فرق قلب و صدر ؟



به نظر شما میان « قلب » و  « صدر » چه فرقی است ؟

 

                                  

 

به نظر می‌رسد « قلب » رابط انسان با عالم غیب و « صدر» رابط او با مخلوقات است.

قلب مرکز تحول و میدان « انقلاب » انسان است !

لذا طبق آیه « إن الله یحول بین المرء و قلبه »، خداوند به قلب انسان نزدیکتر از خود اوست و اگر انسان از « سلامت» و « طهارت » قلب خود عاقلانه و دائم مراقبت نکند از دریافت الهامات غیبی محروم و به کمال و لقاء الهی نمی‌رسد و اگر بخواهد قلبش را دوباره فعال و تطهیر و خودش را متحول کند، فقط باید به خداوند توجه کند و فقط از او استمداد کند و بگوید : یا مقلب القلوب و الأبصار ... حول حالنا الی أحسن الحال.

اما طبق بیان سوره‌ی فلق : شیاطین تنها می‌توانند در « صدر » انسان « وسوسه » وارد کنند : الذی یوسوس فی صدور الناس.

و شاید « صدر » همان « ذهن » انسان و مخاطب رسانه‌ها و محل نگهداری شنیدها و دیده‌شده‌ها و خاطرات گذشته و اطلاعات محسوس دریافتی از مخلوقات است.

و شاید همین ذهن است که زمینه‌ی مقایسه، کینه، حرص و حسد را مهیا می‌کند.

 

 


مطهره تابش     1395/04/01 - 01:07
با سلام پس منظور از شرح صدر چیست؟

با سلام به شما. « شرح » یعنی : وسعت دادن . گشادگی ایجاد کردن . باز کردن و تشریح کردن و شرح دادن . افزایش ظرفیت . بالا بردن توان دریافت و تسلط بر چیزی. شاید « شریح قاضی » به این خاطر « قاضی » شد که می توانست قوانین و احکام را « باز » کند و « حکم » هر مسئله ای را صادر و مشکل را حل کند. افراد می توانند « پیکر انسان یا حیوان مُرده یا زنده » را « تکه تکه » کنند اما « تشریح » کار انسان عالم و دقیقی است که « أعضاء بدن » را از هم جدا می کند. « شرح صدر » در قرآن برای « دو » نوع از « افراد خاص » بشر بیان شده است : اول : آنان که از « ضیق صدر » و « فشار غفلت و ظلمت و جهالت و پیچیدگی مسائل در ذهن » ، « رها » شده اند و به « نورانیت و توانایی خاص تشریح مسائل و مشکلات و حل منطقی و عالمانه ی آنها رسیده اند و در نتیجه می توانند در برابر « انواع مسائل و مصائب و مشکلات » ، « شجاعانه و صبورانه و موحدانه مقاومت » کنند و « ارزشهای انسانی » را هم « در هر شرائطی » به زیبایی به نمایش درآورند. دوم : آنها که برای « کفر » ، « شرح صدر » پیدا کرده اند و از « حریمها و حجابها » عبور کرده و « حرمتها » را شکسته اند و « در غفلت و ظلمت و جهالت و تخلفات و گناهها » غرق شده اند و بیشترین خباثتها و پلیدیها را از خودشان « با جسارت و وقاحت کامل » ، ابراز می کنند. مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (نحل/106) بنابراین « شرح صدر » : اولا : برای « همگان » نیست و فقط برخی از افراد می توانند به « مقام و مرتبه ی شرح صدر » ( در ایمان و در کفر ) برسند. هر فردی نمیتواند مانند « أمیرالمومنین حضرت علی » و « قهرمان بدر و حنین و فاتح خیبر » و سایر أئمه أطهار صلوات الله علیهم با آن همه فضائل باشد ، و هر فردی هم نمیتواند مثل « ابن ملجم یا شمر یا خولی » و « شقی ترین » أشقیا باشد. انسان میتواند آنقدر ذهن و سینه اش را با اوهام و خیالبافی و سیئات و خبائث وسعت دهد تا بتواند بدترین و زشتترین خبائث کم نظیر را هم از خود به نمایش بگذارد. ثانیا : « شرح صدر برای اسلام » را فقط « خداوند » برای « فرد لایقِ هدایت » ، « اراده » می کند : فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ ... (أنعام/125) ثالثا : با رسیدن فرد به « شرح صدر ، از « ضیق صدر » و « رجس » در امان می ماند : فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ ... وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ « صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً » كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ « الرِّجْسَ » عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ (أنعام/125) قرآن ، اولین « شرح صدر » را برای حضرت موسی علیه السلام مطرح نموده است :اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ (24) قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري (طه/25) و دومین فردی که به« شرح صدر » رسید و « فشاری » از او برداشته شد ، پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله بودند : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ؟ (1) وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ ؟ (إنشراح/2) و سومین نفری که « خداوند » ، « صدر » او را هم به مقام « شرح برای اسلام » رسانده ، فردی است که « نورانیتی » مثل « نورانیت پیامبر » دارد : « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » ؟ ، فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ (زمر/22)

طاهره     1394/03/03 - 19:50
با سلام. عذرخواهم جرا در ایه قران شرح صدر را از خدا میخواهیم. رب الشرح لی صدری.... .؟چرا لین شرح را در قلب نمیخواهیم.با تشکر

با سلام به شما . قلب انسان احتمالا مانند حسابهای بانکی محدودیتی ندارد و انسان به اندازه قابلیت و طهارتش می تواند الهامات غیبی را با قلبش دریافت کند اما به نظر می رسد « صدر » انسان که رابط او با مخلوق است اگر انشراح الهی نداشته باشد ، کم می آورد و با حواس پرتش ، توجه موحدانه اش را از دست می دهد و جوگیر و منفعل و گرفتار خوف و حزن و حسد و حرص و سایر رذائل می شود. حضرت موسی علیه السلام با شرح صدر رحمانی خود ، خودش را در برابر فرعون واکسینه کرد. موفق و موید باشید.

جهانپور     1394/02/04 - 07:20
باسلام ،قلب ظرف دریافت است اما صدرمحل صدوراست.محل استقرارعقل در قلب است .صادرات مثبت ومنفی ازصدرصورت می گیرد.

با سلم به شما و تشکر از اظهار نظرتان. إن شاء الله به زودی نطرم را تقدیم حضورتان خواهم کرد.

محدثه جعفری     1393/12/17 - 16:08
قلب به معنی وسط ولب وخالص هرچیز استاما صدر به معنی اغاز هرچیز هست وقلب دچار مرض میشود ،فی قلوبهم مرض.اما صدر چون اغاز هرچیز هست به نظرم دچار مرض نمیشود وروح خدا در ان دمیده شده وباتوجه به سوره حج۴۶میفرمایددلهایی که در سینه هاست کور میشود پس صدر بالاتر از قلب است وزیر مجموعه صدر

با سلام به شما و تشکر از ابراز نظرتان. إن شاء الله تعالی به زودی نظرم را مطرح خواهم کرد.

مطهره تابش     1393/12/11 - 20:59
باسلام قلب حرم خداست که شهود بواسطه ان است اما صدر محل وسوسه هم هست هم میتواند محل الهام وهم میتواند محل وساوس شیطان باشد

با سلام به شما و تشکر از ابراز نظرتان.