فرآیند زندگی از منظر قرآن - جلسه 6



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه ششم فرآیند زندگی از منظر قرآن

انسان به نحوی آفریده شده و هدایت شده است که در 7 سال سوم زندگی بتواند بدیهیات عقلی و منطق انسانی خودش و املاک ومبانی تفکر و اندیشیدن و سامان دادن ذهن و نفسانیت خود قرار دهد و با هر شک و تردید و وسوسه و القاء غلطی مقابله کند و به رشد و خود شکوفایی برسد .

در واقع انسان اگر تلاش کند خودش را به درستی بشناسد میتواند نقش و ماموریت و رسالت خود را در خانواده و اجتماع و جاهن کشف کند و تکلیف خودش را بفهمد و از انجام آنها "لذت" می برد .

انسان مکلف فردی است که دائما بر افکار و گفتار و اخلاق خودش نظارت و مراقبت دارد و رفتارش را محاسبه می کند تا " عرض و طول و عمق و ارتفاع " و عطر زندگی او روزافزون باشد .

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5 / حج ﴾ 

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿67/ غافر ﴾

خدا فرموده ما شما را طفل به دنیا می آوریم تا به بلوغ برسید بنابراین فقط انسان است که از آیینه و پاک کن و از عذر خواهی و توبه و ..... استفاده میکند و از رفتار خود پشیمان یا خوشحال می شود و حسابرسی و محاکمه و مجازات و پاداش در دنیا و آخرت برایش مطرح است

به عبارت دیگر ، زندگی انسان ظهور باورهای اوست و اندیشه های او انگیزه های رفتاری او را مدیریت می کند .

ای برادر تو همان اندبشه ای              ما بقی تو استخوان و ریشه ای

از این منظر مهم ترین خطر برای انسان این است که جاذبه ها و کشش های بیرونی و تمایلات و غرایز درونی او را از خود و از قدرت تفکر و تعقل خود و باورهای عقلانی و نظری خود غافل کند و از بلوغ و منطقی و مکلف شدن باز دارد در این صورت پراکندگی و  آشفتگی ذهنی او سامان پیدا نمی کند و پرسش های اساسی او بی پاسخ می ماند و از شخصیت انسانی خود عقب می ماند  .

و رشد و فرآیند زندگی او مختل و او به گمراهی و سقوط وادار می شود . فرد گمراه مانند قایقی بی بادبان یا هواپیمای بدون خلبان اسیر حرف مردم و حوادث و تلاطم محیط خواهد شد و از دلهره  و افسردگی و روحیه ی متغیر خود و بی هویتی و بیهودگی و بی تکلیفی در زندگی و غم و غصه و نداشتن نگاه و امید به آینده رنج می برد و مزاحم آسایش دیگران نیز می شود .

افزایش بیش از پیش جوانان و مردان و زنان بی حوصله و بی اندیشه  و بی انگیزه و افسرده و تنبل و ناامید و زود رنج و عصبانی در جوامع توسعه یافته و تعداد روز افزون زندانیان بزه کار و مجرم و افزایش روز افزون خشونت و جنایت در جهان از نشانه های این غفلت ها و از خود بیگانگی فراگیر است لذا از منظر قرآنی و جه تمایز بشر از سایر مخلوقات کور دلی و " طغیان" است

اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿15/ بقره ﴾

اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿ 17/ نازعات ﴾

فَأَمَّا مَن طَغَى ﴿37﴾

وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿38﴾

فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿39﴾ سوره نازعات

 

پس غالب مردم دنیا دچار طغیان و دنیا طلبی هستند

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ﴿10﴾

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿11﴾ سوره حجر

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿11﴾ سوره شمس

 

عامل طغیان ؟؟

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿1﴾

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿2﴾

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿3﴾

الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿4﴾

عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿5﴾

كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى ﴿6﴾

أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿7﴾  سوره علق

انسان چون استغنا دارد – جنس انسان طغیانگر است

استغنا احساس بی نیازی می کند

وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿8﴾

وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿9﴾

فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿10﴾  سوره لیل

استغنی یعنی چه ؟؟

استغنی یعنی طلب بی نیازی – بخواهم محتاج نباشم این کلمه سه بار در قرآن  درباره ی افراد گرفتار کبر و غرور و ثروت و غفلت استعمال شده  است

استغنا به دو شکل ممکن است : 1- طلب بی نیازی از خلق   2- طلب بی نیازی از خالق

در طلب بی نیازی از خلق در قرآن کلمه عفت استفاده شده

استغنا که در قرآن سه بار بکار رفته استغناء از خالق است و علت آن از علاقه و تعلق و وابستگی و دلبستگی

2- احساس مالکیت

درمان طغیان :

اگر انسان " فقر ذاتی " خود را بفخمد اعتراف می کند که :

اللهم ما بنا من نعمه فمنک لا اله الا انت استغفرک و اتوب الیک

از خودم و از اطرافیانم به خالق پناه می برم

چنین انسان فقیری حیثیت و هویت مستقلی برای خود نمی بیند

لذا اولین باورش این خواهد بود که :

انالله

لذا امیرالمومنین فرمودند : ان قولنا ان لله ، اقرار علی انفسنا بالملک ....

انا لله اعتراف به مملوکیت خویش است قصار 99

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿15﴾ سوره فاطر

 

خیر چیست ؟؟

خیر هر چیزی است که فقط از الله خواسته شود و عامل عزت دنیا و آخرت باشد

من این لی الخیر یارب و لا یوجد الا من عندک

دعای 15 صحیفه

شر ، هر چیزی است که از دون الله خواسته شود و عامل ذلت دنیا و آخرت است

بنابراین اگر عزت خود را حفظ کنیم هرگز مورد سوء استفاده قرار نمی گیریم یعنی تحت تاثیر : تهدید و تطمیع و تحریم و توهین و تمسخر و سلطه گری و بی احترامی و ذلت قرار نمی گیریم .


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است