دمكرات‌ها ، كافر و ظالم و فاسقند



« دمكرات‌ها » و « طرفداران مردم سالاری غیر دینی » ، كافر و ظالم و فاسقند. »

 

با اينكه تمام مردم جهان اگر به « عقل » خود مراجعه كنند « مخلوقيت » خود را مي‌ فهمند ،

و با اينكه تمام مردم جهان با مراجعه به « عقل » خودً قطعا وجود « خالق » خود را می فهمند،

اما متأسفانه أكثر مردم جهان هنگام رأي دادن و گزينش مسؤولين كشورشان ، و أکثر أعضاء قوه ی مقننه و مجريه و قضاييه ، هيچ توجهي به « تعالیم و دستورات و احكام خالق » خود ندارند.

از منظر وحي، هر شخصي كه به « طرفداران حاكميت (مقننه) و حكومت (مجریه) و حكميت (قضائیه) الهي » رأي نمي ‌دهد و در زندگی به تعالیم و احكام خالق خود اعتنايي ندارد و عمل نمی کند ، كافر و ظالم و فاسق است :

... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ (مائده/44)

... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده/45)

... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (مائده/47)


مطهره تابش     1395/05/29 - 19:15
با سلا م وتشکر لطفا نقش دمکراسی را در جامعه دینی میفرمایید؟ایا امکان دارد دمکراسی برمبنای دین داشته باشیم؟

با سلام . هر چند که در کتاب ها و مباحثات « نظری » ، « دمکراسی » و « جمهوری » را به « مردم سالاری » و « اصالت مردم » و « حکومت اکثریت » ترجمه می کنند اما در « عمل » امکان ندارد که « تمام مردم » در انتخاب مثلا رئیس جمهور یا نمایاندگان مجلس ، « اتفاق نظر » داشته باشند یا تا کنون هیچ یک از « مصوبات » هیچ مجلسی به تصویب « تمام نمایندگان » نرسیده است ، پس « اکثریت مردم » در انتخاب مسئولین و قوانین ، عملا شرکت ندارند و نظر و منافع اکثریت مردم هرگز تامین نمی شود ، بنابراین « مردم سالاری » ، عملا « غیر ممکن » است. و در تمام کشورهای مدعی « دمکراسی » ، در واقع روسای احزاب و سیاستمداران و صاحبان ثروت و قدرت و رسانه (تقریبا یک درصد مردم) « نظر » خود را به تمام مردم تحمیل می کنند. فرض کنید 80 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند و در انتخاب 80 درصد نمایندگان اتفاق نظر داشته باشند و « تمام قوانین » به تصویت 80 در صد از نمایندگان رسیده باشد در این صورت (که تا کنون سابقه نداشته ) باز قوانین تصویب شده ، منافع حتی « نیمی » از مردم را هم تأمین نمی کند. اما در « مردم سالاری دینی »، اکثریت مردم، تمام « احکام و تعالیم خالقِ همه مخلوقات » را می پذیرند بنابراین با اینکه ممکن است بخشی از مردم موافق نظام و مقررات نباشند اما احکام و قوانین با « عقل و منطق و فطرت تمام افراد بشر در طول تاریخ » انطباق دارد و « منافع » تمام مردم و مخلوقات را تامین می کند. ... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ (مائده/44) ... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده/45) ... وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (مائده/47)