فرآیند زندگی از منظر قرآن - جلسه 1



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه ی اول فرآیند زندگی از منظر قرآن

بعد از اینکه به لطف الهی طی سه مرحله خود شناسی و چهار مرحله  نماز و 10 جلسه دعا را گفتیم .

کورکورانه به میخانه مرو ای هشیار

خانه ی عشق بود جامه ی تزویر در آر

عاشقانه در آن خانه مرو بی سر و پا

سر و پایی اگر هست در آن پا نگذار

تو که دلبسته ی تسبیحی و وابسته دیر

ساغر باده از آن میکده امید مدار

پاره کن سبحه  و بشکن در این دیر خواب

 گر که خواهی شوی آگاه ز سر الاسرار

گر ندانی سر عشاق و ندانی ره عشق

سر خود گیر و ره عشق به رهوار سپار

باز کن این قفس و پاره کن این دام از پای

پر زنان پرده دَران رُو به دیدار دلدار

 

تصور کنید همین الان چشممان را می بندیم و تا آن را باز می کنیم می بینیم تمام ثروت دنیا به ما رسیده است در آن صورت چه آرایش  و لباسی و چه ماشین و خانه ای و چه مدرک و وسیله ای برایمان جالب تر وزیباتر و مهمتر است ؟؟؟

وقتی پدر و مادر و برادر و خواهر و همسر و فرزند و همسایه و دوست و دشمن در کنار ما نیستند که با آنها صحبت کنیم  و دعوا کنیم و بحث کنیم و یا خانه  و ماشین و اندازه ی خانه  ونوع مدرک و ... هیچ چیز دیگری هیچ اهمیتی دیگر برایمان ندارد در آن لحظه نه تنها تمام ثروت قدرت و شهرت و اشیا بلکه حتی زندگی هم برایمان بی معنی و بی ارزش و پوچ می شود و با اینکه در آن وقت تمام اسباب شادی و راحتی و تکبر و خودخواهی برایمان فراهم است و دیگر لازم نیست هیچ چیزی را رعایت و خودمان را محدود کنیم اما باز هیچ کدامشان ما را شاد نمی کنند .

چرا ؟

چون تازه آن لحظه می فهمیم که تنهایی چقدر سخت و غیر قابل تحمل است و تازه آن لحظه می فهمیم که در کنار این همه جماد و گیاه و حیوان و ثروت و امکانات فقط ما این همه ((فقیر)) هستیم .

آن لحظه قطعا حاضر خواهیم بود تمام میراث دنیایی خود را بدهیم اما دیگری را در کنار خود ببینیم .

چرا؟

چون ما انسان هستیم و انسان فقط با " اُنس" با مونس خود می تواند زندگی کند .

مونس ما کیست ؟؟ دو احتمال بیشتر نیست : مونس ما : یا باید خالق ما باشد و یا مخلوقی مثل خود ما .

کدام گزینه بهتراست ؟؟؟

گزینه اول اینکه برای رفع تنهایی خود به افراد و اششا و سگ و گربه و موسیقی و مواد مخدر و شهوترانی و خیانت و .... است پناه ببریم اما مخلوق ، هر که و هر چه باشد می تواند فقط به طور موقت و محدود و فقط در کنار بدن من باشد .

من مخلوق موقتی و محدو و فقط می تواند کنار بدن من باشد البته تمام مردم جهان این موقت و محدود بودن پدر و مادر و فرزند و همسر و دوست و گل و گیاه و سگ و گربه وثروت و قدرت و شهرت در کنار خود را بی وفایی دنیا یا بد شانسی خود تعبیر می کنند .

تمنای هر مخلوقی  چون خودش هم ، مخلوق ناتوانی مثل خود ماست لذا هرگز نمی تواند در رفع مشکلات ما مفید باشد :

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ( اعراف / 194 ) 

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ( زمر / 38 )

علاوه بر این ( محدودیت زمانی و مکانی و امدادی ) هیچ مخلوقی نمی تواند انیس و مونس قلب انسان باشد .

اما اگر گزینه ی دوم یعنی ((خالق)) خود را به عنوان انیس  و مونس تنهایی خود باور کنیم می توانیم برابر تحول در تقدیرمان فریاد بزنیم :

یا انیس القلوب  ای همدم دلها

یا انیس من لا انیس له

یا انیس المریدین

یا انیس الذاکرین

یا انیس الاصفیاء

یا خیر مونس و انیس

چرا؟؟؟

زیرا او ؛ از خود ما به قلب ما نزدیکتر است :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ  ( انفال / 24 )

زیرا با این انتخاب عاقلانه در هر زمان و مکان و موقعیتی در آغوش خدا هستند ( خدا مرا در آغوش خود گرفته و جدای از او نیستم )

هر کجا و در هر شرایطی خدا با شماست

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ( حدید / 4)

زیرا خالق ما حتی می داند که در هر لحظه تحت تاثیرچه القائاتی هستیم   :   

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ( ق / 16 )

دعای توسل یعنی وسیله ی گرفتن

پس گفتگو را شروع کنیم با : نام او که  لا اله الا هو

یعنی همه چی همه او

یعنی فقط هستی هست و جز هستی جایی وچیزی نیست

به نام او که : هو الحی القیوم

چرا خدا :

 چون فرمانروایی مطلق جهان در دست اوست

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ( ملک / 1 )

زیرا : فقط او خالق مرگ و زندگی است :

چرا فرمانروایی به دست خداست ؟

چون فقط او خالق مرگ و زندگی است

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ( ملک / 2 )

خلق الموت و الحیات یعنی : خداوند سنت تجزیه و ترکیب و فرسایش و افزایش و نشیب و فراز و ریزش و رویش را بر جهان حاکم کرده است .

خلق الموت و الحیات یعنی : خلقتِ مدام و آفرینش مستمر و خلق دائمی است 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است