طلب علم ؟



با سلام به شما مخاطب محترم ،
به نظر شما « طلب علم » یعنی چه ؟
لطفا هر نظری دارید بنویسید.


مطهره تابش     1395/04/11 - 18:31
باسلام ضمن تشکر از پاسختان پس شاید بتوان گفت در طلب نوعی اشتیاق واحساس نیاز حقیقی ( برای رسیدن به باغ ملکوت)وجود دارد ولذا رفتارهای ناشی از غرایز طبیعی انسان وسایر موجودات را که در جهت رفع نیازهای مادی انان است نمیتوان "علم"نامید چنانکه علم با ظن هم نمیتواندهمخوانی داشته باشد

با سلام و تشکر از اظهار نظر شما. به نظر می رسد همینطور است که فرمودید. « طلب » ، احساس فردِ « ته چاه افتاده‌ای » است که برای « رهایی و نجات و صعود و تکامل و تعالی » خود ، « طالب » طناب و « وسیله‌ی نجات » است. قطعا او هیچ طناب و وسیله ای را فقط برای « داشتن » و « ذخیره کردن و احتکار و فروش » و « مقایسه و تفاخر کردن » نمی‌خواهد. به عبارت دیگر اگر انسان را به سمت آتش « پرت » کنند ( مثل حضرت ابراهیم صلوات الله علیه) و یا به سمت « أسفل السافلین » ، « ردّ » کنند (ثم رددناه أسفل ... ) ، اگر « عاقل و عالم » باشد حتما دنبال « سازش و کسب نظر نمرود » و « کسب کمک مخلوق » ( حتی از حضرت جبرئیل علیه السلام ) برای رفع موقتی مشکل نیست ، بلکه فقط « طالب لطف و عنایت الهی » و « انقلاب درونی و نجات حقیقی » است. (مانند « علمی » که ساحران زمان فرعون با « دیدن اعجاز حضرت موسی علیه السلام » به آن رسیدند و فهمیدند آن « علمی » که سالها برای « کسب » آن زحمت کشیده بودند و « مدرکش را گرفته بودند » ، نجاتبخش آنان نیست.) متأسفانه امروز بسیاری از مسلمانان ، « آیات پر إعجاز قرآن » و « دعاهای نورانی و حیاتبخش » را فقط برای « کسب ثواب » می خوانند و مثل آن ساحران و مثل افراد « ته چاه غیبت افتاده » و به « أسفل السافلین پرت شده » به آنها « تمسک » نمی جویند و « طالب و تشنه ی سبک زندگی اسلامی » برای تکامل و تعالی خود نیستند.

مطهره تابش     1395/04/01 - 01:03
با عرض سلام وتشکر وعرض پوزش ایا طلب علم هم فطری است؟ وایامیتوان گفت طلب علم در مرتبه ای حتی غریزی است؟ رابطه علم و ظن چیست؟ ایا ظن از علم سرچشمه میگیرد یا از بی علمی؟بعبارتی ظن عدم یقین است یا عدم علم؟ با عرض معذرت

با سلام و تشکر از اظهار نظر شما . لطفا بیاندیشید و بفرمائید : اولا : « طلب » به تنهایی یعنی چه و « طالب » کیست ؟ ثانیا : بیاندیشید و بفرمائید وقتی « حیوانات » به طور « غریزی » و با به کارگیری « حواس مختلفشان » دنبال « شکار و غذا » می‌گردند و وقتی « افراد شکارچی » با دقت در « علائم و رد پای حیوانات » دنبال « شکار » هستند ، آیا می‌توان به آنها « طالب علم » گفت ؟

مطهره تابش     1395/03/04 - 00:14
با سلام از توصیه های اکید طلب علم است اما شاید بتوان گفت منظور علم حقیقی است(نه علمی که خود مال است)انگار این طلب علم با طلب معرفت (خودشناسی وخداشناسی)همخوانی دارد وچشم انداز ان کمال وتقرب است پس نمیتواند بدون بازتاب عمل صالح باشد لذا انسان هرلحظه باید با تعقل وتفکر بدنبال علم باشد گویا مانند تشنه جویای اب، بدنبال ان بسرعت میدود تا تشخیص حق وباطل را در لحظه لحظه زندگی خودبدهد

با سلام به شما و تشکر از ابراز نظر مختصر و مفید شما . به استناد آیه 1 تا 5 سوره علق ، هر انسانی در آغاز ورود به دنیا در کنار « تمایلات غریزی » ، « بدیهیات عقلی » را می¬ داند و از طریق « حواس » از مخلوقات اطرافش ، « آطلاعات » کسب می کند و بر مبنای آن « تمایلات غریزی و بدیهیات عقلی و اطلاعات حسی » ، « بدون هیچ تعهد پایداری » با اطرافیانش « ارتباط ظاهری » و « محدود » (دوستانه ، خصمانه ، عاطفی ، جنسی ، .... ) برقرار و « شبیه حیوان و گاه پست تر از آن » ، « زندگی » می کند. اما « طلب علم » احتمالا یعنی اینکه او بکوشد فقط بر مبنای « بدیهیات عقلی و فطری » خود ، « نقش » خودش را در « عالَم » برای خود به نحوی « معلوم » کند که « مسئولیت و وظائف » او ـ در هر شرائطی ـ برایش روشن و به « انجام » آنها « ترغیب » شود و « عمل » به آنها را بر خود « واجب » ببیند. این « علم » از جنس « نور » و « بصیرت آفرین » است و باید رابطه ی فرد را با « خالق » و « آخرت » و در نتیجه با « خلائق » روشن و به زیبایی « تنظیم » کند و با « اطاعت و تواضع و خشوع و تقوا و عمل صالح » همراه باشد و او را از « غفلت و جهالت و کسالت و ظلم و مقایسه و غرور و تکبر و طمع به مال دیگران و حسادت و فسق و فجور و فساد » حفظ کند. پس « این طلب علم » ، برای انسانی که « مخلوقیت » خود را باور دارد « محدودیت زمانی و مکانی و تعطیلی » ندارد. لذا حضرت امام صادق صلوات الله علیه در وصیتی به حمّاد فرمودند : فَكُنْ يَا حَمَّادُ طَالِباً لِلْعِلْمِ فِي آنَاءِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَقِرَّ عَيْنُكَ وَ تَنَالَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَاقْطَعِ الطَّمَعَ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ عُدَّ نَفْسَكَ فِي الْمَوْتَى وَ لَا تُحَدِّثْ لِنَفْسِكَ أَنَّكَ فَوْقَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ وَ اخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ مَالَكَ ( بحارالأنوار‏13: 416) از منظر قرآن ، « چهار خصوصیت زیر » نشانه ی « علم غیر مفید » و « بی علمی » و « گمراهی » است : إِنَّ الَّذينَ « لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ » لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى‏ (27) وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ « إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ » وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً (28) فَأَعْرِضْ عَنْ « مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا » وَ « لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا » (29) ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى‏ (نجم/30) امیدوارم در این ضیافت با شکوه رمضان و ماه بارش قرآن ، همواره در پناه قرآن ، شادکام و موفق و موید و عاقبت به خیر باشید.

ليلا ايروانى نجفى     1394/07/13 - 20:46
ممنون إز مطالب خوبتون

با سلام و تشکر از مراجعه و توجه شما.