواستم بدانم آیا شما با این وجود هم توصیه به ادامه اینکار دارید. البته لازم است بگویم اینکارم سبب شد همسرم که در دوران مجردی اهل نماز و روزه نبودند یا گاهی نماز میخواندند الان حتی الامکان نمازشان را در اولویت و اول وقت میخوانند.

با سلام به شما و سلام به مقام والای زن که اگر خودش را به درستی بشناسد می تواند مظهر صفات جمال الهی و سرشار از عقلانیت و شورو نشاط و امید و زندگی باشد و نگاه اطرافیانش را آسمانی کند. اولا : معلوم نیست که حساسیت و تشخیص شما مطابق با نظر شرع باشد یا خیر. ثانیا : هر چند تلفظ کلمات ( حتی الامکان ) باید درست باشد اما هدف نماز نیست. زیرا افرادی که قدرت تکلم ندارند و کلمات را در نماز اصلا تلفظ نمی کنند اما اگر نماز را « اقامه » کنند نمازشان قبول است و از انواع آتش محفوظ می مانند. توجه دارید که نهروانیان و سپاه عمر سعد در کربلا و وهابیون به خاطر اشکال در تلفظ نمازشان جهنمی نشدند بلکه آنها از اقامه نماز رویگردان بودند. ضمنا برخی از ائمه جماعات هم به خاطر ترک زبان بودن و علل دیگر ممکن است تلفظشان ایراد داشته باشد اما خللی در نماز مأمومین به وجود نمی آید. اسلامی که از ما می خواهد در حج و عمره به اهل تسنن و گاه وهابی اقتدا کنیم افق والاتری را برای ما می خواهد. امیدوارم با شیرین زبانی و هنرمندیهای خدادادی و فراوان و هنر هدایت نامحسوس خود بتوانید تلفظ ایشان را هم به تدریج اصلاح کنید و مهمتر اینکه بتوانید در « اقامه » نماز در تمام ابعاد زندگی خود موفق و موید باشید. إن شاء الله تعالی

صدیقه قمری     1394/11/09 - 13:21
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار بنده از شاگردان شما هستم و شغلم معلمی است اولیا یکی از شاگردانم دچار مشکل خانوادکی اورژانسی است و به من برای مشکلش مراجعه کرد ه ومن میخواستم ببینم شما ایا میتوانید به اینجانب در این مورد راهنمایی کنید با تشکر از لطف شما

با سلام به شما لطفا اگر صلاح می بینید ایمیل مرا به آنها ارائه کنید اما از اینکه واسطه قرار بگیرید خودداری کنید : ghofrani23@chmail.ir

مجید     1394/08/25 - 15:49
سلام علیکم. بنده از دوستان آقا روح الله بیات هستم(همسفر کربلای شما)، اگر افتخار بدید برای تحقیق و کار قرآنی در خدمت هستم. شماره تماس بنده ۰۹۱۰۹۷۴۴۳۴۵

با سلام به شما به ایمیل شما ارسال شد. موفق باشید.

بابایی     1394/08/14 - 23:40
با سلام لطفا برنامه ریزی برای خانمهای خانه دار را برایم ارسال فرمایید

با سلام به شما. به ایمیلتان ارسال شد. موفق و موید باشید.

فایزه الهیاری     1394/08/11 - 18:35
واقعا ممنونم از زحماتتون .فقط میخاستم بدونم جلسات تمرین مشاوره یا هنر زن بودن رو صوت های همه جلسات رو نمیذارید؟

با سلام متاسفانه در قراردادن فایلهای صوتی با محدودیت هایی روبرو هستیم.حجم فایلها بسیار زیاد است و امکان قراردهی همه آنها در فرصت کم وجود ندارد و فایلها میبایست تک تک کم حجم گردند. به همین دلیل ، فایلهای صوتی نسبت متون و محتواهای دیگر با کندی بیشتری بر روی سایت قرار میگیرند. در حال حاضر در صورت نیاز میتوانید فایلها را از مدرسه دانشجویی تهیه بفرمایید

ایوب ترکیان     1394/06/19 - 18:48
http://cdn.persiangig.com/public/RLFGyF7NGZ

با سلام به شما استاد ارجمند و قرآن پژوه عزیز . ممنون از تماس شما . لطفا زمان و محل جلسات قرآنی خود را بفرمائید تا افتخار حضور پیدا کنم و اگر افتخار بدهید و از فعالیتهای قرآنی مدرسه دانشجویی قرآن و عترت بازدید بفرمائید بسیار خوشحال خواهیم شد. لطفا پاسختان را با ایمیل من اعلام فرمائید : ghofrani23@chmail.ir

مطهره تابش     1394/05/31 - 00:43
سلام لطفا برنامه کلاس را با توجه به موضوع کلاس در سایت اعلام فرمایید بعضی از دوستان اطلاع نداشتند خیلی متشکر

با سلام منظورتان برنامه کدام کلاس است ؟

فاطمی     1394/05/29 - 22:51
سلام وخدا قوت ببخشید این کلاس ها در چه شهری تشکیل میشوند؟

با سلام به شما و تبریک میلاد ثامن الأئمه حضرت امام رضا صلوات الله علیه. محل کلاس های مستمر در تهران است. اما گاهی در شهرستانها هم کلاس های موردی برگزار می شود. اگر مایل باشید نام شهرتان را با ایمیل بفرمائید تا اگر کلاسی در شهر شما برگزار شد دعوت شوید.

تقى پور     1394/05/09 - 21:17
سلام وقت بخير. اين كلاسا كجا برگزار ميشه؟ من ساكن مشهد هستم. يا اين كه اين كلاسا همش تهرنه؟ من خيلى دوست دارم باشم

با سلام به شما و سلام به شوق مومنانه ی شما. شما می توانید از طریق ایمیل در یک کار قرآنی شرکت کنید : ghofrani23@chmail.ir

fateme     1394/04/22 - 12:50
با سلام و احترام آیا آقای دکتر مشاوره پیش از ازدواج هم می دهند ؟ اگر می دهند کجا و کی مراجعه کنیم؟ ممنون

با سلام به شما. لطفا فقط از طریق ایمیل زیر مسائلتان را مطرح کنید : ghofrani23@chmail,ir

amini     1394/03/31 - 14:19
سلام استاد ...من پارسال تا قبل از مکه تقریبا بیشتر کلاسهای دوشنبتون شرکت میکردم اما بعد از اون بخاطر مشکلات درسی نتونستم متاسفانه....واقعا دلم برای کلاسها تنگ میشه ...امیدوارم بتونم چند جلسه از تابستون بیام ولی الان هم کلاس دارم .... به من گفته بودن کلاس ها فردا شروع میشه خیلی خوشحال شدم ولی متوجه شدم که از هفته ی آیندست ... به امید حضور در کلاس و دیدار دوباره شما...التماس دعا

از لطفتان ممنون. عاقبت به خیر باشید. إن شاء الله تعالی.

دانش     1394/03/23 - 07:27
سلام علیکم در صورتی که امکان داشته باشد خوشحال می شوم فایلهای صوتی خود را به آدرس ایمیل اینجانب ارسال کنید و اگر نرم افزار خاصی برای کم حجم شدن آنها مد نظر دارید اعلام نمایید تا در این زمینه کمکی کرده باشم. حداکثر حجم مورد نظر خود را اگر اعلام نمایید سعی می کنم در اسرع وقت نسبت به عودت فایلها جهت بارگزاری در سایت اقدام نمایم. با تشکر

مدیرفنی سایت : باسلام و سپاس از لطف شما.امکان چنین کاری وجود ندارد چون حجم فایلها بسیار بالا بوده (تقریبا هر فایل 70 مگابایت) و امکان ایمیل نمودن آنها وجود ندارد. ان شالله سعی میکنم به زودی بتوانم فایلهای صوتی بر روی سایت قراردهم. التماس دعا

دانش     1394/03/17 - 15:44
سلام علیکم آیا حضور در کلاسها برای افراد متفرقه آزاد است؟ در صورت مثبت بودن لطفاً محل تشکیل کلاسها و زمان برگزاری آنها و عناوین دوره های آموزشی را در سایت خود بارگزاری نمایید. با تشکر

با سلام : حضور در کلاسها آزاد است. یکشنبه ها : ساعت 11 تا 12.45 خیابان کارگر شمالی بعد از کوچه رهنما مدر سه دانشجویی قرآن و عترت یکشنبه ها : ساعت 13.45 تا 15 و از 15.15 تا 17 خیابان 16 آذر پلاک 25 طبقه دوم مدرسه دانشجویی اهل بیت. دوشنبه ها : از 16 تا 18 کارگر شمالی بالاتر از کوچه رهنما مدرسه دانشجویی قرآن و عترت. جزئیات را لطفا از 88962724/ 88968309 بپرسید.

دانش     1394/03/17 - 09:32
سلام علیکم، کلاسهای صوتی شما را تماماً گوش داده و استفاده کردم اما در مورد بخش مکتوبات، نگارش ضعیف است و به نظر می اید عین صحبتهای شما که معمولا با لحن و آوا می تواند معنی بیابد را نگاشته اند. در صورت امکان در مورد سایر مکتوبات اگر فایل صوتی وجود دارد در سایت خود بارگزاری نمایید. با تشکر

با سلام . فایلهای صوتی باید با نرم افزار مخصوصی کم حجم شوند تا در سایت قرار بگیرند عزیزانی که امکانش را دارند وقت ندارند و عزیزانی که وقت دارند امکانش را ندارند. پیگیر هستم که این تقاضا اجرایی شود. إن شاء الله تعالی

جعفری     1394/03/16 - 20:41
سلام استاد گرامی کلاسهاتون کی برگزار میشود هفته.پیش آمدم نبود ودرست جوابم را ندادند چون مسیرم دوره سخت مراجعه میکنم ومشتاق کلاستان هستم لطفا پاسخم را بدهید ممنون

با سلام به شما و عذرخواهی از اینکه به زحمت افتادید إن شاء الله از یکشنبه هفتم تیرماه و دوشنبه هشتم تیرماه کلاسهای مدرسه دانشجویی و از چهارشنبه دهم کلاس لانه را شروع خواهیم کرد.

دانش     1394/03/10 - 09:59
ضمن تشکر از پاسخ جنابعالی. با توجه به اینکه درحال حاضر خواستگاران اینجانب همچنان یا با فاصله بسیار سنی کمتر می باشند و یا مردان متاهل هستند آیا امکان دارد پرسشنامه موجود در سایت شما را تکمیل و ارسال نمایم؟ در صورت مثبت بودن پاسخ لطفاٌ نحوه ارسال آن را مشخص نمایید. با تشکر

با سلام به شما. قبلا توفیق « معرفی افراد به یکدیگر » را داشتم و صدها « پاسخنامه » نزد من بود اما چند سالی است که این توفیق را به خاطر « حواشی زیاد آن » و « کثرت مشغولیت هایم » از دست داده ام و لذا به ندرت و از موارد خاصی « پاسخنامه » دریافت می کنم. بنابراین شما هم می توانید پاسخنامه ی خود را برایم بفرستید اما نباید « توقع و عجله » داشته باشید. البته مطمئن هستم اگر بر « آمادگی های خود برای این أمر مقدس و پیچیده » بیفزائید از الطاف الهی بیش از پیش برخوردار خواهید شد.إن شاء الله تعالی

دانش     1394/03/04 - 12:52
سوال: با سلام. از فایلهای صوتی کلاسهای شما در مورد قبل و بعد از ازدواج استفاده می کردم که سوالی ذهنم را مشغول کرد. در دانشگاهها واحد مشاوره اقدام به تهیه لیست افراد دانشجو و غیر دانشجو در سنین مختلف می نماید تا در امر ازدواج آنها نسبت به معرفی افراد مناسب با شرایط آنها اقدام نماید. چقدر این کار صحیح است و اینکه آیا قابل اعتماد است؟ در صورت ازدواج با اینگونه آشنا شدن دو طرف آیا مشکلی در آینده ایجاد نمی شود؟ آیا در سایت شما نیز چنین اقدامی صورت می پذیرد؟ آیا افرادی که در سنین بالای 45 سال هستند چنین اقدامی می تواند مفید باشد با توجه به اینکه معمولا این افراد کمتر خطر می نمایند؟ با تشکر از پاسخ و راهنمایی شما

با سلام به شما . اگر بدون ارائه عکس و با ارائه پرسشنامه انجام می شود خوب است. و اگر باور داشته باشید که انسان در دنیا در حال آزمایش است و باور داشته باشید که او به خاطر داشتن فکر و عقل و اراده ، مختار و مسئول افکار و گفتار و رفتار و اخلاق خویش است ، پس باید باور داشته باشید که وراثت و محیط و رفیق و همسر هرگز نمی توانند شما را به کاری مجبور کنند پس می توانید با حداقل ویژگیها با افراد مجاز ازدواج کرد و به خودشکوفایی رسید. امیدوارم در ازدواج عاقلانه و زندگی مومنانه و بندگی عاشقانه موفق باشید.

شهرزاد شاهسون     1394/02/19 - 11:40
با عرض سلام ادب واحترام من طلبه سطح 3 در رشته علوم وقرآن وتفسیر هستم وباید موضوعی را برای پایان نامه داشته باشم متاسفانه وقت هم ندارم از سال 91موضوع دادم .رد شده وانگیزه ام را از دست داده بودم ولی ان شاءالله با توان مضاعف می خواهم شروع کنم موضوعی ندارم از شما تقاضای موضوع دارم با تشکر فراوان التماس دعا

با سلام به شما لطفا با ایمیل تماس بگیرید تا موضوعاتی را خدمت شما پیشنهاد کنم : ghofrani23@chmail.ir

قاسم زاده     1394/02/09 - 23:20
سلام. خدا قوت. آیا این کلاسها همه به استادی آقای دکتر غفرانی برگزار می شود؟

با سلام و با اجازه ی بزرگترها ، بعله.

زهرا     1394/02/03 - 17:13
در یکی از کلاسهای شما شرکت کردم بسیار استفاده کردیم و ممنونم متاسفانه چندی هست که با همسرم اختلاف بیدا کردم شبکه های اجتماعی گسترش بیدا کرده و ایشان در گروه های مختلط که جک های به دور از حیا میفرستند عضو هستند و حاضر به بیرون امدن از این گروه ها هم نیستند به نظرتون چه کنم؟

با سلام به شما و سلام به عظمت وجودی زن. لطفا با ایمیل تماس بگیرید تا نکاتی را خدمتتان عرض کنم : ghofrani23@chmail.ir

كاظمي     1394/01/31 - 13:42
لطفا فايل هاي صوتي سخنراني هاي ديگر ي از استاد غفراني را در سايت قرار دهيد. ضمنا فايلهاي صوتي فرداي ازدواج چرا كامل قرار داده نشده است و فقط ۶ فايل است. با تشكر از زحمات شما

با سلام ان شالله سعی میکنیم در نسخه جدید سایت این موارد رفع گردند و ان شالله فایل های صوتی کلاس ها با نظم بیشتری بر روی سایت قرار گیرند

فاطمه     1393/10/08 - 01:54
سلام ممنو از مطالب خوبتون با افتخار سایت رو در وبلاگ( انتظار مهتاب )لینک کردم http://entezaremahtab.blogfa.com/

سلام.سپاس از شما