فرآیند زندگی از منظر قرآن - جلسه 2



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه ی دوم فرآیندهای زندگی

انسان فقط با انس یا مونس خود می تواند زندگی کند و بودن بدون آن برایش بی معنی و بی ارزش و پوچ است .

مونس انسان باید یا خالق او باشد یا مخلوقی مثل خودش

کدام گزینه بهتر است

می توانیم برای رفع تنهایی خود افراد ، اشیاء ، سک ، گربه ، موسیقی ، ثروت ، قدرت ، عنوان ، مالک ، یا مواد مخدر یا شهوترانی و ... پناه ببریم

اما مخلوق ، هر که و هر چه باشد به خاطر عمر و بیداری و توانایی محدود ، فقط موقت و محدود می تواند با ما باشد

لذا غالب مردم جهان از بی وفایی دنیا ، همسر ، فرزند ، دوستان ، میز ، مقام و .... و بدشانسی خودشان شکایت دارتد و خودشان را ناکام می دانند .

بدترین محدودیت این است که هیچ مخلوقی نمی تواند انیس و مونس و همدم قلب انسان باشد

اما اگر خالقخود را انیس و مونس تنهایی خود باور کنیم ، می توانیم همیشه و نامحدود و با قلب خود عنایت و لطف و محبت او را دریافت کنیم .

وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا (کهف / 14 )

فرازهایی از دعی جوشن کبیر

12) یا انیس القلوب ..... ای همدم دلها

28) یا انیس من لا انیس له

52 ) یا انیس الموحدین

87) یا انیس الذاکرین

...) یا انیس الاصفیاء

95 ) یا خیر مونس و انیس 

در جوشن کبیر 8 بار خدا را انیس و یکبار مونس صدا می زنیم

( انیس صیغه ی مبالغه – مونس اسم فاعل )

زیرا او از خود ما به قلب ما نزدیکتر است

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ( انفال / 24 )

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( ق / 16 )

و چه بد است که اعتماد اکثر مردم به خود ، پزشک ، جراح ، دوست ، همسر ، افوام ، همسایه ، همکار ، و مشاوران و ..... بیش از اعتماد به خداست .

انسان عاقل به موجودی تکیه می کند که محتاج تکیه گاه نباشد و او فقط خداوند است

و آنان که خدا را زندگی خودشان سانسور می کنند همیشه گرفتاری خود سانسوری هستند

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ( حشر / 19 )

( ما الان درشکم ماهی و در ظلمات هستیم )

از کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند .

فراموشی خود باعث فسق است 

دلیل مهمتر در اینکه چرا مونس ما باید خدا باشد

زیرا فقط او زنده و پایدار است : هو الحی القیوم

 و فرمانروایی مطلق جهان در دست اوست :

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ  -  الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ( ملک / 1  و 2 )

یعنی خداوند هر لحظه ما را از دامن مرگ به دامن زندگی می آورد :

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( بقره / 28 )

سوال : مرگ یعنی چه ؟؟

از جمادی مُردم نامی شدم

وز نما مردم به حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم

پس چه ترسم ؟ کی ز مردن کم شدم ؟

.

.

 

.

.

مردن = ترک کردن

پس مرگ یعنی ترک اجباری وضع موجود

در لحظه فقط یک لحظه فرصت داریم .

مرگ یعنی گذر قطعی زمان و ترک وضع موجود با کتمان یا ابراز .

شما به اندازه ی مرگتان حیات دارید .

پس مرگ نیستی و بد نیست .

پس مرگ مقدمه رشد نیست

قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (بقره / 94)

کسانی که تمنای مرگ از خدا ندارند از اولیای خدا نیستند

قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ( جمعه / 6 )

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ( جمعه / 8 )

مرگ بهانه و محرکی است برای قدردانی و استفاده از هر لحظه زندگی .

پس مرگ برای همه هست : اینما تکونوا یدرککم الموت

كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ ( آل عمران / 185 )

البته هر انسانی حداقل دو مرگ دارد :

1- مرگ اصغر ( پایان هر لحظه )

2- مرگ اکبر ( پایان عمر )

مرگ اکبر پایان مردن شماست .

پرسش اول :

اینکه خدا زنده است یعنی چه ؟

یعنی خدا همیشه هست  

مونس آن است که همیشه هست و همه جا هست 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است