فرآیند زندگی از منظر قرآن 2 - جلسه 8



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه هشتم فرآیند زندگی از منظر قرآن دور دوم

تاریخ : 23 / 1 / 95

 

امام هادی علیه السلام زیارت جامعه کبیره را به ماه هدیه داده اند که 14 نکته از آن را یادآوری می کنیم :

1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

خاندان پیامبر را نمی گوییم بیت نبی می گوییم بیت نبوه

2- ساسه العباد : پی دین از سیاست جدا نیست – سیاستمدار ترین افراد بودند 

3- و حجج الله علی اهل الدنیا و الآخره و الاولی

در دنیا و آخرت و اولی حجت بر ما هستند (اولی چیست ؟؟ )

4- السلام علی محالّ معرفه الله

امن ترین راه رسیدن به خدا طریق اهل بیت است .

5- ایّدکم بروحه

ائمه تنها مخلوقاتی هستند که حضرت روح علیه السلام که اعظم ملائکه الهی است همراه اینها هستند .

6- و الباب المبتلی به الناس من اتیکم نجی و من لم یاتکم هلک

ائمه بابی هستند گشوده برای مردم هر کس به اینها متوسل شود نجات یافته هر کس به اینها نرسد حتما نابود می شود .

مهم ترین ابتلاء ما ائمه هستند که ما با اینها چه می کنیم

7- ولایتکم طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا

اهل بیت جلوه ی رحمت و فیوضات و غفران الهی فقط از طریق آنان به مردم می رسد .

8- و برئت الی الله عزوجل من اعدائکم .... ولجاحدین لحقکم و المارقین من ولایتکم و الغاصبین لارثکم و الشاکین فیکم و المنحرفین عنکم ....

شیعیان باید دشمنان خود را بر مبنای ولایت ائمه اطهار شناسایی و از آنها بیزاری بجویید .

9- من اراد الله بدا بکم

امن ترین راه شناخت الهی و تقرب به بارگاه او از درگاه خزائن علم ائمه اطهار است .

10- بکم فتح الله و بکم یختم

اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند در قوس صعود و قوس نزول واسطه ائمه اطهار هستند .

11- و بکم اخرجنا الله ...

تمسک به ولایت اهل بیت عامل نجات از گمراهی و هلاکت است .

12- بموالاتکم علّمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا

ولایت اهل بیت عامل رشد فکری و جبران کننده ی خسارات دنیوی و اخروی است .

13- ان بینی و بین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم

رضایت اهل بیت تنها عامل بخشش گناهان است .

( مشروط به اینکه ولایت را بدرستی داشته باشیم )

14- اللهم انی لو وجدت شفعاء اقرب الیک من محمد و اهل بیته الاخیار الائمه الابرار لجعلتهم شفعائی

اهل بیت پیامبر برترین خلائق و تنها شفیعان روز جزایند .

 

حدیث قدسی :

ماه رجب را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار داده ام هرکس به آن چنگ زند به وصال من رسد ( اقبال الاعمال ج 3 ص 174 )

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : ماه رجب ماه استغفار امت من است .

پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده ی مهربان است .

 

استغفارهای 13 گانه ماه رجب را مورد توجه قرار دهید .

(بعد از زیارت امام رضا علیه السلام )

رب انی استغفرک استغفار حیا ء

رب انی استغفرک استغفار رجاء

رب انی استغفرک استغفار انابه

رب انی استغفرک استغفار رغبه

رب انی استغفرک استغفار رهبه ( چرا نگران نیستیم از دنیا نمی ترسیم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار طاعه ( چرا مطیع نیستیم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار ایمان ( چرا باورهایم روشن نیست ؟ )

رب انی استغفرک استغفار اقرار ( چرا اقرار و اعتراف نمی کنیم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار اخلاص ( چرا اخلاص نداریم و توقع نداریم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار تقوی ( چرا توجه به خدا نداریم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار توکل ( چرا تو را وکیل خود قرار نمی دهیم ؟ )

رب انی استغفرک استغفار زلت ( چرا دنبال ذلت هستیم ؟ )

و استغفرک استغفار عامل لک هارب منک الیک

 

اولین شب جمعه ماه رجب را لیله الرغائب گویند ، باید چشم از مردم و مخلوق برداریم .

شب توجه به مخلوقیت خود و خالقیت خدا و شب خود شناسی و خود سازی و اعلام بیزاری از هواهای نفسانی است که بهترین دلیل و شاهد ، مناجات الراغبین حضرت سجاد صلوات الله است .

( اگر بفهمم خدا مهربانتر از خود من به من است رفتار ما فرق می کند )

 

مناجات الراغبین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِلَهِي به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی اش هميشگى است إِنْ كَانَ قَلَّ زَادِي فِي الْمَسِيرِ إِلَيْكَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ وَ إِنْ كَانَ جُرْمِي قَدْ أَخَافَنِي مِنْ عُقُوبَتِكَ فَإِنَّ رَجَائِي قَدْ أَشْعَرَنِي بِالْأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِكَ وَ إِنْ كَانَ ذَنْبِي قَدْ عَرَضَنِي لِعِقَابِكَ فَقَدْ آذَنَنِي حُسْنُ ثِقَتِي بِثَوَابِكَ وَ إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِكَ وَ آلائِكَ وَ إِنْ أَوْحَشَ مَا بَيْنِي وَ بَيْنَكَ فَرْطُ الْعِصْيَانِ وَ الطُّغْيَانِ فَقَدْ آنَسَنِي بُشْرَى الْغُفْرَانِ وَ الرِّضْوَانِ.
خدايا هرچند در آمدن به سويت توشه ام اندك است ولى گمانم بر توكّل به تو همواره نيكو است، و هرچند گناهم مرا از عذاب تو به هراس افكنده، ولى چشم اميدم ايمنى از انتقامت را به من خبر مى دهد، و هرچند نافرمانى ام مرا را در معرض عذابت قرار داده ولي حسن اعتمادم مرا به پاداشت آگاهى مى دهد، و هرچند بی خبرى مرا از آمادگى براى ديدارت به خواب غفلت انداخته ولى آشنايى به كرم و عطاهايت مرا بيدار نموده است، و اگر زياده روى در گناه و سركشى، ميانه من و تو را تيره ساخته ولى مژده آمرزش و خشنودى ات با من انس گرفته است.
أَسْأَلُكَ بِسُبُحَاتِ وَجْهِكَ وَ بِأَنْوَارِ قُدْسِكَ وَ أَبْتَهِلُ إِلَيْكَ بِعَوَاطِفِ رَحْمَتِكَ وَ لَطَائِفِ بِرِّكَ أَنْ تُحَقِّقَ ظَنِّي بِمَا أُؤَمِّلُهُ مِنْ جَزِيلِ إِكْرَامِكَ وَ جَمِيلِ إِنْعَامِكَ فِي الْقُرْبَى مِنْكَ وَ الزُّلْفَى لَدَيْكَ وَ التَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إِلَيْكَ وَ هَا أَنَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحَاتِ رَوْحِكَ وَ عَطْفِكَ وَ مُنْتَجِعٌ غَيْثَ جُودِكَ وَ لُطْفِكَ فَارٌّ مِنْ سَخَطِكَ إِلَى رِضَاكَ هَارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ رَاجٍ أَحْسَنَ مَا لَدَيْكَ مُعَوِّلٌ عَلَى مَوَاهِبِكَ مُفْتَقِرٌ إِلَى رِعَايَتِكَ إِلَهِي مَا بَدَأْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِكَ فَتَمِّمْهُ وَ مَا وَهَبْتَ لِي مِنْ كَرَمِكَ فَلا تَسْلُبْهُ وَ مَا سَتَرْتَهُ عَلَيَّ بِحِلْمِكَ فَلا تَهْتِكْهُ وَ مَا عَلِمْتَهُ مِنْ قَبِيحِ فِعْلِي فَاغْفِرْهُ إِلَهِي اسْتَشْفَعْتُ بِكَ إِلَيْكَ ، از تو می خواهم به درخشش هاى جلوه ات و به انوار قدست، و هم به سويت زارى می كنم به عواطف مهرت و لطايف احسانت، كه تحقق بخشى گمانم را در آنچه از تو آرزومندم از بزرگى اكرامت و زيبايی انعامت، در راه تقرّب به تو و نزديكى به درگاهت و بهره مندى از نگاه به سويت، هم اينك متعرّض نسيم هاى رحمت و توّجه تو، و خواهان باران جو و لطف بى پايان تو مى باشم، و از خشمت به سوى خشنودیات گريزان، و از تو به سوى خودت فرارى ام، نيكوترين چيزى را كه نزد توست اميد دارم، بر بخشش هايت اعتماد مینمايم، به عنايتت نيازمندم، خدايا آنچه را از فضلت بر من آغاز كردى به انجام رسان، و آنچه را از كرمت به من دادی از من مگير، و آنچه را با بردباری ات بر من پوشاندى آشكار مكن، و آنچه را از زشتى كردارم دانستى بيامرز، خداى از تو به تو شفاعت مى جويم، وَ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْكَ أَتَيْتُكَ طَامِعاً فِي إِحْسَانِكَ رَاغِباً فِي امْتِنَانِكَ مُسْتَسْقِياً وَابِلَ طَوْلِكَ مُسْتَمْطِراً غَمَامَ فَضْلِكَ طَالِباً مَرْضَاتَكَ قَاصِداً جَنَابَكَ وَارِداً شَرِيعَةَ رِفْدِكَ مُلْتَمِساً سَنِيَّ الْخَيْرَاتِ مِنْ عِنْدِكَ وَافِداً إِلَى حَضْرَةِ جَمَالِكَ مُرِيداً وَجْهَكَ طَارِقاً بَابَكَ مُسْتَكِيناً لِعَظَمَتِكَ وَ جَلالِكَ فَافْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ لا تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ النِّقْمَةِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ و از تو به تو پناهنده مى شوم، با اميد بسيار به احسانت به سوى تو آمدم، به خوبي هايت كه بر من منّت گذارى دل بسته ام، به فراوانى كرمت تشنه ام، ابر فضلت را باران طلبم، خشنودى ات را خواهانم، آهنگ آستانت را دارم، به جويبار عطايت وارد آمدم، برترين خيرات را از پيشگاهت خواهشمندم، به جانب حضرت جمالت روانم، ذاتت را اراده دارم، كوبنده در رحمتت هستم، درمانده ام در برابر شكوه و جلالت، با من از آمرزش و رحمت آنگونه كن كه شايسته آنى و نه آنگونه كه سزاوار عذاب و انتقامم، به مهربانى ات اى مهربان ترين مهربانان.

سوره قیامه آیه 23

إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿23﴾

و به پروردگارش مى‏نگرد (23)

سوره سجده آیه 29

قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿29﴾

بگو روز پيروزى ايمان كسانى كه كافر شده‏اند سود نمى‏بخشد و آنان مهلت نمى‏يابند (29)

قبلا گفتیم که اگر بودِ انسان نمودِ مخلوقیت او و خالقیت خدا نباشد تمام زحمات او احباط و ابطال و خودش هلاک می شود و خداوند از او انتقام می گیرد .

انتقام یعنی برخورد خالق با مخلوق به خاطر نعمتهایی که درست استفاده نشده .

سوره سجده آیه 22

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ ﴿22﴾

و كيست بيدادگرتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند قطعا ما از مجرمان انتقام‏كشنده‏ايم (22)

هلاکت یعنی : نابود شدن و از بین رفتن ( از هستی خارج شدن )

ما مخلوق هستیم موجود نیستیم همه وجود است موجود نیست .

اگر محل ظهورش نباشی هیچ چیز نیست .

سوره آل عمران آیه 116 و 117

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿116﴾

كسانى كه كفر ورزيدند هرگز اموالشان و اولادشان چيزى [از عذاب خدا] را از آنان دفع نخواهد كرد و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود (116)

مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هِذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿117﴾

مثل آنچه [آنان] در زندگى اين دنيا [در راه دشمنى با پيامبر] خرج مى‏كنند همانند بادى است كه در آن سرماى سختى است كه به كشتزار قومى كه بر خود ستم نموده‏اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نكرده بلكه آنان خود بر خويشتن ستم كرده‏اند (117)

 

فرآیند زندگی وقتی است که من توجه را داشته باشم

پس اهلاک یعنی : نابود کردن و از بین بردن

سوره بقره آیه 204 و 205

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿204﴾

و از ميان مردم كسى است كه در زندگى اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامى‏دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏گيرد و حال آنكه او سخت‏ترين دشمنان است (204)

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ﴿205﴾

و چون برگردد [يا رياستى يابد] كوشش مى‏كند كه در زمين فساد نمايد و كشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهكارى را دوست ندارد (205)

( بود را نابود می کند ،  از صحنه روزگار حذف می شوند )

سوره بقره آیه 195

وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿195﴾

و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست‏خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد (195)

( هلاکت خروج از حقیقت است )

 

سوال: عامل هلاکت کیست ؟؟

سوره انعام آیات 25 تا 27

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ﴿25﴾

و برخى از آنان به تو گوش فرا مى‏دهند و[لى] ما بر دلهايشان پرده‏ها افكنده‏ايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار داده‏ايم] و اگر هر معجزه‏اى را ببينند به آن ايمان نمى‏آورند تا آنجا كه وقتى نزد تو مى‏آيند و با تو جدال مى‏كنند كسانى كه كفر ورزيدند مى‏گويند اين [كتاب] چيزى جز افسانه‏هاى پيشينيان نيست (25)

وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿26﴾

و آنان [مردم را] از آن باز مى‏دارند و [خود نيز] از آن دورى مى‏كنند و[لى] جز خويشتن را به هلاكت نمى‏افكنند و نمى‏دانند (26)

وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿27﴾

و اى كاش [منكران را] هنگامى كه بر آتش عرضه مى‏شوند مى‏ديدى كه مى‏گويند كاش بازگردانده مى‏شديم و [ديگر] آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم و از مؤمنان مى‏شديم (27)

پس ما خودمان ، خودمان را هلاک می کنیم .

ما زیبایی آیات خدا را نمی بینیم پس زیبایی خدا را هم نمی بینیم .

( زیبایی خدا حقیقی است )

هلاکت مخصوص مخلوق مختار است لذا برای ابلیس و حیوان استعمال نشده است .

( هلاکت هیچ کجا ظهور و بروز ندارد – جن اختیار دارد ولی تعلّق به مال ندارد برای ابلیس فقط لعن گفته شده)

پس فقط خود انسان خودش را نابود می کند و هیچ ربطی به آباء و اجداد ندارد :

( حضرت زهرا سلام الله علیها : پیامبر مثل طبیب دوّار است ولی امام مثل کعبه است که همه باید به سراغ او بروند )

سوره اعراف آیه 173

أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿173﴾

يا بگوييد پدران ما پيش از اين مشرك بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ايشان بوديم آيا ما را به خاطر آنچه باطل‏انديشان انجام داده‏اند هلاك مى‏كنى (173)

( خدا هم ما را مجبور نمی کند ، ما را دعوت می کند )

سوره توبه آیات 41 و 42

انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿41﴾

سبكبار و گرانبار بسيج‏شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است (41)

لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿42﴾

اگر مالى در دسترس و سفرى [آسان و] كوتاه بود قطعا از پى تو مى‏آمدند ولى آن راه پر مشقت بر آنان دور مى‏نمايد و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد كه اگر مى‏توانستيم حتما با شما بيرون مى‏آمديم [با سوگند دروغ] خود را به هلاكت مى‏كشانند و خدا مى‏داند كه آنان سخت دروغگويند (42)

کسیکه خود را محروم می کند از جهاد خود ار هلاک کرده است ( هرگونه وابستگی و دلبستگی باعث هلاکت است )

 

سوال: هلاکت برای چه افرادی هست ؟

سوره احقاف آیه 35

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ ﴿35﴾

پس همان گونه كه پيامبران نستوه صبر كردند صبر كن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده روزى كه آنچه را وعده داده مى‏شوند بنگرند گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده‏اند [اين] ابلاغى است پس آيا جز مردم نافرمان هلاكت‏خواهند يافت (35)

سوره دخان آیه 37

أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ ﴿37﴾

آيا ايشان بهترند يا قوم تبع و كسانى كه پيش از آنها بودند آنها را هلاك كرديم زيرا كه گنهكار بودند (37)

سوره انبیاء آیه 9

ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاء وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ﴿9﴾

سپس وعده [خود] به آنان را راست گردانيديم و آنها و هر كه را خواستيم نجات داديم و افراطكاران را به هلاكت رسانيديم (9)

سوره انعام آیه 47

قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ﴿47﴾

بگو به نظر شما اگر عذاب خدا ناگهان يا آشكارا به شما برسد آيا جز گروه ستمگران [كسى] هلاك خواهد شد (47)

(ظلم – پشت به نور – رحمت – نعمت – علم – معرفت – تجربه – حق ) ؛ پس چون جز خدا چیزی نیست ، پس هر بودی که نمود او نباشد و بوی خودسری و تکبّر و غیر خدا بدهد ، ظلم و فسق و اسراف و جرم تلقی می شود و از بین رفتنی و هلاکت و نابود شدنی است .

 

امام صادق علیه السلام : وقتی می گویید "بسم الله " داغ بندگی را بر پیشانی می زنید .

سوره قصص آیات 76 تا 88

إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ﴿76﴾

قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد و از گنجينه‏ها آن قدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگين مى‏آمد آنگاه كه قوم وى بدو گفتند شادى مكن كه خدا شادى‏كنندگان را دوست نمى‏دارد (76)

وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿77﴾

و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى‏دارد (77)

قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿78﴾

[قارون] گفت من اينها را در نتيجه دانش خود يافته‏ام آيا وى ندانست كه خدا نسلهايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مال‏اندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست (78)

فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿79﴾

پس [قارون] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم] داده مى‏شد واقعا او بهره بزرگى [از ثروت] دارد (79)

وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ﴿80﴾

و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند گفتند واى بر شما براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند (80)

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ ﴿81﴾

آنگاه [قارون] را با خانه‏اش در زمين فرو برديم و گروهى نداشت كه در برابر [عذاب] خدا او را يارى كنند و [خود نيز] نتوانست از خود دفاع كند (81)

وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿82﴾

و همان كسانى كه ديروز آرزو داشتند به جاى او باشند صبح مى‏گفتند واى مثل اينكه خدا روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا تنگ مى‏گرداند و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را [هم] به زمين فرو برده بود واى گويى كه كافران رستگار نمى‏گردند (82)

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿83﴾

آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است (83)

مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿84﴾

هر كس نيكى به ميان آورد براى او [پاداشى] بهتر از آن خواهد بود و هر كس بدى به ميان آورد كسانى كه كارهاى بد كرده‏اند جز سزاى آنچه كرده‏اند نخواهند يافت (84)

إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿85﴾

در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعده‏گاه بازمى‏گرداند بگو پروردگارم بهتر مى‏داند چه كس هدايت آورده و چه كس در گمراهى آشكارى است (85)

وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ ﴿86﴾

و تو اميدوار نبودى كه بر تو كتاب القا شود بلكه اين رحمتى از پروردگار تو بود پس تو هرگز پشتيبان كافران مباش (86)

وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿87﴾

و البته نبايد تو را از آيات خدا بعد از آنكه بر تو نازل شده است باز دارند و به سوى پروردگارت دعوت كن و زنهار از مشركان مباش (87)

وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿88﴾

و با خدا معبودى ديگر مخوان خدايى جز او نيست جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مى‏شويد (88)

همه چیز نابود شدنی است مگر آنکه توجهش به خدا باشد پس لحظاتی که توجه ما به خدا نیست نابود شده ایم .

 

پس فرآیند زندگی لحظاتی است که ما توجهمان به خدا باشد ( این می شود اخلاص )

( همه چیز از جنس خاک است  نابود می شود )

کوچکترین منیت در عالم ما زشت است ، تابعیت محض باید باشد فرهنگ گفتمان خود را اصلاح کنیم .

 

سوال : هلاکت برای چه افرادی نیست ؟؟

سوره هود آیه 117

وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿117﴾

و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند به ستم هلاك كند (117)

هلاک شدن یعنی از نعمت و رحمت الهی خود را محروم کنم .

 

سوال : تحلیل خداوند از انسان ؟؟

من شما را در رنج آفریدیم

یقول اهلکت مالا لبدا ( انسان غافل دائما نگران نابودی مال فانی خویش است )

( اما به فکر و عقل و شعور خود ، و نظارت و هدایت خدا توجهی ندارد )

( الم نجعل له عینین : خدا برای ما دو چشم قرار داده که با یک چشم ظاهر را ببیند و با یک چشم پشت صحنه را ببیند ؛ مثلا موش فقط مقابل خود طعمه را می بیند ، انسان تله را هم می بیند )

( هدیناه : با قرآن و پیامبر و ... ما را هدایت کرده است )

( فلا اقتحم العقبه : پس خود او نخواست که از گردنه عاقبت نگری بالا رود )

 

سوال: میدانید عقبه چیست ؟؟

1- فک رقبه : آزاد کردن بنده – مثلا آزاد کردن از زندان یا آزاد کردن از جهالت

( ابراز نکنم خودم هلاک می شوم )

2- او اطعام فی یوم ذی مسغبه : یا اطعام کنم یا یتیمان نزدیک خود را یا مسکین ها و بیچاره های خاک نشین

( هلاکت یعنی از پیله ی خود در نیامدن )

در اینصورت جزو کسانی می شوم که اصحاب میمنه هستند و هلاک نشده اند اما اگر حس نکنم جزو اصحاب مشئمه هستم یعنی هلاک می شوم ((سوره بلد))

پس مردم دو گروهند : 1- زنده و نجات یافته   2- هلاک و نابود شده

 

سوال: مردم چگونه هلاک می شوند ؟؟

سوره اسراء آیه 16

وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿16﴾

و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم خوشگذرانانش را وا مى‏داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم (16)

النبی الاعظم : ان الدنیا و الدرهم اهلکا من کان قبلکم و هما مهلکاکم

همانا ثروت دنیا پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین نیز مایه هلاکت شماست ( کتاب کافی)

 

سوال: آخرین پیامبر در ورود به بهشت کیست ؟؟

امام صادق علیه السلام : آخر نبی یدخل الجنه سلیمان بن داوود و ذلک لما اعطی فی الدنیا

سلیمان بن داوود علیه السلام به سبب بهره ای است که از دنیا داشت آخرین پیامبری است که وارد بهشت می شود .

 

سوال: لطف خداوند برای جلوگیری از هلاکت مردم ؟؟

1 – سوره قصص آیات 59 و 60

وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ﴿59﴾

و پروردگار تو [هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا [پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برانگيزد كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ويران‏كننده نبوده‏ايم (59)

وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿60﴾

و هر آنچه به شما داده شده است كالاى زندگى دنيا و زيور آن است و[لى] آنچه پيش خداست بهتر و پايدارتر است مگر نمى‏انديشيد (60)

2- سوره شعراء آیات 205 تا 208

أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿205﴾

مگر نمى‏دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم (205)

ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿206﴾

و آنگاه آنچه كه [بدان] بيم داده مى‏شوند بديشان برسد (206)

مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿207﴾

آنچه از آن برخوردار مى‏شدند به كارشان نمى‏آيد [و عذاب را از آنان دفع نمى‏كند] (207)

وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿208﴾

و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود (208)

( رسول می تواند منذر باشد اما منذر رسول نیست )

3- با انواع بلاها و ابتلاها :

( بهترین چیز برای رهایی از هلاکت بلاها و ابتلاهاست )

اللهم عجل لولیک الفرج 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است