فرآیند زندگی از منظر قرآن 2 - جلسه 9



بسم الله الرحمن الرحیم

فرایند زندگی از منظر قران جلسه نهم

تاریخ:95/1/30

 

نقطه شروع فرایند زندگی

بنظر میرسدکه هر انسانی از لحظه تولد تا پایان دوران کودکی تمام توجهش به اطراف خود وبه بیرون است وتقریبا هیچ توجهی به"خودش" ندارد(پس هر که توجهش به بیرون است در دوران کودکی خود مانده است)داستان فرایند زندگی از لحظه ای شروع  میشود که توجه انسان به بودن خودش جلب شودشروع،اغازرعایت حدود است قبل از ان بچه ،احساس مسئولیت نمیکند وبه سمت هوس خود میروداما بعداز طفولیت ،به بودن خودش توجه میکندنه به خودش.خاصیت این توجه این است که:

اولاً:هرانسان سالمی قطعا وبطور بدیهی بودنِ خود را درک میکند(چه باسواد چه بیسواد-چه در خواب وچه در بیداری وچه اعتراف بکند یا اعتراف نکند) اشتباهاً مابودن ِخودرا،"هستی"میگوییم ولی"هستی"نیست بلکه بود است بود،نمودهستی است زیرا هستی زمان ندارد،انقطاع ندارد

زیرا بدون درک از بودن هیچ رفتار وتلاش انتخابی از هیچ انسانی وحتی حیوانی سرنمیزند (حتی حیوان درکی از بودن خود دارد که انگیزه را از غریزه خود میگیرد)پس مبنای تمام فعالیتهای موجود زنده همین"درک بودن" است وبنظر میرسد علتِ افسرگی این است که فرد "بودن"خودش را باور ندارد

ساحل افتاده گفت                      گرچه بسی زیستم

هیچ نه،معلوم شد                      آه که من کیستم

موج زخود رفته ای                   تیز خرامید و گفت

هستم اگر میروم                       گر نروم نیستم

پس چه زیبا قرآن می فرماید: "وان للانسان الی ما سعی و ان سیعه سوف یری (نجم 40) "

پس انسان سعی اوست و ابراز و احساس است. سعی حتما آگاهانه است و انسان برای تعالی و تقرب، نیاز به سعی دارد.

ثانیا هر انسانی وقتی به حدی از بلوغ می رسد حداقل از خودش می پرسد "بودن من از کجاست؟" البته چون از اولین لحظه ی تولد خود را در آغوش مادر می بیند لذا شاید تا مدتی گمان کند که بودن او از مادر است. اما در سنین بالاتر تقریبا تمام افراد بشر می فهمند که خود مادر هم مصنوع است و در بودنش مستقل نیست بنابراین در اندیشه ی تمام افراد بشر این پرسش "از کجا آمده ام؟" همواره مطرح است. قرآن به خاطر همین درک و پرسش بدیهی برای راهنمایی تمام افراد بشر و فعال کردن تفکر و تعقل آنها دو پرسش مطرح می کند:

احتمال اول) خودم به خودم بود داده ام

احتمال دوم) تصادفی به وجود آمده ام

ام خلقوا من غیر شیئ   آیا از هیچی و عدم و نیستی پدید آمدند؟

ام هم الخالقون   یا خودشان پدید آورنده ی خودشانند (52طور35)

 

اما قران به این دو پرسش خود، پاسخ نمی دهد زیرا :

پاسخ آنها برای تمام افراد بشر امری بدیهی و منفی است و تا به امروز هیچکس ادعا نکرده من خودم خودم را خلق کرده ام و یا من از نبود پدید آمده ام، به عبارتی تا کنون هیچ فردی خودش را خالق خود نپنداشته و ادعای از هیچ بودن هم نکرده است

آیات 22 و 23 سوره یونس

هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُکُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذَا کُنْتُمْ فِي الْفُلْکِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَ جَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِينَ‌ (22)

او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد؛ زمانی که در کشتی قرارمی‌گیرید، و بادهای موافق آنان را (بسوی مقصد) حرکت میدهد و خوشحال می‌شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‌وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها می‌آید؛ و گمان می‌کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود!»

فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُکُمْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُکُمْ فَنُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ (23)

امّا هنگامی که خدا آنها را رهایی بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. ای مردم! ستمهای شما، به زیان خود شماست! از زندگی دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوی ماست؛ و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم

پس اولا حتما خدا را می خوانند، دوما با خلاص می خوانند، سوما از او کمک هم می خواهند. پس باید در پاسخ سوال قبل (از کجا آمده ام؟) پاسخ سومی را پذیرفت که درک آن هم برای همه بدیهی است و آن این است که:

خالق هر لحظه ما را می آفریند. هر لحظه "بود" رخ می دهد، آفرینش ان به ان است پس اگر من یک لحظه غفلت کنم نابود می شود. چنانکه فرعون اول هلاک شد بعد غرق شد. لذا میبینیم که در طول تاریخ افراد بشر فقط در اسما و صفات او باهم اختلاف داشته و دارند اما در وجود او هیچ تردیدی ندارند 

بعضی می گویند ما را طبیعت ایجاد کرده و یا ما را ماده به وجود اورده، این بدن ظاهر ماست، قالب ماست، بود ما نیست. بود ما در معرض نابودی است "ما عندکم ینفد آنچه نزد شماست نابود شدنی است"

مثلا برخی او را (خالق را) بت- ماده- طبیعت و... می نامند و بیشعور، محتاج، دست بسته و... می پندارند

اما برخی او را الله، رب، خالق و... می نامند و وجود مطلق، یکتا، صمد، عادل، علیم، حکیم، رحمان و... می دانند.

 

آدمها یا دنبال الله هستند و یا دنبال دون الله هستند و به خاطر همین اختلاف در اسم و صفتهای ان خالق موثر، مردم جهان در دوگروه مؤمن و کافر قرار گرفته اند پس ما یا اربابها داریم و یا یک ولی داریم و ما به عنوان یک مسلمان قبول کردیم که آن دیگری خالقی با صفات جمال و جلال است و اولا بودن ما مجازی  و فقط به خاطر اراده ی اوست.

انا لله

جهان بین جمال و جلال پدید آمده است، (جمال، زیبایی و جلال، شکوهی که عاشق جمال می شود) پس گفتیم بودن ما مجازی است، مستقل نیست، حقیقی نیست، مثل تصویر در اینه که مجازی است، حقیقی نیست و در هر لحظه به ما افاضه می شود

در بسم الله الرحمن، رحمن یعنی هرچه داده ،جلوه است، بخشنده نیست

ثانیا اگر بخواهیم این اجازه را داریم که به نزد او برویم:

انا لله و انا الیه راجعون

اما اگر نخواهیم به نزد او برویم که حتما به خاطر بی لیاقتی و بی عقلی و بی معرفتی است باز به خاطر این همه غفلت و جهالت و برای مجازات و انتقام به سوی او بازگردانده می شویم

پس معاد برای همه هست اما رجوع برای کسی است که می خواهد

آیه104سوره مبارکه انبیاء:

يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ کَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِينَ‌ (104)

در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می‌پیچیم، (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی‌گردانیم؛ این وعده‌ای است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهیم داد.

ایه97سوره مبارکه انبیاء:

وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ کَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ کُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذَا بَلْ کُنَّا ظَالِمِينَ‌ (97)

و وعده حقّ [ قیامت‌] نزدیک می‌شود؛ در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمی‌ماند؛ (می‌گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم؛ بلکه ما ستمکار بودیم!

گروه دوم (کسانی که به سوی او بازگردانده می شوند) همان افرادی هستند که از بودن خود برای 1- دیدن زیبایی ها 2- ابراز زیبایی ها، بهره نمی برند.

در قیامت اعمی داریم، نحشرهم یوم القیامة اعمی زیبایی ها را در دنیا ندیدند لذا هلاک و نابود می شوند.

من عرف نفسه فقد عرف ربه

نابالغ کافر "بَه بَه" می خواهد ولی عاقل و بالغ "بَه بَه" می آفریند (کذب بالحسنی، کارشان روی سختی هاست و صدق بالحسنی، زیبایی ها را می بینند و زندگی برایشان راحت می شود)

پس اول باور بودن  خود، بعد درک زیبایی های نقش ،و بعد درک زیبایی نقاش.

جالب اینکه یکی از بخشهای اصلی و مهم تعالیم و ادعیه ی تمام پیامبران و اولیای الهی توجه به صفات جمال الهی است: حضرت سجاد در مناجات راغبین می فرمایند: می خواهم به تو نزدیک شوم و به حضورت برسم تا از نگاه به تو بهره و لذت ببرم و التمتع بالنظر الیک

 

چه افرادی نمی خواهند از راجعون باشند؟

تمام افرادی که جلوه و آیت و مجاز بودن خود را نفهمیده و گرفتار توهم منیت و انانیت  شده اند و آلوده به مقایسه و عجب و تکبر و حقارت و سایر رذایل هستند. هم خود را نیازمند تکامل و تعالی و تقرب به بارگاه الهی نمی بینند و هم به خاطر تخلفات و گناهانشان از هر محاسبه ای گریزان اند (پس دو مشکل دارند اولا هر روز نسبت به روز قبل تنزل می کند یعنی در حال غرق شدن هستند ثانیا به خاطر تخلفات از قیامت می ترسند)

آیه 6 و 7 سوره ی جمعه:

قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَ‌ (6)

بگو: «ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید (تا به لقای محبوبتان برسید)!»

وَ لاَ يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ‌ (7)

ولی آنان هرگز تمنای مرگ نمی‌کنند بخاطر اعمالی که از پیش فرستاده‌اند؛ و خداوند ظالمان را بخوبی می‌شناسد

لذا پیامبران الهی صلوات الله و قرآن ما را به ترک منیت و نفسانیت دعوت کردند چنانکه امام خمینی نیز فرمودند: "نگویید من، این من از شیطان است" زیرا من برای مخلوق وجود ندارد

پس هرکه برای خودش منیت و استقلالی قائل شود به خودش و دیگران دروغ گفته است

ماییم نَه ماییم ُنماییم که ماییم

آن روز که حساب خلق آمد به میان    

آن ذره که به حساب ناید ماییم

پس عامل هلاکت انسان فقط نفسانیت خود اوست. با ندیدن زیبایی ها و ابراز نکردن زیبایی ها

و فرآیند زندگی تابع فهمیدن و باور کردن انا لله و انا الیه راجعون  است

این رجوع حتما پر از توجه است

 

چرا خداوند بهترین و بیشترین امکانات را به غیر مؤمنین داده و می دهد؟

آیه 178 سوره آل عمران

وَ لاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ‌ (178)

آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می‌دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می‌دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند؛ و برای آنها، عذاب خوارکننده‌ای (آماده شده) است!

  • اگر امکانات می دهد برای پر کردن آنهاست، خیری برای آنها نیست

آیه 180 آل عمران

وَ لاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (180)

کسانی که بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمی‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است؛ بلکه برای آنها شر است؛ بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند. و میراث آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.

  • تا گناهانشان اضافه شود

 امیرالمؤمنین صلوات الله نیز فرموده اند:

"آنچه می گویم به عهده می گیرم و خود به آن پایبندم، کسی که عبرتها برای او آشکار شود و از عذاب ان پند گیرد تقوا و خویشتن داری او را از سقوط در شبهات نگه می دارد، آگاه باشید تیره روزی ها و ازمایش ها همانند زمان بعثت پیامبر صلوات الله علیه بار دیگر به شما روی آورد، سوگند به خدایی که پیامبر صلوات الله علیه را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش می شوید چون دانه ای که در غربال ریزند و غذایی که در دیگ گذارند، بهم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد تا آنکه پایین به بالا و بالا به پایین روند آنان که سابقه ای در اسلام داشتند و تا کنون منزوی بودند سرکار می آیند و آنها که به ناحق پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد." خطبه 16 نهج البلاغه

پس بلاها برای امتحان ماست. پس کوشنده ی باشتاب نجات یابد و جوینده ی کندرو را هم امید هست اما مقصر در آتش سرنگون است و نباید هیچ ستایشگری جز خدا را بستاید لذا اگر ما مسبّح باشیم نباید کمترین غری بزنیم زیرا در نظام افرینش جز رحمت چیزی نیست.

 صلوات


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است